۱۹:۵۵ ۱۳۹۹/۹/۱۷

سلام بچه ها من اومدم.
اه چه اتفاقات زیادی افتاده تو این دو روز!
منم تشکر میکنم از نوشان که نظرات و احساساتش رو راحت و مستقیم بهمون گفت.
من اگه بخوام به بحث بپیوندم و بحث رو ادامه بدیم باید بگم که حال نوشان رو متوجه میشم و کاملا درک میکنم و میدونم که جاهایی مشخصه حق باهاشه.
اول با جاهایی که سریع نمیتونم بگم روش نوشان جواب میده :
این اتفاقی که ما رو کم و بیش (بیش برای منو مهرنوش که این اواخر هر قسمتمون حدود یه ماه طول کشید و کم برای نوشان که حتی تک قسمت نوشتنش بعد از سه گانه من بیست روز طول کشید.) درگیر کرده رو واقعا فکر نمیکنم که بتونیم نادیده بگیریم یا مثلا بگیم خوب برای سه ماه میذاریمش کنار. چون الان مدیریت کردن زندگی، کار، خریدها، استرس ها و اتفاقات اطراف پیرامون هر شخص، چنان جدی و سخت هست که واقعا باید همه مون یه مدرک دکتری افتخاری مدیریت بگیریم. واقعا بعضی وقتها یه هفته نمیشه حتی نیم ساعت اخبار گوش کرد که کار ساده ای هست و فقط باید نیم ساعت یه جا بشینی کاری نکنی. پس واقعا باید با بخش مهمی از این شرایط جدید کنار بیایم.
مورد دومی که موافق نیستم مقایسه قسمت های الان با قسمت های ابتدایی فصل اوله. درسته اون موقع من مینوشتم کاخ در نور آفتاب میدرخشید و رومل گودریان در کنار جوی آب قدم میزد ...
نوبت نفر بعدی میشد. اما الان اگه کلا برم کنار فکر کنم برای شما قابل قبول تر باشه تا همچین قسمتی رو بنویسم. یا هر کس دیگه ای.