خانه
762K

کافه نویسندگان

  • ۱۵:۴۵   ۱۳۹۹/۱۰/۱۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    خوب من خوندم
    در یک نگاه اجمالی داستان قشنگ و کم نقصی بود، نثر روان و خیلی خوبی داشت، شاید در این حوزه تنها نقطه ضعف نه چندان مهمش این بود که سوییچ کردن بین لوکیشن ها بعضی وقتها یکم گیج کننده می شد مثلا وسط داستان اسپروس در حد یک خط از یک داستان دیگه نوشته شده بود و باز برگشته بود.
    اگر می تونستی تفکیک بین لوکیشن ها رو مشخص تر کنی خیلی عالی می شد.
    در مورد محتوا: داستان اسپروس خوب پیش رفت، حتی اضافه شدن شارلی هم خوب بود، امیدوارم این موضوع ملکه سفید جوری نباشه که در داستان به یک موضوع خیلی مهم تبدیل شه ولی به هر حال من از داستان اسپروس تا اینجا خوشم اومد.
    ما می خوایم مثل گیم او ترونز در این داستان یک مقطعی ایجاد کنیم که در پس یک سری اتفاقات بزرگ جادوها تموم می شن و بعدا نسل بشر نمی تونه تشخیص بده که این جادوها در یک مقطع تاریخی وجود داشتند و یا کلا افسانه بودن پس نباید افکتشون خیلی بیش از حد و تعیین کننده باشه
    انتقادات:
    حضور آکوییلا اینطوری تو چادر شارلی برای من از باورپذیری و درک آتمسفر اونجا کم کرد، به نظرم خیلی بی معنی شد که آکوییلا اومد تو چادر و بوسیله ی یکنفر که هفته ی پیشش دست راستش رو از دست داده بود کشته شد و این موضوع کاملا رئال اتفاق افتاد!
    موضوع بعدی اتفاقی بود که برای شینتا افتاد که این از اتفاق آکوییلا هم غیر منطقی تر بود!
    چطور ممکنه شینتا بعد از اون پیروزی ها اینطور از یک مشت سرباز فراری که توی یک قلعه قایم شدن رودست اطلاعاتی بخوره؟ چرا باید باسمن ها که تا حالا خداوندگار پنهان کاری بودن و تا آخرین لحظه هم جاشون پیدا نشد یهو توسط یک سری سرباز که جاشون مشخصه و در موقعیت ضعف هستند اینطوری آسیب پذیر نشون داده بشن؟
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان