مهرنوش :خوب من خوندم
در یک نگاه اجمالی داستان قشنگ و کم نقصی بود، نثر روان و خیلی خوبی داشت، شاید در این حوزه تنها نقطه ضعف نه چندان مهمش این بود که سوییچ کردن بین لوکیشن ها بعضی وقتها یکم گیج کننده می شد مثلا وسط داستان اسپروس در حد یک خط از یک داستان دیگه نوشته شده بود و باز برگشته بود.
اگر می تونستی تفکیک بین لوکیشن ها رو مشخص تر کنی خیلی عالی می شد.
در مورد محتوا: داستان اسپروس خوب پیش رفت، حتی اضافه شدن شارلی هم خوب بود، امیدوارم این موضوع ملکه سفید جوری نباشه که در داستان به یک موضوع خیلی مهم تبدیل شه ولی به هر حال من از داستان اسپروس تا اینجا خوشم اومد.
ما می خوایم مثل گیم او ترونز در این داستان یک مقطعی ایجاد کنیم که در پس یک سری اتفاقات بزرگ جادوها تموم می شن و بعدا نسل بشر نمی تونه تشخیص بده که این جادوها در یک مقطع تاریخی وجود داشتند و یا کلا افسانه بودن پس نباید افکتشون خیلی بیش از حد و تعیین کننده باشه
انتقادات:
حضور آکوییلا اینطوری تو چادر شارلی برای من از باورپذیری و درک آتمسفر اونجا کم کرد، به نظرم خیلی بی معنی شد که آکوییلا اومد تو چادر و بوسیله ی یکنفر که هفته ی پیشش دست راستش رو از دست داده بود کشته شد و این موضوع کاملا رئال اتفاق افتاد!
موضوع بعدی اتفاقی بود که برای شینتا افتاد که این از اتفاق آکوییلا هم غیر منطقی تر بود!
چطور ممکنه شینتا بعد از اون پیروزی ها اینطور از یک مشت سرباز فراری که توی یک قلعه قایم شدن رودست اطلاعاتی بخوره؟ چرا باید باسمن ها که تا حالا خداوندگار پنهان کاری بودن و تا آخرین لحظه هم جاشون پیدا نشد یهو توسط یک سری سرباز که جاشون مشخصه و در موقعیت ضعف هستند اینطوری آسیب پذیر نشون داده بشن؟
ممنونم مهرنوش حتما حواسم هست که موضوع جادوها همون جوری که میخوای پیش بره
در مورد داستان آکوییلا : کدوم تیکه اش درست نیست؟ تو چادر اومدنش یا کشته شدنش توسط اسپروس؟ تو چادر اومدنش که مشخص شد نقشه کیتایا بوده حالا ازنکه چجوری تهیج کرده که آکوییلا بره سراغ اسپروس و شارلی، موضوع داستان ما نبود، وقت پرداختن بهشو نداشتیم از هیجانشم کم میکرد، اما اگه نوع مبارزه با نظرت خوب نبوده بگو تا درستش کنم
در مورد شینتا: شینتا از سربازای لابر رو دست نخورد در واقع برگ برنده لابر الان تایگریس بود چون تایگریس تمام ابن مدت نو سیلورپاین ارتشو میپاییده و میدونسته کجان، بالاخره هر ارتشی هر چند خفن یه نقطه ضعفهای داره من اینجا تصور کردم که تایگریس تونسته تو سیلورپاین یه اطلاعاتی برای روز مبادا جمع کنه، اگه این منطقی نیست بهم بگو تا ببینم چی کارش میتونیم بکنیم