سلام نوشان جون، اگر می خوای این اعتبار رو به تایگریس بدی خوبه ولی بهتر بود قبلش یکم زمینه چینی می کردی که مثلا لابر می پرسه که اونها می دونن چطور باید کمپ باسمن ها رو پیدا کنند و اونها چند نفرن و چیکار می کنن و آیا در موقعیت حمله به لیتور هستند یا نه؟ کلا خیلی سوالات که الان تو ذهن لابر هست و جوابشو نمی دونه و بخاطر همین اینطوری غافلگیر شده
بعدش نقشه ای بکشه که سعی کنه شینتا رو تحریک کنه
ولی ما قبلا شینتا رو اینطور معرفی کردیم که در جنگاوری ضعیف تر از دایسوکه هست ولی خیلی سیاستمدارتر و هوشمند تره که البته اینا می ره به سمت داستان آقا بهزاد فکر کنم.
در مورد موضوع حمله آکوییلا هم کلا من متوجه خیلی چیزا نشدم مثلا از کجا می دونست که اسپروس در اون لحظه اونجاست و اگر می خواست اونا رو بکشه چرا با سک شمشیر درست و حسابی نیومد و حالا که اومد چطوری از یک آدم به شدت مجروح شکست خورد و .... که اگر صلاح دونستی اینا رو با نظر خودت اصلاح کن
در کل داستان خیلی خوبی بود آفرین
