خانه
791K

کافه نویسندگان

  • ۱۵:۲۲   ۱۳۹۹/۱۲/۱۸
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

    سلام نوشان جون
    من فکر می کنم که یکم عصبانی و دلخور شدی وگرنه اوضاع اینطوری ها هم بد نیست!
    اول اینکه قرار نبود برای پیدا کردن کتیبه ی آخر اصلا وارد همچین فضای جادویی بشیم، یکبار براتون طرح اولیه ی کتیبه ها رو همینجا فرستادم که معلوم بود هر کتیبه باعث معلوم شدن محل کتیبه ی بعدی خواهد شد و اینطوری شد که کتیبه هشتم در جایی بود نزدیک محل استقرار باسمن ها در ریورزلند و امکان پیدا کردن و آوردنش نبود و قرار بود اسپروس برای این خطر بزرگ داوطلب بشه و ....
    بعدا خودت تصمیم گرفتی که وارد این حوزه بشی و من فکر می کنم که این حوزه بیشتر کمک می کرد که داستان تقابل آکوییلا و اسپروس و همینطور سرنوشت مردان بی سرزمین به یک همگرایی و سرانجام برسه
    اینکه من بیخیال کتیبه ی هشتم شدم برام چیز خوبی نیست چون فریم به فریم کارهای خفن پلین برای استقاده ازش و پیروزی در جنگ رو تصور کرده بودم ولی الان می بینم که شاید این کتیبه و داستانش برای اکسیموس ها خیلی خوب و پر رنگ باشه ولی برای کل داستان خوب نیست و بهتره این همه شخصیت ممتاز که در داستان درست کردیم در جنگ سرنوشت خودشون رو درست کنن و نه در دنیای جادویی.
    حالا به هر حال من که در حایگاهی نیستم که برای داستان تعیین تکلیف کنم، من پیشنهاد کردم که کتیبه ی گل سوزان پیدا نشه، شما می تونید مخالفت کنید و من اگر اکثریت مخالفت کنه کاملا قبول می کنم.
    در مورد برداشتت از این قسمت از داستان من باهات موافق نیستم که یک چیز سراسر منفی هست و به نظرم چیزهای مثبت و باحال هم توش کم نیست ولی من فکر می کنم که تو قدرت انعطافت رو از دست دادی، من یک روزی کلی قسمت نوشتم در مورد روابط جافری و پلین، بعدش جافری مرد تموم!
    شاردل که یکی از ارکان داستان بود کارش تموم شد ولی اثرش تو داستان می مونه
    ولی مثلا داستان شارلی و اسپروس خیلی وقته که لوس شده و اگر دقت کنی ما دو سیزن هست که داریم اینو بهت می گیم ولی تو ولکنشون نیستی! خوب نتیجه همین می شه دیگه! داستان جذابیتش کم می شه
    واقعا الان از دست خودم خیلی عصبانی هستم که دارم اینو با این لحن رک و بی ملاحظه می گم ولی اینا رو می گم که فکر نکنی برای درست کردن اوضاع باید این داستان هایی رو که نوشتیم نادیده بگیریم!
    می تونی یکشب بشینی فکر کنی و داستانی بنویسی از اونسر دنیا که حتی در مخیله ی من و بهزاد و فرک نمی گنجیده و فوری وصل بشه به داستان اصلی و کلا این قسمت بجای حذف شدن یک قسمت باحال از داستان بشه ولی اینطوری بهت بگم که از کل آدم هایی که اونجا هستن فقط یکی رو در بیار و برگردون به داستان
    من احساس می کنم که اگر ته داستان رو مجسم کنی اونوقت می تونی برگردی و برای هر کدوم از سوال های آقا بهزاد یک پاسخ منطقی درست کنی و داستان رو عالی و بی نقص کنی.
    اصلا نگران نباش من واقعا تو فکرم هست که یکروزی این داستان رو بدیم یک ویراستار بازنگری کنه و منتشر کنیم و مطمئنم که خیلی باحال می شه

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان