سناریوی من اینه:
آکوییلا به خاطر بازی ای که خورده و حقارتی که از سمت شینتا و باسمن ها تحمل کرده، ظاهرا پذیرفته با کیتایا همکاری کنه اما در خفا تصمیم میگیره با اسپروس متحد بشه . بنابراین با اسپروس ملاقات مخفیانه در حاشیه جنگل داره و بهش یه سری اطلاعات میده که اعتماد اسپروسو جلب کنه. بهش میگه کیتایا نمیخواد منتظر تو بشه تا بری شینتا رو آزاد کنی بعد جادوی متقابل رو باطل کنه بلکه به زودی شارلی رو با یه گروه میفرسته دنبال پیدا کردن کتیبه
چرا کیتایا این کارو میکنه: چون میخواد دشمنانش که باسمن ها و جبهه متحدن همدیگه رو تضعیف کنن بنابرابن نمیخواد هیچ کدومشون با کتیبه به اون یکی ارجح بشن
چرا شارلی این کارو میکنه: چون میخواد خودشو ثابت کنه و انتقام تحقیرهاشو بگیره
اسپروس میره سیلورپاین و تایگریس رو مامور میکنه مخفیانه بره و شینتا رو فراری بده. تایگریس این کارو میکنه و شینتا رو میارن و تحویل آکوییلا میدن. آکوییلا شینتا رو قبل تحویل زخمی میکنه بعد تحویل میده چون میخواد انتقام اشغال سیلورپاین رو بگیره و میخواد تکاما رو عصبانی کنه بعد میره سراغ کیتایا
تو یه تقابل با کیتایا، کیتایا رو میکشه و چون هیچ کیتایای دیگه ای برای انتقال قدرت وجود نداره با مردن کیتایا جادوهایی که ایجاد کرده بود از بین میره
ریپولسی دنبال شارلی رفته بود و تعقیبشون کرده بود وقتی جادوهای محافظ کتیبه توسط شارلی باطل میشه و وقتی شارلی میخواد کتیبه رو برداره، ریپولسی که دستور داره هروقتی که قرار شد دست کسی به کتیبه بخوره اون شخص رو بکشه، اونو میکشه. اینجا قراره ریپولسی تحت هیچ شرایطی نذاره کسی کتیبه رو برداره
تکاما هم بعد از تحویل گرفتن پسرش تصمیم میگره برای پر کردن جای خالی شینتا و ناکامورا، خودش وارد جنگ بشه
اسپروس و آکوییلا میرن ریورزلند که کتیبه رو بردارن ولی مورد حمله مردان بی سرزمین قرار میگیرن اسپروس کشته میشه آکوییلا کتیبه رو میبره بده به جبهه متحد
مردان بی سرزمین از طریق جادو میفهمن که اتفاقاتی داره میوفته و بانوی سفید کشته شده و کتیبه برداشته شده واسه همین انگیزه حمله به اسپروس و آکوییلا رو دارن