نوشان :
مهرنوش :
نوشان :ببین فرک من تو خصوصی هم گفتم الانم رو حرفم هستم من نمیتونم داستانی که باهاش ارتباط نکردم رو بنویسم. نه من هیچ کدومتون نمیتونین بنویسید. حالا این تلفیقی که پیشنهاد میدین رو انجام بدین و تو نوشتنش هم مشارکت کنید هر کدوم یه بخشیشو بنویسیم
نوشان جون اصلا نمی شه که آدم داستانی رو بنویسه که خودش دوسش نداشته باشه، بگو از کجاهاش خوشت نمی یاد که با نظر خودت درستش کنیم.
منم همینو رو میگم، الانم نمیخوام بگم کجاهاشو دوست ندارم که درستش کنیم چون وقتی این بحث شروع شد و من خودم آگاهانه تصمیم گرفتم وارد این بحث بشم قضیه دوست داشتن و این حرفها رو گذاشتم کنار، وارد شدن به ماجرای اینجاشو دوست ندارم چرا دوست نداری اینجاش اله بله هم انرژی منو میگیره هم انرژی شمارو،
این تلفیق که هم تو بهش اشاره کردی هم بهزاد رو انجام بدین یه ایده کلی مورت توافق همه از توش دربیاد. بعدش وارد مرحله نوشتنش میشیم
من اگه بتونم اعلام میکنم من این تلفیق رو دوست دارم مینویسمش اگه ببینم نمیتونم میام میگم بچه ها من نمیتونم بنویسمش نه بخاطر لج بازی فقط بخاطر اینکه باهاش ارتباط نگرفتم و نمیتونم خوب درش بیارم. بعد یکی از شما قبول مسئولیت میکنه مینویستش و تامام
نه نوشان جون اصلا اینطور نیست.
اول اینکه کل این بحث با درخواست خودت پیش اومد وگرنه ما اینجا هیچ لزومی نداریم که از داستان های هم خوشمون بیاد و تو کاملا حق داری هر طور که دوست داری بنویسی و این چالش بقیه هست که خودشون رو با این نوشته هماهنگ کنن، این از توافقات اولبه این تاپیک بوده
دوم اینکه اینطوری نیست که مثلا من این قسمت رو بنویسم و تو از شرش راحت بشی و یقیشو ادامه بدی چون این یه قسمت خیلی مهمه و تو باید بدونی که در ادامه تا آخر داستان می خوای با کدوم یکی از شخصیت ها کار کنی؟
می خوای اسپروس زنده بمونه؟ آکوییلا؟ شارلی؟ کیتایا؟ شینتا؟ هیچکدومشون؟ همشون؟ بعضیهاشون؟
اینها چیزهای کلیدی هستند، پس به نظرم حسابی اون پیشنهاد رو بخون و بگو من می خوام اینجوری بشه و اونجوری نشه و من هم قول می دم بدون هیچ بحثی کمک کنم که قسمت خیلی خوبی که دوستش داشته باشی از توش در بیاد.
فقط اینو بدون که کلید اصلی اینه که اول داستان حداکثر در دو قسمت پشت هم قابل هندل باشه و از اینهمه بازیگر داستان فرعی تعداد خیلی کمی به داستان اصلی اضافه بشن
حالا کدوم و چطوریش صد در صد با سلیقه و علاقه ی تو 