۱۶:۰۳ ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
مهرنوشپنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
اوکی پس بریم ببینیم این قسمت رو چیکار باید بکنیم
ببین چیزهایی که به نظرم تو ایده ی اول باید تغییر پیدا کنه:
به نظرم اسپروس اصلا وارد بازی کیتایا در آزاد کردن شینتا نشه و همونجا با یا بدون کمک آکوییلا مبارزش رو با کیتایا شروع کنه و مانع دسترسی شارلی یا کیتایا به کتیبه ی اخر بشه
به نظرم اینکه اسپروس کیتایا رو می کشه با توجه به نبوغ ذهنی خودش باشه و با استفاده از یک فرصت اینکار رو بکنه و در واقع با قدرت فکری خودش نتنها مانع از نفوذ فکری کیتایا برای خوندن ذهنش بشه بلکه بتونه فریبش بده طوری که کیتایا فکر کنه اسپروس رو در سلطه گرفته
اینکه در ادامه شارلی اسپروس رو بکشه به نظرم می تونه خیلی دراماتیک باشه!
ولی پیش بینی هایی که اسپروس قبل از مرگش کرده بوده باعث می شه که شارلی هم نتونه از جادو برای پیدا کردن کتیبه استفاده کنه و در این راه یا بلایی سرش بیاد و یا بعدا برای خیانت به اسپروس حسابش رو برسیم.
اینکه اسپروس باعث شده باشه که شارلی از حضور ناتارها بی اطلاع باشه و اونجا کشته بشه به نظرم خیلی باحال میاد.
اسپروس باید قبلا در مورد سرنوشت سیلورپاین و موقعیت جدید آکوییلا یک نامه ی خفن به اسپارک بنویسه که توش نوشته شده باشه که تصمیم گرفته انحصار پادشاهی از خانواده ی خودش گرفته بشه و آکوییلا خودش رو وقف آزادی سیلورپاین خواهد کرد و در فردای آزادی مردم سیلورپاین خودشون رهبرشون رو انتخاب خواهند کرد.
اینوسط با نقشه ای که می کشیم لابر و شینتا هم کشته می شن و تکاما برای رهبری ارتش باسمن ها به قاره نوین میاد
اسپروس یک نامه ی خفن هم به فرماندهی مشترک در وگامانس می فرسته که اینطوری شروع می شه:
الان که این نامه را می خوانید من زنده نیستم ولی روحم تا لحظه ی آزادی قاره ی عزیزمان با شما خواهد بود و در کنار شما خواهد جنگید....