خوب دیگه
امروز من تو کار شیرین پلو بازی بودم ...
امروز النا از یه ربع به هفت تا هشت و ربع کلاس اسکیت داشت و من و یوسف بردیمش ..اونجا بود که ویار همسری دوباره گل کرد و هوس فرنی کرد ..منم بــــــــــــــدو بدو اومدم خونه و ساعت پنج دقیقه به هشت رسیدم و تا هشت و نیم که یوسف .و النا اومدن فرنی درست کردم ...
سبزی خوردن شستم و.... البته یه کره پنیر هم درستیدم
یعنی هلاک این کره و پنیرم که برا حفظ بنیان خانواده از شر آفات و بلایا درست کردم ....
النا هم مثل مامانش دچار پدیده خود شیفته گی هست و باید با فرنی اش عکس میگرفت دیگه هههه



