خانه

موقع بحث و نزاع از این 5 قانون پیروی کنید

  • بحث ها و درگیری ها بخش جدا نشدنی در هر رابطه ای هستند. هیچ وقت نمی شود که دو نفر، هر چقدر هم که با هم تفاهم داشته باشند، در تمام موارد و در تمام مواقع با هم در هماهنگی کامل باشند. موفقیت در یک رابطه این نیست که دو طرف هیچ وقت با هم بحث نکنند، بلکه باید با روش درستی با هم بحث کنند تا بتوانند مشکل و درگیری مورد نظر را حل کنند. وقتی طرفین زیاد با هم دعوا کنند یا خیلی بد و زشت با هم صحبت کنند، اصلاً برای رابطه اشان خوب نیست. بعضی وقت ها انگار دو طرف به دو زبان کاملاً بیگانه با هم صحبت می کنند و اصلاً نمی توانند بفهمند که طرف مقابل چه می گوید.
    یکی از ضروری ترین مهارت ها برای یک زوج این است که یاد بگیرند در بحث ها خوب با هم صحبت کنند. هر دو طرف باید کارهایی را انجام دهند تا به جایی برسند که بتوانند با ملایمت و مسالمت آمیز اختلافشان را حل کنند. وقتی به این مرحله برسند، می توانند مشکلات خود را در زمان کمتری حل و فصل کنند و به مرور رابطه آن ها بسیار قوی تر از قبل می شود. وقتی بتوانید بحث و نزاع را به درستی کنترل کنید، رابطه شما قوی تر می شود. اما اگر نتوانید به خوبی از پس آن برآیید، هر یک از طرفین روی حرف خودش می ایستد و نمی تواند خشم خود را کنترل کند و در نهایت عشق و شادی در آن رابطه از بین می رود.
    بنابراین باید بتوانید درست بحث کنید. نکته اول این است که یادتان باشد بحث ها و اختلاف نظرها فرصتی برای رشد هستند و در واقع شما و همسرتان به همین دلیل با هم بحث می کنید (رسیدن به جایگاه عشق و هماهنگی و تفاهم). همسرتان دشمن شما نیست، شما هم دشمن او نیستید! بنابراین برای رسیدن به هماهنگی و وحدت در یک رابطه، هر دو طرف باید در کنار هم با آن درگیری یا اختلاف نظر روبرو شوند نه در مقابل هم.

    رفتار مناسب به جای واکنش و عکس العمل
    یادگیری فرق بین رفتار مناسب و واکنش، در رابطه اتان خیلی به شما کمک می کند و یک مهارت بسیار با ارزش در زندگی است. وقتی به درستی رفتار کنید، این نشان می دهد که همه چیز تحت کنترل شماست. گزینه های خود را می سنجید و می دانید چه احساسی دارید و بعد تصمیم می گیرید چطور باید به وضعیت رسیدگی کنید. طرف مقابلتان را سرزنش نمی کنید که چرا باعث به وجود آمدن احساس بدی در شما شده، چون خودتان کنترل همه چیز را به دست دارید.
    اما وقتی سریع عکس العمل نشان می دهید، طرف مقابلتان کنترل همه چیز را به دست می گیرد. شاید چیزهایی بگویید که واقعاً منظوری ندارید و حس خیلی بدی داشته باشید. بر اساس غریزه پیش می روید و بعداً به خاطر عکس العملی که نشان دادید، پشیمان می شوید. عکس العمل نشان دادن باعث می شود هیچ چیز در جهت مثبت پیش نرود. واکنش سریع شما ممکن است با خشم و عصبانیت همراه باشد یا شاید سعی کنید تلافی کنید. البته گفتن این که یاد بگیرید درست رفتار کنید به جای این که عکس العمل نشان دهید، راحت است، اما شاید در عمل واقعاً سخت باشد، مخصوصاً وقتی شرایط بسیار پیچیده و سخت می شود. چون باید بتوانید کنترل ذهنتان را بیشتر کنید.
    یادتان باشد شما تصمیم می گیرید چگونه رفتار کنید. نباید عکس العمل های فوری نشان دهید و در لحظه خشم خود را ابراز کنید. خشمی که خیلی زود فروکش می کند. وقتی تحت کنترل این احساسات زودگذر باشید، درگیری به سرعت ادامه پیدا می کند. البته نمی توان انتظار داشت که کسی افکار منفی نداشته باشد، حتی بعد از سال ها تمرین، دلیلی ندارد خودتان را عذاب دهید. اما کاری که هر کسی می تواند انجام دهد این است که خود را در آن حالت منفی غرق نکند. حتی اگر افکار منفی دارید یا در ابتدا واکنش منفی نشان می دهید، شرایط را بپذیرید و سعی کنید در آن وضعیت منفی باقی نمانید. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، به مرور می توانید همه چیز را تحت کنترل خود بگیرید و درگیری ها را سریع تر حل و فصل کنید.

    یک قدم به عقب برگردید
    این بخش مهم یادگیری برای درست رفتار کردن به جای نشان دادن عکس العمل است. اگر همه چیز خیلی حاد و شدید شروع شد، به همسرتان بگویید که الان زمان خوبی برای صحبت کردن درباره مسئله ای که اتفاق افتاده نیست و ترجیح می دهید که بعداً در مورد آن بحث کنید. در این بین باید به پیاده روی بروید، یا به باشگاه بروید یا جایی بروید که بتوانید با خودتان تنها باشید و بگذارید همه چیز در آن مرحله متوقف شود تا یک سری مسائل برایتان واضح تر شده و از تمام مناظر به آن نگاه کنید.
    در لحظات خشم، عصبانیت ما به نوعی شبیه بچه هاست و نمی توانیم به غیر از عصبانیت و ناراحتی خود در آن لحظه چیز دیگری را ببینیم. مثلاً کودک یک لحظه کاملاً خوشحال است و می خندد، اما لحظه ای بعد اتفاق کوچکی می افتد و به گریه می افتد و انگار دنیا به آخر رسیده است. در آن لحظه فقط ناراحت است و انگار نه انگار که چند دقیقه قبل شاد و خوشحال بوده است.
    در لحظه ای که دعوا شدید می شود، شاید یادتان برود شخصی که روبروی شما ایستاده کسی است که دوستش دارید، کسی است که شریک زندگی شماست، کسی است که برایتان اهمیت دارد. تمام آن چیزی که در آن لحظه می توانید بینید سرسختی و لجبازی اوست و این که شما با او مشکل دارید و انگار تمام صفات درونی خوب او از بین رفته است. شاید در آن لحظه کله شق بازی در می آورد و یا حتی سزاوار خشم شماست، اما صحبت کردن در لحظات خشم یا احساسات شدید، در جهت مثبت پیش نمی رود. همه چیز معمولاً بدتر و شدیدتر می شود. اما یادتان باشد شما شریک زندگی هم هستید و هدف هر دو این است که همراه هم و در کنار هم باشید و باید بتوانید دوباره ارتباط خوب خود را برقرار کنید. چون به زودی از آن وضعیت خارج شده و همه چیز را از دید کاملاً تازه ای می بینید. شاید اتفاقی که چند لحظه پیش برایتان طوری بود که انگار دنیا به آخر رسیده، الان دیگر مشکل بزرگی نباشد.

    ریشه مشکل را پیدا کنید
    بسیاری از زوج ها داخل چرخه بی پایانی از بحث کردن می افتند، مشکل آن ها این است که  ریشه مشکل خود را پیدا نمی کنند. در عوض به جای مسئله اصلی درباره چیزهای بی اهمیت بحث می کنند. مثلاً یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که زنان دارند این است که همسرشان اصلاً به آن ها کمک نمی کند و خودشان مجبورند همه کارها را انجام دهند. شاید آن ها سر این که چرا او آشغال ها را بیرون نمی برد یا چرا ظرف ها را در ظرفشویی نمی گذارد، با هم بحث کنند، اما این موضوع اصلی نیست. بردن آشغال ها باعث بحث و جدل نمی شود. مشکل این است که آن زن احساس می کند مورد سوء استفاده قرار می گیرد و همسرش به او اهمیتی نمی دهد. دلیل اصلی این است. هر وقت سر یک موضوع تکراری بحث و جدل داشتید یا احساس کردید در مورد یک موضوع بی اهمیت بحث می کنید، سعی کنید چیزی را که واقعاً در مورد آن ناراحت هستید پیدا کنید.

    موقع دعوا به همدیگر توهین و بی احترامی نکنید
    در لحظه خشم، خیلی دوست دارید که عصبانیت و خشمتان را به هر نوعی سر طرفتان خالی کنید. اما این کار هیچ کمکی نمی کند و فقط همه چیز را بدتر می کند. سعی کنید فحش ندهید، توهین نکنید، طرف مقابلتان را تحقیر نکنید و به او برچسب نزنید، برای رسیدن به هدف خود از هر طریقی به او حمله نکنید! چیزی را صد در صد به او نسبت ندهید. (مثلاً تو اصلاً هیچ کاری را برای من انجام نمی دهی، همیشه دور و برت را شلوغ می کنی). هیچ چیز صد در صد و قطعی نیست. حتی اگر کسی موقع بحث کردن با خودتان هم از کلمه های "همیشه" یا "هرگز" استفاده کند، شما هم خیلی عصبانی می شوید.
    فحش دادن و بی احترامی کردن مشکل ساز است. در لحظه خشم ممکن است پیش بیاید، ولی وقتی یک بار آن را بگویید دیگر نمی توانید کاری کنید و آن را انکار کنید و نمی دانید که این کار به شریک زندگیتان چه ضربه ای می زند و روی او چقدر تأثیر می گذارد. مثلاً: "تو خیلی احمقی، یا خیلی احمقانه رفتار کردی". همین یک کلمه کوچک، تأثیر زیادی می گذارد، چون افراد وقتی به آن ها برچسب منفی بزنید، حالت تدافعی به خودشان می گیرند.
    حتی اگر شریک زندگیتان گاهی شما را دیوانه می کند، یادتان باشد که او همیشه بد نیست، که اگر این طور بود، اصلاً با او ازدواج نمی کردید! او در واقع کسی است که شما دوستش دارید و هیچ وقت نباید عمداً به افرادی که برایمان مهم هستند، صدمه بزنیم. این کار مخرب است و منجر به ایجاد یک رابطه سمی می شود.

    یادتان باشد که ابراز تأسف بهتر از محق بودن است
    وقتی از شریک زندگی خود نا امید می شوید، خیلی حس بدی دارید و شاید گاهی دوست داشته باشید او را خفه کنید! چون واقعاً حق با شماست و او کاملاً در اشتباه است. او اصلاً متوجه نیست و فکر می کند حق با خودش است. در این حالت به شدت دوست دارید ثابت کنید که حق با شماست، چون واقعاً هم حق با شماست. اما در این حالت هر دو بازنده هستید، چون در مقابل هم هستید. در مقابل و بر ضد هم می جنگید و طرف مقابلتان تبدیل به دشمن شما می شود. در این جنگ او نیز فکر می کند شما اشتباه می کنید و حق با خود اوست. شاید هم حق با دو طرف باشد یا هر دو طرف کمی اشتباه می کنند.
    چیزی که به حل و فصل اختلاف کمک می کند این است که سعی نکنید برنده شوید و اثبات کنید که حق با چه کسی است. (البته اگر شما همیشه اول معذرت خواهی می کنید، این نشان می دهد که چیزی در رابطه غلط است و باید آن را بررسی کنید. چون عدم توانایی در قبول مسئولیت مثل یک پرچم بزرگ قرمز است.) گاهی نیز نمی خواهید معذرت خواهی کنید، فکر می کنید طرفتان لیاقت آن را ندارد و شاید هم واقعاً نداشته باشد! اما اهمیتی ندارد مسئله چیست یا حق با چه کسی است، می توانید اظهار تأسف کنید که می دانید او هم آسیب دیده، یا اظهار تأسف برای گفتن چیزی که نباید می گفتید. چون وقتی یک نفر را دوست دارید، اصلاً نمی خواهید به او صدمه بزنید یا باعث درد و رنج او شوید.
    در لحظه درگیری و کشمکش، شاید این حس کمرنگ شود، اما یادتان باشد در غیر این صورت به جایی نمی رسد. نشان دادن همدلی و دلسوزی و پذیرفتن سهم خودتان در درگیری و نزاع، معمولاً باعث می شود که طرف مقابل نیز همین کار را انجام دهد. این که اولین فرد بخشنده باشید کمی سخت است، اما یک نفر باید این کار را بکند. در غیر این صورت شما همیشه در درگیری و نزاع می مانید و هیچ رابطه ای در این وضعیت دوام نمی آورد.
    شما نمی توانید در هر بحثی برنده شوید، بعضی از درگیری ها نیز هیچ وقت حل نمی شوند. شما فقط باید به همدیگر، به تفاوت هایتان و به نظرات همدیگر احترام بگذارید.

    مترجم اختصاصی زیباکده : سمانه صادقی
    برچسب ها موفقیت ,
       0
مقالات مرتبط
نظرات کاربران
شما میتوانید بعد از ورود برای این مقاله نظر ثبت نمایید.
  • درج نظر
     
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2019 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان