خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۰:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم
    در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها
    تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز
  • ۲۰:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    قلب
    اول می شکند ،
    بعد می گیرد
    و درست لحظه ای که می ایستد
    جای خالی آغوش ات
    بیشتر از همیشه
    درد می کند .
  • ۲۰:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست



    بی تو در خلوت خود شب همه شب بیدارم

    اه ای خفته که من چشم به راهت دارم


    خانه ام ابری و ، چشمان تو همچون خورشید

    چه کنم دست خودم نیست اگر می بارم


    کم برای من از این پنجره ها حرف بزن

    من بدون تو از این پنجره ها بیزارم


    جان من هدیه ناچیز تقدیم شما

    گر چه در شان شما نیست همین را دارم


    من که تا عشق تو باقیست زمین گیر توام

    لااقل لطف کن از روی زمین بردارم
  • ۲۰:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    امشب غزل بر موج #دریامی نویسم
    دریای عشقم را همینجا می نویسم

    امشب بنام سادگیهای نگاهت
    من شعرهایم را چه زیبا می نویسم

    امشب جریمه های مشق عید خودرا
    تا صبح روی آب و بابا می نویسم

    امشب تو را دارم و تا پایان شعرم
    من های خود را جملگی ما می نویسم

    امشب خدا هم عاشق اشعار من شد
    ازبسکه چشمانت فریبا می نویسم

    امشب تمام مهربانیها بپای
    چشمان شورانگیز «زیبا» می نویسم
  • ۲۰:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد. باید از پله ها به آرامی بالا رفت.

    راه صد کیلومتری با قدم اول اغاز میشود
    قدم به قدم تا موفقیت
    در مسیر طولانی موفقیت مشکلات زیادی وجود دارد

    اگر مسیر، مسیر راحتی بود که همه ان را طی میکردند

    در این مسیر باید پایبند اصولی باشید که شمارا به هدف نهایی زودتر سوق دهد؛ نه اینکه به حاشیه و راه های فرعی روید

    یادتان باشد ماشینی که از لحاظ فنی ناقص باشد ؛ مسافرش را به مقصد نهایی نمی تواند برساند و یا با تاخیر می رساند
    هدف ماشین رساندن مسافرش به مقصدش است

    ماشین شما در مسیر موفقیت خود شما هستید
    اگر از لحاظ اراده ، پشتکار ، برنامه ریزی و ...... ضعیف باشید مطمئنا یا دیر به هدفتان می رسید و یا اصلا نمیرسید

    پس این نقصها را برطرف کنید تا بتوانید مسیر موفقیت را درست طی کند
  • leftPublish
  • ۲۰:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی،
    صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی،
    شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین،
    ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی،
    میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم،
    چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟...!!!
  • ۲۰:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    حتی اگر بدانم فردا دنیا تکه تکه خواهد شد،
    باز هم درخت امیدم را عاشقانه خواهم کاشت،
    نه برای برداشت میوه اش،
    برای آنکه افسوس "نکاشتن" را با خود حمل نکنم...
  • ۲۰:۳۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    به چه میخندی تو؟
    به مفهوم غم انگیز جدایی؟
    به چه چیز؟
    به شکست دل من؟
    یا به پیروزی خویش؟

    به چه میخندی تو؟
    به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
    یابه افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

    به چه میخندی تو؟
    به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟

    خنده دار است بخند.....
    ♣️🎶♣️
  • ۲۰:۳۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    خیالی نیست اگرمن باخیال"تو" زنده ام و"تو" بی خیال من!!!
     
    خیالی نیست اگرمن ثانیه به ثانیه از "تو" می نویسم و"تو" نمی خوانی!!!!
     
    خیالی نیست اگرمن با مرور خاطراتت اتش میگیرم و بی توجهی"تو" هیزم براتشم میریزد!!!
     
    خیالی نیست بی تو شاعر شده ام و" تو"تنها بهانه ی شعر هایم!!!!
     
    خیالی نیست اگر عین خیالت نیست .یادت نیست که نیستم.....
     
                                          خیالی نیست..
  • ۲۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    لبخند دوباره تو را مي بوسم


    پيراهن پاره تو را مي بوسم


    بادست اگراشاره كردي به سکوت


    انگشت اشاره تو را مي بوسم
  • leftPublish
  • ۲۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ای نگاهت خنده مهتاب ها
    بر پرند ِ رنگ رنگ ِ خواب ها

    ای صفای جاودان ِهرچه هست:
    باغ ها ، گل ها ، سحر ها ، آب ها

    ای نگاهت جاودان افروخته
    شمع ها ، خورشیدها ، مهتاب ها

    ای طلوع بی زوال آرزو
    در صفای روشنی محراب ها

    ناز نوشینی تو و دیدار توست
    خنده مهتاب در مرداب ها

    در خرام نازنینت جلوه کرد
    رقص ماهی ها و پیچ و تاب ها

    #شفیعی_کدکنی
  • ۲۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    💙💙جای آن که رعد باشم تا پریشانت کنم
    کاش باران می شدم تا بوسه بارانت کنم

    کاش دریا تا در آغوشت بگیرم موج موج
    کاش ساحل تا دمی بر سینه مهمانت کنم

    تو سراسر سازشی، شوق است آبادم کنی
    من سراسر زلزله، بیم است ویرانت کنم
  • ۲۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تو فقط باش
    حال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ...
    نه راه رفتن روی برگ پاییزی ،

    نه نشستن کنار ساحل دریا ...

    و نه هیچ ...

    حال من با تو خوب است ،
    حتی در یک آلونک چوبی
    که باران از سقفش به درون میچکد ...
    تو فقط باش ،

    مرا همین بس که روشنایی شب های تارم ،
    برق چشمان تو باشد ...
    𑨟
  • ۲۰:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    با همین دست به دستان ِ تو عادت کردم
    این گناه است ولی... جان ِ تو عادت کردم

    جا برای من ِ گنجشک زیاد است ولی...
    به درختان ِ خیابان تو عادت کردم

    گرچه گلدان ِ من از خشک شدن می ترسد
    به ته ِ خالی ِ لیوان ِ تو عادت کردم

    دستم اندازۀ یک لمس ِ بهاری سبز است
    بس که بی پرده به دستان ِ تو عادت کردم

    مانده ام آخر این شعر چه باشد؛ انگار...
    به ندانستن ِ پایان ِ تو... عادت کردم!
  • ۲۰:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    دوستت دارم..چرایش پای تو،
    ممکنش کردم،محالش پای تو

    میگریزی از من و احساس من
    دل شکستن هم ،گناهش پای تو

    آمدی آتش زدی بر جان من
    درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

    من اسیرم در میان آن دو چشم
    قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

    سوختم،آتش گرفتم زین سبب
    آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

    پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
    پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو....
  • ۲۰:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم

    ساقی نظر انداخت ، به میخانه نشستم

    بر چشم زدم طعنه ، که این بار ، نبازی

    زان ، مستی ِ چشمش ، دل ِ دیوانه شکستم

    گفتم ، نزنم زخمه بر این ساز ِ مخالف

    با نغمه ی ِ تارش به طربخانه نشستم

    دیدم نتوان بگذرم از مستی ِ عشقش

    مجنون شدم و از خود و بیگانه شکستم

    تا آنکه نسوزم ، به ره عشق ، دگر بار

    بر شمع ِ رخش ، باز چو پروانه ، نشستم

    مستانه وضو کردم و در محضر ِ ساقی

    افسانه و پیمانه و بتخانه ، شکستم
  • ۲۰:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم …

    تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست … تا بدانی نبودنت آزارم می دهد

    … لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان … که از قلبم بر

    قلم و کاغذ می چکد …

    لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است … لمس کن لحظه هایم را …

    تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را.
  • ۲۰:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بار دگر جانب یار آمدیم
    خیره نگر سوی نگار آمدیم

    بر سر و رو سجده کنان جمله راه
    تا سر آن گنج چو مار آمدیم

    نافه آهو چو بزد بر دماغ
    دام گرفتیم و شکار آمدیم

    دام بشر لایق آن صید نیست
    پس تو بگو ما به چه کار آمدیم

    پار دل پاره رفوی تو دید
    بر طمع دولت پار آمدیم

    ای همه هستی مکن از ما کنار
    زانک ز هستی به کنار آمدیم

    همچو ستاره سوی شیطان کفر
    نفط زنانیم و شرار آمدیم

    همچو ابابیل سوی پیل گبر
    سنگ زنانیم و دمار آمدیم

    باز چو بینیم رخ عاشقان
    با طبق سیم نثار آمدیم

    حضرت مولانا
  • ۲۰:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    حالمان بد نیست غم کم می‌خوریم
    کم که نه هر روز کم کم می‌خوریم
    آب می‌خواهم سرابم می‌دهند
    عشق می‌ورزم عذابم می‌دهند

    خود نمی‌دانم کجا رفتم به خواب
    از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
    خنجری بر قلب بیمارم زدند
    بیگناهی بودم و دارم زدند

    سنگ را بستند و سگ آزاد شد
    یک شبه داد آمد و بیداد شد
    عشق آخر تیشه زد بر ریشه‌ام
    تیشه زد بر ریشه یِ اندیشه‌ام

    عشق اگر این است مرتد می شوم
    خوب اگر این است من بد می شوم
    بس کن ای دل نابسامانی بس است
    کافرم دیگر مسلمانی بس است

    در عیان خلق سردر گم شدم
    عاقبت آلوده یِ مردم شدم
    بعد از این با بی کسی خو می‌کنم
    هـر چه در دل داشتم رو می‌کنم

    من نمی‌گویم دگر گفتن بس است
    گفتن اما هیچ نشنیدن بس است
    روزگارت باد شیـرین، شاد باش
    دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

    نیستم از مردم خنجر به دست
    بت پرستم بت پرستم بت پرست
    بت پرستم، بت پرستی کار ماست
    چشم مستی تحفه یِ بازار ماست

    درد می‌بارد چون لب تَر می‌کنم
    طالعم شوم است باور می‌کنم
    من که با دریا تلاطم کرده‌ام
    راه دریا را چرا گم کرده‌ام

    قفل غم بر درب سلولم مزن
    من خودم خوش باورم گولم مزن
    من نمی‌گویم که خاموشم مکن
    من نمی‌گویم فراموشم مکن

    من نمی‌گویم که با من یار باش
    من نمی‌گویم مرا غمخوار باش
    آه در شهر شما یاری نبود
    قصه هایم را خریداری نبود

    وای رسم شهرتان بیداد بود
    شهرتان از خون ما آباد بود
    از در و دیوارتان خون می‌چکد
    خون صد فرهادو مجنون می‌چکد

    خسته‌ام از قصه های شومتان
    خسته از همدردی مسمومتان
    این همه خنجر دل کس خون نشد
    این همه لیلی کسی مجنون نشد

    آسمان خالی شد از فریادتان
    بیستون در حسرت فرهادتان
    کوه کندن گر نباشد پیشه ام
    گویی از فرهاد دارد ریشه ام

    عشق از من دور و پایم لنگ بود
    قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
    گر نرفتم هر دو پایم خسته بود
    تیشه گر افتاد دستم بسته بود

    هیچ کس آیا فکر ما را کرد؟ نه
    فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه
    هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه
    هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه

    هیچ کس اشکی برای ما نریخت
    هر که با ما بود از ما می‌گریخت
    چند روزی است که حالم دیدنی ست
    حال من از این و آن پرسیدنی ست

    گاه بر روی زمین زل می‌زنم
    گاه بر حافظ تفأل می‌زنم
    حافظ ِدیوانه فالم را گرفت
    یک غزل آمد که حالم را گرفت

    ((ما ز یاران چشم یاری داشتیم
    خود غلط بود آنچه می پنداشتیم))



    "حمیدرضا رجایی"
  • ۲۰:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بچه ها عشق قشنــگ است ولـی
    سهم عاشق دل تنــگ است ولـی

    بین معشـــوقه و عاشــــق گه گـاه
    زندگی صحنه ی جنــگ است ولـی

    دل معشـــــوقه و عاشـــــق با هـم
    مثل آییـــه و سنــــگ است ولـی

    با سیــاهی و سفیـــدی ترکیـب
    عشق یعنی که دو رنگ است ولی

    درد بسیـار شکســــت عشقـــی
    بدتـــر از زخم پلنــــگ است ولـی

    دوستــــــانم همه تان می دانیـد
    عشق بی زور تفنـگ اسـت ولـی

    خودمــانیم بـــــــــدون عشقــــی
    کــــار دنیا همه لنـــگ است ولـی

    بچه ها بـا همه ی ایـــــن اوصــاف
    بخــــدا عشق قشنـگ است ولی ...
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان