خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آرامشی دوباره مرا رنج می دهد

    امشب غزل! مرا به هوایی دگر ببر
    تا هر کجا که می بردت بال و پر ببر
    تا ناکجا ببر که هنوزم نبرده ای
    این بارم از زمین و زمان دورتر ببر
    اینجا برای گم شدن از خویش کوچک است
    جایی که گم شوم دگر از هر نظر ببر
    آرامشی دوباره مرا رنج می دهد
    مگذار در غذابم و سوی خطر ببر
    دارد دهان زخم دلم بسته میشود
    بازش به میهمانی آن نیشتر ببر
    خود را غزل، به بال تو دیگر سپرده ام
    هرجا که دوست داری ام امشب ببر ببر


    محمد علی بهمنی
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تو آن شعری که من جایی نمی خوانم

    نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم
    کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم
    تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟
    همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم
    تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
    و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم
    تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم
    به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
    زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟
    چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟
    نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند
    که این من، این من آرام، در مردن به جز اینم


    مخمد علی بهمنی
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب!
    شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب؟
    پشت ستون سایه ها روی درخت شب
    - می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب
    می دانم آری نیستی اما نمی دانم
    - بیهوده می گردم بدنبالت، چرا امشب؟
    هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
    - نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب
    ها... سایه ای دیدم! شبیه ات نیست اما حیف!
    ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
    هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
    حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
    امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
    بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
    گشتم تمام کوچه ها را، یک نفس هم نیست
    شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
    طاقت نمی آرم، تو که می دانی از دیشب
    باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب
    ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
    آخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب؟

    محمد علی بهمنی
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
    دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
    اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
    من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
    سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
    در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
    تا این غزل شبیه غزلهای من شود
    چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
    گاهی ترا کنار خود احساس می کنم
    اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است
    خون هر آن غزل که نگفتم به پای تست
    آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟


    محمد علی بهمنی
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    از زندگی از این همه تکرار خسته ام
    از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
    دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
    امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
    دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
    آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
    بیزارم از خموشی تقویم روی میز
    وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
    از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
    از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
    تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
    از حال من مپرس که بسیار خسته ام

    محمد علی بهمنی
  • leftPublish
  • ۱۱:۳۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آن بهاری باغها و این بیابانی زمستان


    ناگهان دیدم که دورافتاده ام از همرهانم
    مانده با چشمان من دودی بجای دودمانم
    ناگهان آشفت کابوسی مرا از خواب کهفی
    دیدم آوخ قرنها راه است از من تا زمانم
    ناشناسی در عبور از سرزمین بی نشانی
    گرچه ویران خاکش اما آشنا با خشت جانم
    ها ... شناسم این همان شهر است شهر کودکی ها
    خود شکستم تک چراغ روشنش را با کمانم
    می شناسم این خیابان ها و این پس کوچه ها را
    بارها این دوستان بستند ره بر دشمنانم
    آن بهاری باغها و این زمستانی بیابان
    ز آسمان می پرسم آخر من کجای این جهانم ؟
    سوز سردی می کشد شلاق و می چرخاند و من
    درد را حس می کنم در بند بند استخوانم
    می نشینم از زمین سرزمین بی گناهم
    مشت خاکی روی زخم خونفشانم می فشانم
    خیره بر خاکم که می بینم زکرت زخمهایم
    می کشوفد سرخ گلهایی شبیه دوستانم
    می زنم لبخند و برمیخیزم از خاک و بدینسان
    می شود آغز فصل دیگری از داستانم


    محمد علی بهمنی
  • ۱۱:۳۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
    گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
    غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
    بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
    بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
    حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک
    تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
    آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
    تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست
    همواره چون من نه : فقط یک لحظه خوب من بیندیش
    لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
    من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
    شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
    دردستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
    شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
    اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

    محمد علی بهمنی
  • ۱۱:۳۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
    حتی اگر به دیده رویا ببینیم
    من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
    بر این گمان مباش که زیبا ببینم
    شاعر شنیدنی ست ولی میل توست
    آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم
    این واژه ها صراحت تنهایی من اند
    با این همه مخواه که تنها ببینیم
    مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
    بی خویش در سماع غزل ها ببینیم
    یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
    در خود که ناگزیری دریا ببینیم
    شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
    اما تو با چراغ بیا تا ببینیم
    محمد علی بهمنی
  • ۱۱:۴۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفته بودم فراموشی زمان می خواهد
    اشتباه بود
    فراموشی زمان نمی خواهد
    فراموشی
    دل
    می خواست
    که آن هم پیش تو ماند
  • ۱۱:۴۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من!
    من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

    #کاظم_بهمنی
  • leftPublish
  • ۱۱:۴۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مرا جواب می کند
    سکوت چشمهای تو
    و باز تنگی نفس
    و باز هم هوای تو.....
  • ۱۱:۴۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو شبیه دیگران نیستی

    دیگران حرف می زنند

    راه می روند

    نفس می کشند

    تو نه حرف می زنی

    نه راه میروی


    و نه میگذاری نفس بکشم ...

    "کامران رسول زاده"
  • ۱۱:۴۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    "زیادی" دوستـــت داشتم !!!!
    میدانـــی اشتباه از کجاست ؟؟؟؟
    از تو نیــست !!!!
    اشتباه از "مــن" است ...
    هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم
    "لبخنـــد" زدم
    فکر کردی درد نداد
    "محکــــم تر" زدی ...
  • ۱۱:۵۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشق یک چرخه است
    وقتی عاشق میشوید، صدمه میبینید
    وقتی صدمه میبینید، متنفر میشوید
    وقتی متنفر میشوید، سعی میکنید فراموش کنید
    وقتی سعی میکنید فراموش کنید، دلتنگ میشوید
    وقتی دلتنگ میشوید…
    در نهایت دوباره عاشق میشوید
  • ۱۱:۵۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیگر می خواهم ننویسم

    ستاره ها هم امشب فهمیدن

    که من به وسعت آسمان تنهایم

    تو شبیه کدام ستاره در آسمان زندگی ام هستی

    که من بیهوده در این شب
    تاریک به دنبال تو می گردم
    #لیلا_صابری_منش
  • ۱۱:۵۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    غم انگیز بود
    که خیابان پر بود
    از قرارهایی که،
    یکی نیامده بود،
    یکی بی قرار و دلشکسته
    برگشته بود!

    اندوه من اما
    از جنس سوم بود..

    من با هیچ کس
    هیچ کجای این همه شهر
    در هیچ کجای این همه خیابان
    هیچ قراری نداشتم...

    #رویا_شاه_حسین_زاده
  • ۱۱:۵۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من به پاييزى ترين شكل گذشتم از عشق
    اى غم انگيزترين حادثه ى ديروزم

    همه شهر منو ياد تو ميندازه هنوز
    اگه اين شهرُ به آتيش نكشم ميسوزم...

    #يلدا_انگالى
  • ۱۱:۵۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟
    جواب کوتهی بده ، به جزوه ی سوال من

    سر مداد قلب من ، شکسته بعد رفتنت
    چه شد تعهّدات تو ، به عشق در قبال من

    همیشه عین و شین و قاف ، تمام مشق دفترم
    اگر که پرورش دهی ، ثمر دهد نهال من

    سر کلاس فهم دل ، اگر که شیطنت کنم
    خودت بده عزیز جان ، تقاص و گوشمال من

    تراش باورم بیا ، که تا تراوشی کند
    خیال واژه پرورم ، ز طبع بی مثال من

    به پاکن تبسّمی ، خطا و کینه پاک کن
    به درس عاشقی تویی ، دلیل اتّصال من
  • ۱۱:۵۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    لبخند بزن که گاه قوسی کوچک



    در حفظ بنای با شکوهی کافیست
  • ۱۱:۵۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به جهنم که پیر می شوی
    دیوانه..
    چروک زیر چشمانت
    همانقدر زیباست
    که چین روی دامنت ..

    #‏نیکی_فیروز_کوهی
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان