خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۳:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    “منی” که کنارش “تو” نباشی

    “تومنی” نمی ارزد
  • ۲۳:۱۷   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلخوشی هرگز نیامد شایدم قسمت نبود
    پشتِ هر حکمت لزوما هم درِ رحمت نبود

    عاشقی کردن شبیه قصّه ها زیبا نبود
    عشق هم آمد ولی جز لایقِ لعنت نبود

    غارِ من گنجایشی دیگر به غیر از من نداشت
    هر که آمد ماندنی شد،از قضا دعوت نبود

    تاب دارد مغز من سُر میخورم در خاطرات
    زندگی چیزی به غیر از تونل وحشت نبود

    هر چه پیش آمد سپر کن سینه را با سرخوشی
    هیچ چیز انقدر ها هم با اهمیت نبود
  • ۲۳:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند
    حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند!

    در نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و این
    جنگ بین ما دو تا را نابرابر می کند

    حالت پیچیده ی مویش شبیه سرنوشت
    عشق را بر روی پیشانی مقدر می کند

    آنقدر دلبسته ام بر دکمه ی پیراهنش
    فکر آغوشش لباسم را معطر می کند

    رنگ مویش را تمام شهر می دانند ، حیف
    پیش چشم عاشق من روسری سر می کند

    با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام
    آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند

    دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما
    هر کسی را دوست دارم زود شوهر می کند!!
  • ۲۳:۲۲   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    زندگی

    روزهای خوبت هم

    مثل این شعر تلخ و دلگیرند!

    قبل رفتن

    فقط بلندم کن،

    شاعران ایستاده می میرند!

    رویا_ابراهیمی
  • ۲۳:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرچه می خواهی بگو
    اما نگو
    عوض شده ای
    هیچ چیز تغییر نکرده
    جز دوست داشتن من
    که مثل بهانه های تو
    بیشتر شده!



    محسن حسینخانی
  • leftPublish
  • ۲۳:۲۷   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عاقبت فاصله افتاد میان من و تو
    اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو

    قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم
    قهوه شد تلخ تر از تلخی جان من و تو

    موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید
    صف کشیدند دقایق به زیان من و تو

    دیگری آمد و بین من و تو جای گرفت
    تا فراموش شود نام و نشان من و تو

    فکر ما بود بسازیم جهانی با هم
    گر چه پاشید و فرو ریخت جهان من و تو...

    آرزو_نوری
  • ۲۳:۳۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ڪنارم که هَستی زمان هم دستپاچه می شود
    عقربه ها دو تا یکی میپرند
    اما همین که می روی!
    تاوان دستپاچگی های ساعـت را هم من باید بدهم
    جانم را میگیرند
    لحظه های بی تو.
  • ۲۳:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شیرین تر از آنی که بگویم عسل هستی
    در صحبت عشاق تو ضرب المثل هستی

    در کار جهان خیر ندیدم , به همه عمر
    دیدم ز دو چشمت که تو خیرالعمل هستی

    عاشق کشی تو همه جا شهرهء شهر است
    مبهوت ازآنم, که توشاید اجل هستی

    ابروی تو انگیزه شده, شعر بگویم
    در صفحهء قلبم, توچه زیبا غزل هستی

    #محمد_قربان_نژاد
  • ۲۳:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اندیشیدن به تو
    گرانبهاترین سكوت من است
    طولانی‌ترین و پرهیاهوترین سكوت
    تو همیشه در منی
    مانند قلب ساده‌ام
    اما قلبی كه به درد می‌آورد
  • ۲۳:۵۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جز دل که گیرد جان من، جز من که گیرد جان دل

    گر دل بمیرد وای من، گر من بمیرم وای دل
  • leftPublish
  • ۰۰:۰۰   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دوباره ساعت صفر و غزل غزل باران
    شروع نم زده ی جاده های بی پایان

    دوباره وصل و فراق و قرار عاشقی و
    تمام خاطره هایی که میشود اکران...

    مسیر گردش ساعت ،عبور ثانیه ها
    دوباره عمر گرانی که میرود آسان...

    دوباره برزخ تردید ، دوباره جبر و فراق..
    و مانده خیره نگاهی ، بگوشه ی ایوان

    دوباره راه گلو را چه بی سبب بسته
    غمی که چاره ندارد به عالم امکان !

    برای حافظ شیراز حکایتی دارم ..
    رواق منظر چشمم ،زگریه شد ویران

    میان دست نجیبت بیا و حبسم کن
    در این بهشت خیالی چه بهتر از زندان

    قرار عاشقیم را همیشه این ساعت
    به کوک یاد تو ارم، تو ای به از انسان...
  • ۰۰:۰۰   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    00:00
    راس این ساعت عشق
    در پس لحظه دلتنگی محض
    ما تو را می خوانیم
    من و این لحظه صفر
    در پی لحظه دیدار تو ساکن شده ایم
    نفسم بند امد.
    توبیا تا که کشم باز نفس،
    گرمی آغوش تو را میخواهم.
  • ۰۰:۰۲   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    00:00
    دنگ..،دنگ..
    ساعت گیج زمان در شب عمر
    می زند پی در پی زنگ.
    زهر این فکر که این دم گذر است
    می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
    لحظه ها می گذرد
    آنچه بگذشت ، نمی آید باز
    قصه ای هست که هرگز دیگر
    نتواند شد آغاز...
  • ۰۰:۰۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تمامی تو را...!!!!
    نگاه مهربانت را....!!!!!
    غرورنهفته درصدایت را...!!!!
    خستگی هایت را....!!!!!

    همه را در امن ترین جای دلم جای می دهم

    و هرصبح سرک می کشم به این دارایی عزیز،،،،

    وشبها هوشیار ونگهبان به خواب می روم،،،

    و اگرکسی بپرسد شغلت چیست؟؟؟؟؟
    پاسخ میدهم ؛
    خزانه دار یک
    "عشق مهربان"
  • ۰۰:۱۲   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
    تو را می سپارم به دل های خسته

    تو را می سپارم به مینای مهتاب
    تو را می سپارم به دامان دریا

    اگر شب نشینم، اگر شب شکسته
    تو را می سپارم به رویای فردا

    به شب می سپارم تو را تا نسوزد
    به دل می سپارم تو را تا نمیرد

    اگر چشمه واژه از غم نخشکد
    اگر روزگار این صدا را نگیرد

    خداحافظ ای برگ و بار دل من
    خداحافظ ای سایه سار همیشه

    اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
    خداحافظ ای نو بهار همیشه
  • ۰۰:۱۴   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    قبله ام را به قدم های تو بستم تا
    هر مسیری که دلت خواست نمازم
    بکشانی

    رسول ادهمی
  • ۰۰:۱۴   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ز چه گویم، زکجا؟ قصه دراز است هنوز
    من و احساس توکه، مساله ساز است هنوز

    من هواخواه تو بودم تو کمی عاشق من
    آه آن عشق که آن،روح نواز است هنوز

    روزگاری دل من در پی چشمان تو بود
    چشم زیبای تو که حادثه ساز است هنوز

    یاد آن بازی لبهای تو در صفحه جان
    رخ زیبای تو که شعبده باز است هنوز

    خاطرات خوش آنروز که باران زده بود
    نم باران عجیبی که نیاز است هنوز

    یادت آید ز صفا گفتی و از مهر و وفا
    آن وفا گفتن تو گوش نواز است هنوز

    بال پروانه از آن شعله هجران تو سوخت
    ناله سر داد که پُر سوز و گداز است هنوز

    می‌شود بار دگر سوی من آیی "ماجد " ؟
    سوی من آمدنت، گرچه به ناز است هنوز
  • ۰۰:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باش
    اسیر فصل خزانم ، بیا بهارم باش

    نگو که فرصت دیدار ما میسر نیست
    دلیل محکم یک عمر انتظارم باش

    چه قدر جای تو در زندگی من خالیست
    در این مسیر پر از هیچ ، کوله بارم باش

    دچار تو شده کل وجودم اما تو
    کمی دچار خود و اندکی دچارم باش

    تمام عمر ، تو دار و ندار من بودی
    مرا رها کن از این غم ، طناب دارم باش

    بیا به عکس مزارم سلام کن گاهی
    شبیه دسته گلی بر سر مزارم باش

    برای دل خوشی ام گریه کن هر از گاهی
    برای دل خوشی ام ، "عشق" ، بی قرارم باش...
  • ۰۰:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مهربان من! کجا شد مهربانی های تو
    پیر کرده عاشقت را ناجوانی های تو

    کس چه میدانست بعد از صد سلام با مزه
    تلخ باشد حاصل شیرین زبانی های تو

    تا که دلسوزی کنی ، دل بیشتر میسوزدم
    میزند آتش به جان آتش نشانی های تو

    قطره قطره مثل باران ، ذره ذره مثل نور
    رنگ رنگم میکُشد رنگین کمانی های تو

    تا بپیچانی مرا در صد سوال بی جواب
    خوب میگیرد بهانه بدگمانی های تو

    هر کجا هموار میگردد گلیم عاشقی
    میتکاند خانه را خانه تکانی های تو
  • ۰۰:۱۷   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
    داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

    دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
    گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

    جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
    عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

    خمر من و خمار من باغ من و بهار من
    خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

    جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
    آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

    گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
    آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

    دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
    این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

    بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
    باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

    گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
    ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

    خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای
    وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

    گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
    مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

    بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم
    سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

    هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
    هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان