خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۰۸:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    مریم-ش
    دو ستاره ⋆⋆|2352 |2147 پست
    انبوه زیبایی ات مرا ترساند
    بانوی من
    اگر چه آن پالتوی چهارخانه ات
    چهاردیواری من دنیا را انگار به دور خودت کشیده بودی
    تمام مردان این شهر
    هنوز تو را
    با همان لباس به یاد می آورند
    و البته
    لبخندی مات
    که در آخرین دیدار
    برایم جا گذاشتی
    هنوز
    این چهاردیواری
    به اندازه همان پالتوی چهارخانه تو
    با من غریبه است
    همان پالتویی
    که تو درون یکی از خانه هایش
    قاب شدی در چشم های من
    و من
    میخ شده ام به این تخت
    و هر بار
    با دیدن قرص های رنگی تازه ای که برایم می آورند
    انبوه زیبایی تو
    می ترساندم.

    سیمین برودفن
  • ۰۹:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    سارا صار
    دو ستاره ⋆⋆|4525 |2209 پست
    چہ زیبا مےشد این دنیا
    اگر شاه و گدا ڪم بود
    اگر بر زخمِ هر قلبے
    همان اندازه مرهم بود
    چہ زیبا مےشد این دنیا
    اگر دستے بگیرد دست
    اگر قدرے محبت را
    بہ نافِ زندگانے بست
    چہ زیبا مےشد این دنیا
    ڪمے هم با وفا باشیم
    نباشد روزگارے ڪہ
    نمڪ بر زخمِ هم پاشیم
    چہ زیبا مےشد این دنیا
    نیاید اشڪِ محرومے
    زمین و آسمان لرزد
    زِ آه و درد مظلومے
    چہ زیبا مےشد این دنیا
    شود ڪینہ زِ دلها گم
    اگر بشڪستنِ پیمان
    نگردد عادت مردم
  • ۰۹:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    سارا صار
    دو ستاره ⋆⋆|4525 |2209 پست
    سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
    هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

    گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ
    دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست

    گر برود جان ما در طلب وصل دوست
    حیف نباشد که دوست دوست‌تر از جان ماست

    دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان
    گونه زردش دلیل ناله زارش گواست

    مایه پرهیزگار قوت صبرست و عقل
    عقل گرفتار عشق صبر زبون هواست

    دلشدهٔ پای بند گردن جان در کمند
    زهرهٔ گفتار نه کاین چه سبب وان چراست

    مالک ملک وجود حاکم رد و قبول
    هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست

    تیغ برآر از نیام زهر برافکن به جام
    کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست

    گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر
    حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست

    هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب
    عهد فرامش کند مدعی بی‌وفاست

    سعدی از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست
    گو همه دشنام گو کز لب شیرین دعاست


  • ۰۹:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    سارا صار
    دو ستاره ⋆⋆|4525 |2209 پست
    نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی
    سر بجنبانی خودت را پیر پیدا میکنی

    در مدار روزگار و گردش چرخ فلک
    عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی

    کودکی چون بادبادک با نسیمی میرود
    خویش را بازیچه تقدیر پیدا میکنی

    عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
    در غروب جمعه ای دلگیر پیدا میکنی

    میرسی روزی به آن چیزی که میخواهی ولی
    در رسیدنهای خود تغییر پیدا میکنی

    چشم میدوزی به او از دور و میپرسی چرا
    نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی
  • ۱۰:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بوی نان تازه میخواهد دلم
    بوسه ای بامزه میخواهد دلم

    گوشه سفره محبت با عسل
    چای هل با طعم ناب یک غزل

    صبح عاشق با لب معشوقه اش
    خنده ها، تا محو چال گونه اش

    جای میز و صندلی، گیری قرار
    روی پای دلبر شیرین عذار

    لقمه ها از دست یار و با نظر
    سوی چشمان خمار و پر شرر

    به چه شیرین میشود این زندگی
    چون تو باشی و من و دلدادگی
  • leftPublish
  • ۱۰:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اینجا همه خوبند، خیالت راحت !
    من مانده ام و چهارتا هم صحبت
    این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم
    من، عشق، خدا، عقربه های ساعت …
  • ۱۰:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بوي باران ، بوي نم ، يك كوچه ي تنها و من
    بغض سنگين، بوي غم، يك عالمه رؤيا ومن

    وقت رفتن چشم من پاي دلت افتاده بود
    چشم گريان، دست لرزان،شد دلي رسوا ومن

    همچو يعقوب از فراقت ديده ام خشكيده است
    بوي پيراهن ز كنعان، منتظر ، شيدا و من

    دل ، غزالي خسته، پايش بسته در زنجير عشق
    عشق را اما چه سود؟ از رفتنت سودا و من

    تا تو رفتي گرد غم بر روح و بر جانم نشست
    كِي شود آرام اين دل ؟ چشم بر فردا و من
  • ۱۰:۱۶   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گاهی گمان نمیکنی ولی خوب می شود
    گاهی نمیشود که نمیشود که نمی شود

    گاهی بساط عیش خودش جور میشود
    گاهی دگر تهیه به دستور می شود

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور می ‌شود

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می ‌شود

    گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست
    گاهی تمام شهر گدای تو می شود

    گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
    گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

    گاهی تمام آبی این آسمان ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

    گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
    از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

    کاری ندارم کجایی چه میکنی
    بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

    #قیصر_امین_پور
  • ۱۰:۱۷   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو گفتی جدایی ما بهتر است
    و گفتی نپرسم چرا بهتر است

    و من فکر کردم به آنچه گذشت
    چه بد شد که رفتی... بیا، بهتر است

    هوا سخت دلگیر و بارانی است
    تو اینجا که باشی هوا بهتر است

    نثار تو آن خنده‌های بلند
    سکوتی و اشکی مرا بهتر است

    نمازم رسیده به وقت قنوت
    برایت کدامین دعا بهتر است؟
  • ۱۰:۱۷   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مثل جاسوسی كه گير افتاده مجبورم كه حاشايت كنم

    در دلم هستی، و مي گويد زبانم چيز های ديگری
    #عباس_همتی
  • leftPublish
  • ۱۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    وقتی دلت با ،خداست
    بگذار هر كس ميخواهد دلت را بشكند...
    وقتی توكلت با خد است،
    بگذار هر چقدر ميخواهند با تو بی انصافی كنند...
    وقتی اميدت با خداست،
    بگذار هر چقدر ميخواهند نا اميدت كنند...
    وقتی يارت خداست،
    بگذار هر چقدر ميخواهند نارفيق شوند...
    هميشه با خدا بمان.
    چترِ پروردگار،بزرگترين چترِ دنياست.
  • ۱۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جانا منم سر مست تو
    بنشسته ام دربست تو

    دل داده ام بشکن دگر
    بازیچه ام دردست تو


    سرودهء-محمد مرادی پور
  • ۱۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم

    ساقی نظر انداخت ، به میخانه نشستم

    بر چشم زدم طعنه ، که این بار ، نیازی

    زان ، مستی چشمش ، دل دیوانه شکستم

    گفتم ، نزنم زخمه بر این ساز مخالف

    با نقمه ی تارش به طربخانه نشستم

    دیدم نتوان بگذرم از مستی عشقش

    مجنون شدم و از خود و بیگانه شکستم

    تا آنکه نسوزم ، به ره عشق ، دگر بار

    بر شمع رخش ، باز چون پروانه ، نشستم

    مستانه وضو کردم و در محضر ساقی

    افسانه و پیمانه و بتخانه ، شکستم
  • ۱۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    قرارِ بےقرارے شد قرارم
    من احساسِ تو را در انتظارم

    ببين از دوريت بےروزگارم
    زمستانم ڪہ در سوگِ بهارم

    من آن ابرم ڪہ خشڪم، نا ندارم
    ڪہ در اندوه دورےها ببارم

    ستاره، آسمان، روز مےشمارم
    عزيزم، عاشقم، مجنون و زارم

    بيا نورے بده بر تارے شبهاےِ تارم
    ڪہ بےتو لعنتيست بر هر چہ دارم

    نمےدانم ڪہ در دورے بہ قلبت ماندگارم
    "ولے اما تو را تا حدِّ جانم دوستت دارم.
  • ۱۰:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چه وحشی کرده چشمانت دل آهوی اهلی را
    چنان بیدل که با شعرش پریشان کرده دهلی را

    خرامان رفتنت در کوچه بدجوری خرابم کرد
    شبیه حال مجنونم که تا می دید لیلی را...

    نه تاب مرگ را دارم نه شوق زندگی کردن
    ببین عشقت گرفت از جان من هرگونه میلی را

    دلم عشق تو را آسان گرفت اول نمی دانست
    که عشق آسان نمود اول ولی شوراند ایلی را
  • ۱۰:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خورشید که طلوع می کند
    پنجـــــره دستان من
    رو به تو باز می گردد
    باغ سینـــــه من
    تنها یک گل سرخ دارد
    که هر بامـــــداد
    به یاد تو باز وبسته می شود
    یادت باشـــــد
    اینجا بهــــار را هر روز توآغاز می کنی
  • ۱۰:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    سارا صار
    دو ستاره ⋆⋆|4525 |2209 پست
    .
    .
    این زمستان
    گویا
    غم پنهان دارد


    که در این موعد سرد


    عوض برف
    به چشمش
    نم باران دارد .....

    حمزه_علیزاد
  • ۱۰:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خسته
    خودخواه
    بی شکیب
    از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته اند
    با من مدارا کن !
    بعدها ...
    دلت برایم تنگ خواهد شد ...


    سید علی صالحی
  • ۱۰:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بزن ﺑﺎﺭﺍﻥ
    ﻫﻮﺍ ﺍﺑﺮﯾﺴﺖ
    ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻻ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ

    ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ
    ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻦ ﺗﻦ ﺭﻧﺠﻮﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ
    ﺯﻣﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺗﻨﺶ ﺯﺧﻤﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺑﺪ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺞ ﻣﺮﺩﻡ

    ﺑﺒﺎﺭ ﺍﯼ ﺍﺑﺮﮐﻢ ﺷﺎﯾﺪ
    ﮐﻤﯽ ﺧﺸﻤﺖ ﻓﺮﻭﺩ ﺁید
    ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺧﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ
    ﺩﺭﻭﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ

    ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ
    ﺳﺮﺍﻏﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﺩ
    ﻭ ﺑﺮ ﺩﺍﺩ ﮐﺴﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺯﺩ

    ﺷﺮﺍﻓﺖ ﻫﻢ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺷﺪ
    ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺮ ﺷﺪ ﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ

    ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺧﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
    ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ
    ﺑﺰﻥ باران زمین حال بدی دارد .... ،.،
  • ۱۰:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باز هم با دلبری صد فتنه ای را ساز کن

    با دو چشم دلفریبت حیلتی آغاز کن

    من تو را با "غل" و غش میخواهم امشب نازنین

    در کنار "غل" فقط یک "ب" گذار و باز کن !!!
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان