خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۱:۰۹   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باز لبریز غزل اما زطوفان خسته ام
    آفتابی شو عزیزاز باد وباران خسته ام

    بادوفنجان قهوه ی تلخت لبم شیرین نما
    یکطرف من یکطرف تو ازرقیبان خسته ام

    وعده ی دیدار دادی دلخوشم اماچه سود
    بس شکستی جان جانان عهدوپیمان خسته ام

    پیچک یادتو پیچیده به یاد وخاطرم ای مهربان
    پای رفتن نیست بافکری گریزان خسته ام

    فاش میگویم تورا میخواهمت باجان ودل
    بهترین ٬ از عشقبازیهای پنهان خسته ام

    وقت دیدارت چنان خون گریه کرده دیده ام
    احتضارم می رسد چون مرغ بی جان خسته ام

    طاقت من طاق شد تو آمدی چون پیک باد
    تو سوار بادی و من نیز گریان خسته ام

    دست بالا می برم تاپاک سازم اشک را
    چشم برهم می زنم رفتی توخندان خسته ام

    من چه بی منطق شدم وقتی تورفتی بیصدا
    از دلیل و منطق و توضیح و برهان خسته ام

    «عندلیبت» لحظه ها را بهردیدارت شمرد
    آمدی بسیار دیر و رفتی آسان خسته ام

    یک غزل دم کرده بودم تازه دم رفتی ومن
    شعر راپایان دهم حتی من از آن خسته ام
  • ۱۱:۱۴   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اندوه تو شد وارد کاشانه ام امشب
    مهمان عزيز آمده در خانه ام امشب

    صد شکر خدا را که نشسته ست به شادي
    گنج غمت اندر دل ويرانه ام امشب

    من از نگه شمع رخت ديده نورزم
    تا پاک نسوزد پر پروانه ام امشب

    بگشا لب افسونگرت اي شوخ پري چهر
    تا شيخ بداند ز چه افسانه ام امشب

    ترسم که سر کوي تو را سيل بگيرد
    اي بي خبر از گريه مستانه ام امشب

    يک جرعه تو مست کند هر دو جهان را
    چيزي که لبت ريخت به پيمانه ام امشب

    شايد که شکارم شود آن مرغ بهشتي
    گاهي شکن دام و گهي دانه ام امشب

    تا بر سر من بگذرد آن يار قديمي
    خاک قدم محرم و بيگانه ام امشب

    اميد که بر خيل غمش دست بيايد
    آه سحر و طاقت هر دانه ام امشب

    از من بگريزيد که مي خورده ام امشب
    با من منشينيد که ديوانه ام امشب

    بي حاصلم از عمر گرانمايه فروغي
    گر جان نرود در پي جانانه ام امشب



    #فروغی_بسطامی
  • ۱۱:۲۹   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم
    تار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم
    بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
    بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم
    انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
    هی بگو فردا و فردا،باز هم امروز ،فردا می کنم
    می بریز و مست تر کن باده ی عشق مرا
    کاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم
    گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب ما
    زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم....!
  • ۱۲:۰۰   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای انکه ساعت من به وقت چشمان توتنظیم است

    امروزبی من بودنت هم بخیرعزیزم.
  • ۱۲:۰۷   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان؟
    مظلومترین فصل خدا بود زمستان

    دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
    از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان

    بود هر چه ، فقط بود سپیدی و سپیدی
    اسمی که به او بود سزا ، بود زمستان

    گرمای هر اغوش تب عشق دم گرم
    یکبار نگفتند چرا بود زمستان

    بی معرفتی بود که هر بار زما دید
    با این همه باز اهل وفا بود زمستان

    غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
    بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان

    با برف بپوشاند تن لخت درختان
    لبریز و پر از شرم حیا بود زمستان

    در فصل خودش، شهر خودش، بود غریبه.
    مظلومترین فصل خدا بود زمستان.....
  • leftPublish
  • ۱۲:۱۰   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
    دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت

    نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
    که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت

    ترا ز جرگه‌ی انبوه خاطرات قدیمی
    برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت

    تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
    نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود، رهایت

    گره به کار من افتاده است از غم غربت
    کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟

    به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک
    به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

    «دلم گرفته برایت» زبان ساده‌ی عشق است
    سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!

    حسین منزوی
  • ۱۳:۴۷   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    بهشت ﯾﻌﻨﯽ ...
    ﯾﮏ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﻼﯾﻢ ﺑﺎﺷﺪ "ﺗﻮ" ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ ...
    ﺳﺮﺕ در آغوشم ...
    ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﻻﯼ ﻣﻮﻫﺎیت ...

    ﺩﺳﺖ ﭼﭙﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺷﻌﺮ ...
    ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ
    ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﭗ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...!
    ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ...
    ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻢ ...
    اﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ "ﺗﻮ"ﺳﺖ ...
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    به چهار راه شلوغ زندگی رسیدم ٬
    چراغ قرمز شد .
    نگاهم به آنسوی زندگی بود ٬ که آهسته
    دخترک گل فروش کنارم آمد و گفت:
    آقا !!!
    گل میخری؟
    لبخندی زدم
    اسکناسی از جیبم در آوردم و بهش دادم
    گفتم : یدونه
    دست کوچکش را جلو آورد و گفت:
    بفرمایید آقا !!
    تشکر کردم :
    و گل را از دستش گرفتم...
    گل را بوسیدم ٬ بوییدم و دوباره بهش برگرداندم و گفتم :

    گلی تقدیم به زیباترین خلقت خداوند ...

    با خوشحالی گل را گرفت و سریع از میان گل ها
    یکی دیگر را انتخاب کرد و او هم با
    لبخند معصومانه اش
    دست کوچکش را جلویم آورد و گفت:

    این گل بدون قیمت ٬ تقدیم به تو ای مهربان ترین خلقت خداوند ...

    و آهسته و آرام از کنارم دور شد
    رفت و مرا در سکوت مهربانیش تنها گذاشت ...


    👈 ای کودک خیابانی ...
    قلم من از نوشتن مهربانیهایت
    هیچگاه ٬ هیچگاه
    خسته نخواهد شد ...
    بدان !!!
    دردت
    درد من است
    درد تمام ما
    و شاید
    درد تمام انسانیت .
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    همیشه من چنین مجنون نبودم
    همیشه من چنین مجنون نبودم
                                 ز عقل و عافیت بیرون نبودم
    چو تو عاقل بدم من نیز روزی
                                 چنین دیوانه و مفتون نبودم
    مثال دلبران صیاد بودم
                                 مثال دل میان خون نبودم
    در این بودم که این چون است و آن چون
                                 چنین حیران آن بی‌چون نبودم
    تو باری عاقلی بنشین بیندیش
                                 کز اول بوده‌ام اکنون نبودم
    همی‌جستم فزونی بر همه کس
                                 چو صید عشق روزافزون نبودم
    چو دود از حرص بالا می دویدم
                                 به معنی جز سوی هامون نبودم
    چو گنج از خاک بیرون اوفتادم
                                 که گنجی بودم و قارون نبودم
     
    حضرت مولانا
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    @linktarannom
    💗


    گل بابونه
    یادت هست...؟
    آن روز خدا،فصل بهار
    در دامن آن کوه بلند
    بین گلهای تر سرخ و بنفش،
    دیدمت شادی و در حالت ومست
    یادت هست؟
    تو درخشیدی و بس
    به سپیدی تمام...
    در میان خرمن انبوه زیبایی ورنگ،
    عاشق حس ظریف تو شدم
    پاره ای از دل من،
    کاشته شد در کنار گل تو.
    گل بابونهء زیبا...
    نرود از یادت
    هر بهاری که شود چشم تو باز بر دنیا
    ساقهء این دل من
    میوهء خاطرهء عشق تو را بار دهد،
    تا ابد حس تو در یاد من است... ...
  • leftPublish
  • ۱۴:۲۷   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    شمع باشی یا نباشی من همان پروانه ام
    تو سر عقل آمدی من همچنان دیوانه ام

    حالتی دارم که «دلتنگی» برای آن کم است
    دردهایی که فدایت باد ای دُردانه ام

    زندگی! ای زندگی! ای زندگی! ای زندگی!
    بی تو هر شب مرگ جولان می دهد در خانه ام

    آبشار گیسوان مشکی ات را باز کن
    تا رها باشند بی باکانه روی شانه ام

    شعر می خواهی تو از من، کاش جان می خواستی
    جان بخواه ای خوب! ای معشوقه ی فرزانه ام...
  • ۱۴:۲۹   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    سالها رفت و هنوز
    یک نفر نیست بپرسد از من
    که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
    صبح تا نیمه ی شب منتظری
    همه جا می نگری
    گاه با ماه سخن می گویی
    گاه با رهگذران
    خبر گمشده ای می جویی
    راستی گمشده ات کیست؟

    کجاست؟

    قیصر امین پور
  • ۱۴:۵۹   ۱۳۹۴/۹/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    فانوس نشاندم سَرِ هر کوچه، کجایی؟
    پروانه یِ بی پیله یِ من، دور چرایی؟

    انگار نه انگار به امّیدِ تو باز ست
    سجّاده یِ این تازه مسلمان، که بیایی
  • ۱۰:۱۷   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ...
    ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ...
    میبینـــــﯽ...
    ﭼﯿﺰﯼ...
    ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ...!
    ﺟـــﺰ...
    ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﺗﻨﻬــــﺎﯾﯽ...!
    ﭼﻨــــﺪ ﺧﻂ ﺣﺮﻑ ﻧﺎ ﮔﻔﺘـــﻪ...!
    ﻭ...
    ﯾﮏ ﺩﻝ پﺮ...
  • ۱۰:۲۵   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ثانيه هاى نبودنت را
    به پاى دردهايم مى ريزد
    انزواى اتاقى كه با
    جغرافياى دلم آشناست،
    لحظه هاى با تو را در چمدانم چيده ام
    و كمى سكوت
    فاصله ام از نقطه ى تنهايی ست
    تا رفتن به پاييزى كه
    از پنجره برايم دست تكان مى دهد.
    *
    #بهرام_حمیدیان
  • ۱۰:۳۵   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هوس سیب نکن ...!

    .......... فصل انار است انار .

    پی این میوه مرا ...

    ... راهی لبنان نکنی ؟!

    تو اگر در بلد کفر ...

    به مسجد بروی ،

    این محال است ،

    که یک شهر مسلمان نکنی ...
  • ۱۰:۳۶   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم
    مثل مویت در نسیم، من هم پریشانت شدم

    عاقبت ثابت شود بودی نشانی از حیات
    نبض من با دست تو اینگونه درمانت شدم

    ناخوش احوالم ببین ،از دوری ات تب کرده ام
    من برای درد خود محتاج دستانت شدم

    از تب پیشانی ام دیوانه شد تب سنج من
    با تب و احساس غم، آن درد پنهانت شدم

    درد دوری از تو را دکتر کجا می فهمدش
    من که از لبخند تو بیمار و درمانت شدم
  • ۱۰:۳۷   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    صیدی که تو را گشته گرفتار ،منم من

    یاری که مرا کرده فراموش ، تویی تو
    « رهی معیری »
  • ۱۰:۳۹   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشق مشقی است که خوب است غلط بنویسی


    که همین خط بزنی از سر خط بنویسی

    #علی_محمد_مودب
  • ۱۰:۴۰   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشقبازی به همین آسانی است
    که گلی با چشمی
    بلبلی با گوشی
    رنگ زیبای خزان با روحی
    نیش زنبور عسل با نوشی
    کارهموارۀ باران با دشت
    برف با قلۀ کوه
    رود با ریشۀ بید
    باد با شاخه و برگ
    ابر عابر با ماه
    چشمه‌ای با آهو
    برکه‌ای با مهتاب
    و نسیمی با زلف
    دو کبوتر با هم
    و شب و روز و طبیعت با ما
    عشقبازی به همین آسانی است…
    شاعری با کلماتی شیرین
    دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری
    پرسشی از اشکی
    و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
    و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی
    عشقبازی به همین آسانی است…
    که دلی را بخری
    بفروشی مهری
    شادمانی را حرّاج کنی
    رنج‌ها را تخفیف دهی
    مهربانی را ارزانی عالم بکنی
    و بپیچی همه را لای حریر احساس
    گره عشق به آن‌ها بزنی
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان