خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۲:۰۲   ۱۳۹۴/۹/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چه قشنگ است

    "هوای شب یلدا با تو"

    و "غریبانگی این "دل شیدا با تو".......

    اگر از شوق شما

    "کالبدم خالی شد"

    "گل مریم"

    "نفس گرم مسیحا با تو"
  • ۰۰:۱۰   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بگذﺭ ﺍﺯ " ﻧﯽ "،
    " ﻣﻦ " ﺣﻜﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ ...
    ﻭﺯ "ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻫﺎ" ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ ...

    ﻧﯽ ﻛﺠﺎ ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ؟
    ﻧﯽ ﻛﺠﺎ ﺩﺍﻧﺪ، "ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ" ﺳﻮﺧﺘﻪ؟

    ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ "ﻣﻦ"...
    ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ "ﺭﺍﻭﻱ" ﻣﻨﻢ ...
    ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﯽ،
    ﻫﻢ ﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﻧﯽ ﺯﻧﻢ ...

    ﻧﺸﻨﻮ اﺯ ﻧﻰ، "ﻧﻰ "ﺣﺼﯿﺮﻯ" ﺑﻴﺶ ﻧﻴﺴﺖ ...
    ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ "ﺩﻝ"...
    "ﺩﻝ" ﺣﺮﻳﻢ ﺩﻟﺒﺮﻳﺴﺖ ...

    ﻧﻰ ﭼﻮ ﺳﻮﺯﺩ ﺧﺎﻙ ﻭ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ ﺷﻮﺩ ...
    "ﺩﻝ" ﭼﻮﺳﻮﺯﺩ، ﻻﯾﻖ "ﺩﻟﺒﺮ" ﺷﻮﺩ.
  • ۰۹:۴۴   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    می شود با من بمانی ؟ خسته ام ای نازنین

    حافظ و سعدی بخوانی ؟ خوب من ای بهترین


    واپسین شبهای پاییز است ای مضمون شعر

    همدم یلدای من شو ، شعر میخواهم همین
  • ۱۴:۲۹   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شب یلدا همگی شعر و غزل می خوانند
    "من ز خال لبت ای دوست" دو بیتی گفتم!
  • ۱۴:۲۹   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک دقیقه بیشتر
    با شعر من عاشق بمان
    امشب آغاز زمستان است
    "یلدا" را ببین ...
  • leftPublish
  • ۱۴:۲۹   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو که هر شب ؛ شب یلدای منی
    همه شب ؛ شاهد دنیای منی
    من که از عشق تو شاعر شده ام
    تو همین شعر و معمای منی ...
    باورت نیست ولی باعث این !
    شعر جانسوز غزل های منی
    واژه در واژه تمنای تو را
    می نویسم تو که رؤیای منی
    در خودم می شکنم از غم تو
    تو همه حسرت فردای منی
    باورت نیست ولی باعث این
    شعر جانسوز غزلهای منی
  • ۱۴:۲۹   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کاش فال شب یلدای همه
    این بشود:
    یوسف گمگشته باز آید به کنعان
    غم مخور...
  • ۱۴:۳۰   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اما
    برای من
    هرشب بی تو
    یــلـداسـت ...
    منی که
    زیر حافظ چشمانت
    یادت را دانه دانه می‌کنم
  • ۱۴:۳۰   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
    این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
    هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
    دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟
    گله ها را بگذار
    ناله ها را بس کن
    تا بجنبیم تمام است تمام!!
    مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت؟!
    یا همین سال جدید!!
    باز کم مانده به عید!!
    این شتاب عمر است . . .
    من و تو باورمان نیست که نیست!!!

    زندگی گاه به کام است و بس است؛
    زندگی گاه به نام است و کم است؛
    زندگی گاه به دام است و غم است؛

    چه به کام و
    چه به نام و
    چه به دام. . .
    زندگی معرکه همت ماست زندگی می گذرد.

    زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد
    زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد
    زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد

    چه به راز
    چه به ساز
    وچه به ناز
    زندگی لحظه بیداری ماست
    زندگی می گذرد...
  • ۱۴:۳۰   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    "پاییز"باچمدانِ نارنجی
    راهی سفر شده
    دلم تنگ می شودبرای
    عشوه گری و رقصِ برگ ها
    اما
    دل خوشم به "زمستان"
    که با چمدانِ سپید آمده بااشتیاق در می زند

    من به گرمی استقبال می کنم ازاو
    گرمایی بسانِ کُرسی مادر بزرگ
    در کاسه ی گُل دار
    برایش انار دانه می کنم
    وقاچی هندوانه
    تعارفش می کنم بالبخند
    مشتی آجیل هم
    در دستِ "برفی"اش می ریزم

    به یمنِ آمدنش
    با نیتِ عشق و بهروزی
    تفألی بر"حافظ" می زنم
    و "یلدا" کامل می شود
    بااین فال: "دلا رفیقِ سفربخت نیکخواهت بس
    نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
    دگر زمنزل جانان سفرمکن درویش
    که سیرِ معنوی و کُنج خانقاهت بس"
  • leftPublish
  • ۱۴:۳۰   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گردش سال
    فقط یک شب یلدا دارد
    من ، بی تو
    هزاران شب یلدا دارم...
  • ۱۴:۳۱   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    فرض بر این
    که میان من و تو هیچ نبود
    تو! نباید شب یلدا به دلم سر بزنی؟!
  • ۱۴:۳۱   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﯾﻠﺪﺍ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﺪ ،
    ﺷﺒﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﺑﮑﺸﺪ ،
    ﺑﺮﻓﯽ ﻫﻢ ﺑﺒﺎﺭﺩ ،
    ﺳﻔﺮﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﭼﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ ،
    ﺍﻧﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ،
    ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺣﺎﻓﻈﯽ ﻫﻢ ...
    ﭼﻪ ﯾﻠﺪﺍﯾﯽ؟
    ﭼﻪ ﺑﺮﻓﯽ؟
    ﭼﻪ ﻓﺎﻟﯽ؟
    ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍﺳﺖ ،
    ﻫﻤﻪ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ،
    ﻫﻤﻪ ﺷﺐ ﻓﺎﻝ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
    ﯾﺎﺩ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺗﻮ !
  • ۱۴:۳۱   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بوی یلدا را میشنوی؟
    انتهای خیابان آذر
    باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان
    قراری طولانی
    به بلندای یک شب
    شب عشقْ بازیِ برگ و برف
    پاییز
    چمدان به دست ایستاده
    عزم رفتن دارد
    آسمان بغض میکند
    میبارد
    خدا هم میداند
    که عروس فصلها
    چقدر دوست داشتنی‌ست
    دقیقه ای بیشتر
    مهلت ماندن میدهد
    آخرین نگاه بارانی‌اش را
    به درختان عریان میدوزد
    دستی تکان میدهد
    قدمی برمیدارد
    سنگین و سرد

    کاسه ای آب میریزم
    پشت پای پاییز
    و ...
    تمام میشود
    پاییز
    ای آبستن روزهای عاشقی
    رفتنت به خیر
    سفرت بی خطر...
  • ۱۴:۳۲   ۱۳۹۴/۹/۳۰
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    بوی یلدا را میشنوی؟
    انتهای خیابان آذر ...
    باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
    قراری طولانی به بلندای یک شب....
    شب عشق بازی برگ و برف...
    پاییز چمدان به دست ایستاده ....
    عزم رفتن دارد....
    آسمان بغض میکند ...
    میبارد...
    خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست ..
    دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
    آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..
    دستی تکان میدهد ......
    قدمی برمیدارد سنگین و سرد

    کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... 
    و....
    تمام میشود ...
    پاییز 
    ای 
    آبستن روزهای عاشقی ...
    رفتنت به خیر ..
    سفرت بی خطر

  • ۱۴:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۱
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    می بینی پاییز چقدر شبیه زن هاست
    حوصله اش که سرمی رود
    بند اصلاح برمی دارد
    می کند علف های هرز را
    بلوند می کند موهایش را
    گرم می شود
    سرد می شود
    تعادل ندارد
    همه چیز را بهم می ریزد
    بادمی وزد
    درآخر اماآرام آرام می بارد
    زن پاییز است با موهای بلوند ونم نم اشک
  • ۱۱:۵۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    تو هم با من نبودی
    مثل من با من
    و حتی مثل تن با من
    تو هم با من نبودی
    آن که می پنداشتم باید هوا باشد
    و یا حتی گمان می کردم این تو
    باید از خیل خبرچینان جدا باشد
    تو هم با من نبودی

    تو هم از ما نبودی
    آن که ذات درد را باید صدا باشد
    و یا با من چنان هم سفره ی شب
    باید از جنس من و عشق و خدا باشد
    تو هم از ما نبودی

    تو هم مومن نبودی
    بر گلیم ما و حتی در حریم ما
    ساده دل بودم که می پنداشتم
    دستان نا اهل تو باید
    مثل هر عاشق
    رها باشد

    تو هم از ما نبودی یار...

    ای آوار...

    ای سیل مصیبت بار ...
  • ۱۳:۵۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲
    avatar
    شراره سعیدپور
    کاربر فعال|131 |223 پست

    در كتاب چار فصل زندگي

    صفحه ها پشت سرِ هم مي روند

    هر يک از اين صفحه ها، يک لحظه اند

    لحظه ها با شادي و غم مي روند...

    گريه، دل را آبياری مي كند

    خنده، يعني اين كه دل ها زنده است...

    زندگي، تركيب شادی با غم است

    دوست مي دارم من اين پيوند را

    گر چه مي گويند: شادي بهتر است

    دوست دارم گريه با لبخند را
  • ۱۶:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    از شهر عطار آمدی یا قصه های مولوی ؟
    در بیستون دیدم تو را یا بارگاه خسروی ؟
    شهزادۀ شهنامه ای یا تاجری از بوستان؟
    شاید برایم خوانده ای از مثنوی معنوی !

    آهنگ چشمان تو را من در کجا بشنیده ام ؟
    در وردهای هندوان یا آیه های عیسوی ؟
    از دشتهای زاگرسی یا آذران آبادگان ؟
    این خنده ها را دیده ام ! کوردی گیان یا ساروی؟!

    بوی بهاران می دهی! از باغ فردوس آمدی ؟
    یا چیده ای باغی ز گل از دشتهای دنیوی؟
    بگذشته ای از مرزها از خط تردید و یقین
    کین گونه در اندیشه ام ایمان و باور می شوی

    در قلب من پاینده ای ای آشناتر از نفس
    هرچند چون خورشید و مه از قاب چشمم می روی
    دانم که این کوته غزل ، گویای حُسن تو نبود
    یک روز تقدیمت کنم ، هفتاد دفتر مثنوی
  • ۱۶:۴۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    شاعرم٬ گوهر فروشم٬ مهر یاران میخرم

    همچو دریا می خروشم ناز جانان میخرم

    می نویسم تا غزل٬ بر وصف یار مهربان

    می برم بر منزل اش٬ دل را چه آسان میخرم

    نا خدای کشتی ام٬ در راه عشقم پر خروش

    خوف امواجی ندارم٬ حکم طوفان میخرم

    رمز این عشق الهی را کنم چون ذکر دل

    با دوصد تسبیح عشق٬ ایمان پنهان میخرم

    می سرایم می سرایم بهر این دلداگی

    تا رقیبم بشنود٬ آماج پنهان میخرم

    «جان دل» با شعر خود٬ محبوب یارت گشته ای

    خود بگو با این غزل٬ معنای دیوان میخرم
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان