خانه
755K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۸:۵۳   ۱۳۹۷/۱/۲۸
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    به نظر میاد که روون ننوشتن مهمترین ایراد منه.
  • ۲۳:۲۱   ۱۳۹۷/۱/۲۸
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    بچه ها من عمدا یه سری مسائل رو ابتدا گفتم و بعد زیاد بهش نپرداختم، کلا سبکی هست که دوست دارم، مثلا یک چیزی رو الان بگم و مثلا خیلی بعدتر بهش رجوع کنم، این رو به عنوان توضیح بگم بهتون که من یک دفتر دارم و ریزترین اتفاقات رو و اینکه بعدا قرار هست بهش برگردم یا کجا نتیجه ش معلوم شه برای خودم یادداشت کردم، این مواردی که شما گفتید همه در آینده و در جایی که از قبل مشخص شده اشاره میشه، در واقع قرار هست هیجان ایجاد کنه. موضوعاتی که بهش اشاره نکردم رو به پای فراموش کاری یا بی سلیقگی در نوشتن حساب نکنید.

    در مورد کلاود داستان دارم و در این فصل هم  به رابطه ش با شایموت و شرایطش در حبس خانگی پرداخته شد. قضیه ازدواج شاردل داستان داره، ارتباط سیمون و لابر خیلی قرار نیست ماجرا درست کنه ولی بهش پرداخته میشه. -این رابطه جا داشت توی این فصل هم  پرداخته شه و تعلیق عمدی نبود.-

    البته این در مورد اتان صدق نمی کنه و چیزی در موردش ننوشتم چون فکر می کردم پرداختن بهش جذابیتی نداره.کلا برنامه خاصی هم جز سپرده شدن سرپرستیش به سیمون و گلوری ندارم. 

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۸/۱/۱۳۹۷   ۲۳:۴۹
  • ۰۰:۰۲   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    به نظر میاد که روون ننوشتن مهمترین ایراد منه.
    زیباکده

    اگه قرار بود کلی نقد کنیم. من دقیقا همین ایراد رو می گفتم.قسمتهای آخر خیلی متنهات بهتر شد. 

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۹/۱/۱۳۹۷   ۰۸:۵۱
  • ۰۹:۱۲   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    6

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1-این قسمت افت و خیز خاصی نداره ، برای همین مشخصا نمی تونم به نقطه قوت خاصی اشاره کنم. فقط می تونم بگم در کل خوب بود.

     

    نقاط ضعف:

    1-      این قسمت هرچند نقطه ضعف خاصی نداره اما گیرایی لازم رو هم نداره.

  • ۰۹:۳۵   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    سلام به همه
    یه روز نبودماااا ببین چقد حرف زدین
    در مورد کلیات فصل سه من موافقم و اجمالا نکات مورد نظرمو میگم
    1. اول اینکه من تو این فصل میخوام پسر جورجان و بفرستم دنبال افسانه کتیبه ها اینکه دستاوردی از این جستجو نصیبش میشه یا نه رو میشه تو متن توافق کرد
    2. در جریان این اتفاقاتی که قرار بیوفته پیشنهاد میدم باسمن ها یه حملات کور و بدون برنامه ریزی دقیق به سیلورپاین بکنن که آکوییلا مجبور بشه از ترس اونها بیاد به سمت اتحاد با همسایه هاش و همسایه هاش هم اونو تحت فشار بزارن
    3. در مورد جنگ های داخلی سیلورپاین من میخوام که همه همسایه ها رویه یکسانی نداشته باشن مثلا اگر آکوییلا بره سمت اکسیموس اکسیموس دست دوستی شو قبول کنه ( یه غرامتی هم بپردازه به اکسیموس) ولی دزرت لند و ریورزلند قبول نکنن
    4. در مورد حرف مهرنوش و ایجاد تعادل من فکر میکنم اصولا یه کشور که به یه کشور دیگه حمله میکنه و یه جاهایی رو میگیره و بعد شکستش میدن برمیگرده سرجاش کافیه البته تو مذاکرات صلح اصولا یه غرامتی چیزی باید بده و اینکه دزرتلند برمیگرده به مرزهاش خودش یه شکست سنگینه لازم نیست سنگین تر بشه و میشه به این موضوع خیلی خوب پرداخت و شکست و نشون داد
  • leftPublish
  • ۰۹:۴۰   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سوم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    داستان به گرمی شروع شد و چیزی رو لو نداد.

    ریتم کلی داستان قابل قبول بود.

    نقاط ضعف:

    صحنه ای که بین رفتن آکوییلا به سمت شمال و رسیدنش جا دادی، مناسب نیست و در واقع گذر زمان رو نشون نمیده. فقط شارلی داره دلبانش رو نوازش میکنه و نویسنده یه داستان از گذشته رو برای ما تعریف میکنه و وقتی برمیگردیم انگار زمان زیادی گذشته.

    کاروان کوچکی که آکوییلا رو همراهی میکرد، عملا نامرئی بودن. حتی اسب سوم خالی میرفت و لوازم آکوییلا و جیتانا روی یه اسب خالی بود. حس کاروان نگرفتم اصلا.

     

    زیباکده

    در مورد ایراد اول فعلا دفاعی ندارم باید برم بخونمش ولی در کل احتمالا این ایراد بهم وارد باشه چون به این نکته هیچ وقت دقت نکرده بودم 9

    در مورد کاروان کوچک: کلا منظور از کاروان کوچک آکوییلا و جیتاناست و یه اسب سومی که بار میبره همین ، کاروان کوچک یه ترکیب ادبی بود فقط

  • ۰۹:۴۵   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    7

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1-کشش داستان عالی.

    2-فضا سازی عالی

    3- دیالوگهای منطقی و به جز گاهی که جمله بندیها کار رو یه کم خراب کرده، دیالوگها بسیار قوی و واقعی همراه با امضای شخصیتی که داره دیالوگ میگه.-این قسمت بهزاد می تونه به مهرنوش کمک کنه که منظور من رو از شخصیت پردازی متوجه بشه، در دل داستان هست که شخصیت پردازی شکل می گیره، اینکه مثلا بگی کم حرف، عصبی یا ... کافی نیست در دل داستان باید مشخص باشه مثلا از شنیدن یک جمله یکی وحشت زده میشه یکی خوشحال و یکی ممکنه بگه لعنتی! این فضا سازی در کنار شخصیت پردازیه-

    امتیاز دادن به این قسمت سخت بود اما فعلا بهش عالی میدم.

    نقاط ضعف:

    1-      جمله بندیهای گاها ضعیف،مثلا: او در محلی که باید مینشست اسناد زیادی را روی هم گذاشته بود و ایستاده با دستانش اسناد مختلف را برمیداشت و بررسی میکرد/می شد بنویسی: اتاق محل کارش بسیار به هم ریخته به نظر می رسید، حتی روی صندلیش که پشت میز کارش قرار داشت  نیز با اسناد مختلف انباشته شده بود ،از اینرو در حالیکه در کنار صندلی ایستاده بود اسناد را با بی حوصلگی یکی یکی برمیداشت و بررسی می کرد.(حالا چون من نمی دونم چه حسی رو میخواستی القا کنی شاید جمله م منظورت رو نروسونه اما قصدم مثال زدن بود، مثلا با دستانش برمیداشت! دستانش دیگه اضافه هست) یا توی یه جمله دیگه نوشتی جنوب کشور اونها---> جنوب کشورشون(بهتره).....اونها از کشورگشایی ما درست در جنوب کشور اونها خیلی عصبانی هستند. اون جمله که مهرنوش اشاره کرده هم همین مشکلات رو داره و چند جمله دیگه

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۹/۱/۱۳۹۷   ۰۹:۴۷
  • ۱۰:۰۱   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سوم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: به نظر من این قسمت از نوشتت پر از ایده های عالی بود مثل جایگزینی یک دایه برای پسر آکوییلا و معرفی برادر دختری که دلبانش رو به ملکه داده بود و ...

    نقاط ضعف: هیچ کدوم از ایده های بالا بخصوص مورد دوم بعدا بصورت جدی مورد استفاده قرار نگرفت در حالی که در ماجرای کودتای آکوییلا جا داشت این پسره که با مشخصه نفرت و کینه معرفی شده بود ، نقش قابل توجهی بگیره

    و همونطور که فرک هم اشاره کرد اشاره به ماشین آلات در اون زمان و اشاره به جایی که همیشه تاریکه بجز یکماه گرچه در داستان مجیک ما اشتباه نیست ولی به نظر من لزومی هم نداشت.

    جا انداختن تیتر و شماره قسمت هم یک اشکال کوچیک دیگه هست که البته شامل کسر امتیاز نمی شه ولی اگر می ذاشتی بهتر بود.

     

     

    زیباکده

    قضیه دایه لوسیل که خوب اوایل داستان که هنوز تو شمالگان بودن بهش پرداختم شخصیت پررنگ تری فعلا قرار نیست داشته باشه مگر اینکه بهش احتیاج پیدا کنم 

    در مورد برادر اون دختری که مرد تا شارلی دلبان دار بشه هم موضوع فراموش نشده براش برنامه ریزی دارم اتفاقا میخواستم اول تو زمان کودتا بهش بپردازم ولی هرکاری کردم جا نگرفت تو داستان ریتممو خراب میکرد ولی اتفاقا همون موقع که برای این نوشتمش که بعدا بشه یه کاره ای تو دم و دستگاه آکوییلا بنابراین مطمئن باشین حواسم بهش هست

    در مورد ماشین آلات هم ایراد بهم وارده فکر کنم همون موقع هم بهم گفت فرک فقط یه نکته ای هست منظور از ماشین در ادبیات الزاما وسیله ای نیست که با موتور کار کنه هر دستگاه خودکاری میتونه ماشین باشه تو فیلم ها هم خیلی دیدیم که یه دستگاه خودکار ابتدایی ( منظور از خودکار اینه که حالا یه بازویی چیزی حرکت کنه یا اصلا یه اهرمی به کمک نیروی انسای حرکت کنه) هم ماشین نامیده میشه 

  • ۱۰:۱۷   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    منم نقدو به زودی شروع میکنم
  • ۱۰:۲۵   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ششم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: در این قسمت یکبار دیگه به مناسبات بین افراد مهم سیلورپاین پرداخته شده بود که خیلی بجا بود.

    نقاط ضعف: یکمی بهم ریختگی در متن دیده می شه و پرداختن به وضعیت باسمن ها بعدا دنبال نشد.

    پاراگراف آخر که در واقع برگزیدن کیه درو به فرماندهی ارتش بود خیلی گذرا و کم اهمیت نوشته شده بود در حالی که به موارد کم اهمیت تر پرداخت بیشتری شده بود.

    زیباکده

    در مورد اول راستش من اولش درخواست کردم همه به هم بهش بپردازیم اتفاقا فرک گفت من ایده هایی هم دارم فقط خودت بهش نپرداز منم یه کم بهش پرداختم و منتظر شما شدم به همین خاطر کم بهش پرداختم

  • leftPublish
  • ۱۰:۳۱   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    خب من جواب نقدهایی که تا اینجا ازم شده بود دادم ممکنه از نظر نقاد قانع کننده نباشه ولی حداقل سودش اینه که من متوجه شدم تو فکر شما چی میگذره و به چه نکاتی توجه میکنید و شما هم متوجه تفکر من شدید
  • ۱۳:۱۷   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    سلام به همه
    یه روز نبودماااا ببین چقد حرف زدین
    در مورد کلیات فصل سه من موافقم و اجمالا نکات مورد نظرمو میگم
    1. اول اینکه من تو این فصل میخوام پسر جورجان و بفرستم دنبال افسانه کتیبه ها اینکه دستاوردی از این جستجو نصیبش میشه یا نه رو میشه تو متن توافق کرد
    2. در جریان این اتفاقاتی که قرار بیوفته پیشنهاد میدم باسمن ها یه حملات کور و بدون برنامه ریزی دقیق به سیلورپاین بکنن که آکوییلا مجبور بشه از ترس اونها بیاد به سمت اتحاد با همسایه هاش و همسایه هاش هم اونو تحت فشار بزارن
    3. در مورد جنگ های داخلی سیلورپاین من میخوام که همه همسایه ها رویه یکسانی نداشته باشن مثلا اگر آکوییلا بره سمت اکسیموس اکسیموس دست دوستی شو قبول کنه ( یه غرامتی هم بپردازه به اکسیموس) ولی دزرت لند و ریورزلند قبول نکنن
    4. در مورد حرف مهرنوش و ایجاد تعادل من فکر میکنم اصولا یه کشور که به یه کشور دیگه حمله میکنه و یه جاهایی رو میگیره و بعد شکستش میدن برمیگرده سرجاش کافیه البته تو مذاکرات صلح اصولا یه غرامتی چیزی باید بده و اینکه دزرتلند برمیگرده به مرزهاش خودش یه شکست سنگینه لازم نیست سنگین تر بشه و میشه به این موضوع خیلی خوب پرداخت و شکست و نشون داد
    زیباکده

    نوشان جون، من اوایل سیزن هم گفتم، دوستی با اکوییلا در هیچ برهه ای جزو سیاست اکسیموس ها نیست، چون 3 اقلیم دیگه وارد مناسبات فامیلی با هم شدن، اگر اکسیموس ها با آکوییلا رابطه برقرار کنن که قراره سرنگون بشه، چهره ی منفی از خودشون درست می کنن و دیگه نمی تونیم در ادامه داستان اونها رو از انزوا خارج کنیم و قرار هم نبود یکی نقش منفی به عهده بگیره، من پیشنهاد می کنم که این نقش رو یکی دیگه از بچه ها به عهده بگیره

    دزرتلند که طبیعتا نمی شه شاید ریورزلند که مرموز بوده و عقب ایستاده در این زمینه بتونه یک نقش موقتی ایجاد کنه و بعدا رویه خودش رو بکلی عوض کنه.

  • ۱۳:۲۶   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    هشتم

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: این قسمت از همه نظر خیلی خوب بود، فضا سازی، معرفی شخصیت ها و کاملا منطبق با مسیر داستان.

    نقاط ضعف: نقطه ضعف بخصوصی نداشت، به این دلیل امتیاز عالی ندادم که هیج نقطه ی اوج و یا چالش برانگیزی نداشت.

     

     

     

     

     

     

  • ۱۳:۳۹   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    دهم

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: این قسمت عالی بود، هم متن خیلی خوبی داشت و هم نقاط چالش و هیجان در اون وجود داشت. فضای پر تنش مذاکرات و همینطور اتفاقات بین خانواده های سلطنتی خیلی خوب نوشته شده بود، آفرین.

    نقاط ضعف: نقطه ضعف بخصوصی نداشت.

    فقط تیتر و شماره داستان رو ننوشته بودی که امتیاز کم نکردم ولی بهتره که هر قسمت حتمن اونو بنویسیم.

     

     

     

     

     

     

  • ۱۳:۴۷   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    یازدهم

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: این قسمت هم واقعا عالی بود، هم متن خیلی بهتری داشت و از نظر هیجان و نقاط اوج هم عالی بود، نقطه ی متمایز کننده این قسمت این بود که داستان در سرزمین سیلورپاین هم خیلی عالی و جذاب نوشته شده بود.

    نقاط ضعف: نقطه ضعف بخصوصی نداشت.

     

     

     

     

     

     

     

  • ۱۳:۵۸   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    دوازدهم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: عالی بود، هم خوب نوشته شده بود و هم فضا سازی خوب بود، قسمت مربوط به آکوییلا به صورت مستقل خیلی خوب جلو می ره، روندی که بهزاد نوشته بود به خوبی ادامه پیدا کرده بود و خبر ولیعهد هم در جای خیلی درستی وارد داستان شده بود، آفرین.

    نقاط ضعف: داستان اون سه نفر بعدا خیلی خوب در نیومد ولی در کنار نقاط قوت زیاد این قسمت اصلا اهمیتی نداشت.

     

     

     

     

     

     

     

  • ۱۴:۰۴   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    فعلا تا همینجا
  • ۱۵:۰۰   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    زیباکده

    نوشان جون، من اوایل سیزن هم گفتم، دوستی با اکوییلا در هیچ برهه ای جزو سیاست اکسیموس ها نیست، چون 3 اقلیم دیگه وارد مناسبات فامیلی با هم شدن، اگر اکسیموس ها با آکوییلا رابطه برقرار کنن که قراره سرنگون بشه، چهره ی منفی از خودشون درست می کنن و دیگه نمی تونیم در ادامه داستان اونها رو از انزوا خارج کنیم و قرار هم نبود یکی نقش منفی به عهده بگیره، من پیشنهاد می کنم که این نقش رو یکی دیگه از بچه ها به عهده بگیره

    دزرتلند که طبیعتا نمی شه شاید ریورزلند که مرموز بوده و عقب ایستاده در این زمینه بتونه یک نقش موقتی ایجاد کنه و بعدا رویه خودش رو بکلی عوض کنه.

    زیباکده

    ببین زمانی که اکسیموس داره با دوتا از همسایه هاش می جنگه مطمئنا مشکل مالی هم خواهد داشت و نمیدونه آکوییلا قراره سرنگون بشه آکوییلا بخواد با قول پرداخت غرامت با اکسیموس دوست بشه چرا اکسیموس باید دست رد به سینه اش بزنه/

    قراره آخر فصل همه با هم دوست بشن دیگه اون موقع مهم نخواهد بود که دزرتلند به اکسیموس حمله کرده یا ریورزلند به دزرت لند حمله کرده قراره اتفاقاتی بیوفته که مهمتر از این مسائل باشه 

    من برای هیجان داستان گفتم 

  • ۱۷:۴۴   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    خوب من اومدم چند قسمت رو نقد کنم!
  • ۱۸:۰۰   ۱۳۹۷/۱/۲۹
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    6

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- یه قسمت معمولی بود بدون ایراد خاص یا نکته برجسته خاصی

     

    نقاط ضعف:

    1- تنها مورد   این قسمت اینه که من متوجه تغییرات صحنه نشدم. یعنی دیالوگ اسپارک و اسپروس تموم شد و چند وقت بعد کیه درو اومد پایتخت، یا وسط بحث اونا درو باز کرد اومد تو. یه پرش داریم از اتاق اسپروس به آینده، یا یه وقفه بزرگ داریم که داره کیه درو رو توضیح میده و بعد یهو در باز میشه.

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان