خانه
756K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۲۳:۲۲   ۱۳۹۷/۲/۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    سمت

    نویسنده

    امتیاز

    22

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    این قسمت بهزاد مثل قسمت قبل مهرنوش از نظر من همون ضعف هایی که تو پست قبل گفتم و داره

  • ۲۳:۳۴   ۱۳۹۷/۲/۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    سمت

    نویسنده

    امتیاز

    23

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- صحنه توصیف کتاب مادونا قشنگ بود



    نقاط ضعف:

         1 – ما بقی داستان شرح ماوقع بود اتفاقاتی که تو قسمت های قبلی نوشته شده بود و نکته خاصی نداشت

  • ۲۳:۴۸   ۱۳۹۷/۲/۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    بازم! شاید ضعیف ترین بخش فصلمونه!

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    24 نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- نحوه بی اعتبار شدن اسپروس خوب و واقعی داره پیش میره.

    نقاط ضعف:

    1- برای چندمین بار تیتر نزدی داستان رو که اصلا خوب نیست.

    2- سردرگمی زیادی توی جنگ داری. میفهمم که نقطع ضعفته و استراتژی جزو نقاط قوتت نیست اما خوب باید گوشزد کرد. اینکه یهو کیه درو فرمانده ارتش رو از مهمترین بخش جنگ فراخوندن به یه کاری که کلا بعدش کنسل شد و ... خیلی خوب پیش نرفت

    3- درسته که از تایگریس خیلی تعریف کردی. اما کسی که پیش پدرش تعلیم دیده و کمتر از چند ماه زیر نظر کیه درو که خیلی هم سرش شلوغ بوده کار کرده، قابلیت فرماندهی جنگ تو مهمترین قسمت جنگ رو داره؟ یعنی هیچ کس تو سلسله مراتب ارتش نبود که تجربه و مهارت و فکر بهتری داشته باشه؟ بقیه راحت پذیرفتنش؟ هییچی ازش ندیده بودن حتی یه تیراندازی یا یه حضور در جنگ

    4- پرشت به آکوییلا یه جوریه. باز یه خطی. یعنی فقط حواسم هست، بعدا میخوام در موردش بگم. اگه اینو میخواستیم فیلم کنیم، این بخشش یه کلوزآپ از آکوییلا میشد(شوخی 4 ). باید به همه بخش های داستان اگه قراره توش باشن به یه اندازه دل بدی.

    زیباکده

    من حس و حالمو وقتی این قسمت و نوشتم دقیق یادمه در این حد می دونستم دارم چی کار میکنم که یه آشپز سوشی ژاپنی میدونه چجوری یه هواپیمایی ایرباس سیصد و هشتاد فول مسافره و تو یه فرودگاه شرجی با طول باند کوتاه چجوری میتونه بشونه درحالی که هیدرولیکم نداره ( مسافرها هیچ شانسی ندارن)!!!!

    یعنی در این حد حودتون فکرشو بکنید

    وسط امتحانها مخ تعطیل بعد میومد اینجا بدبختیم یکی دوتا نبود که ، نمیفهمیدمم چی کار کردین شما فقط فهمیدم وسط جنگیم بچه های منم رفتن خودشون انداختن تو هچل. یادمه بهت خصوصی مسج زدم این دوستان نوشتن ما منجنیق نبردیم ( انگار رفتب مهمونی موبایلتو نبردی همچین حسی) یه منجنیق بده ما دو تا سلفی بگیریم 

    بعد تو گفتی خواهر من قرار نیست سانتامارتا رو بگیری بعد من گفتم پۤ چی کار کنم گفتی دست بچه ها رو بگیر بیا اینجا بعد من گفتم سر راه یه نوکی هم به این بندر بزنیم بعدا نگن هیچی نفهمید

    کل ماجرا این بود

    ماجرای تایگریسم این بود که گفتم الان بیام یکی و معرفی کنم فرمانده جنگ بقیه می گن این کجا بوده یهو اومده وسط ( الان که فکر میکنم میبینم خیلی هم مهم نبود این موضوع) پس بزار بگم تازه اومده تو ارتش و فلان و اینا

    مخم تعطیل بود در آن برهه حساس29

  • ۲۳:۵۵   ۱۳۹۷/۲/۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    سمت

    نویسنده

    امتیاز

    25

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- من از ورود شخصیت های جدید استقبال می کنم



    نقاط ضعف:

         1 – لازم به ذکره که خودتم که شماره نزدی!!!!

         2- کیه درو بیچاره چج.ری یه شبه به محاصره کنندگان سانتامارتا پیغام برسونه فردا صبح شلوغ بازی دربیارین؟ درسته من روتو زمین نزدم ولی خدایی سخت بود

        3- چرا هیشکی به این بچه ( مادونا) نمیگه چه خبره؟ مشکلی بود فقط میگفتن بشین همسرت تو جنگه میاد؟ اینم باید شابین بگه؟ نمیدونم شاید اینجوری با فرک هاهنگ کرده بودین ولی منطق پشت این توافقتون چی بود؟

  • ۰۰:۱۱   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    26

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- ماجرای کاستد عالی بود

    2- توصیف شرایط اسپارک بعد از آمدن شارلی به جا بود.

    3- توصیف گفتگوی اسپارک و اسپروس باورپذیر بود، توصیف آنچه در ذهن اسپارک می گذشت جالب بود.

    4- ایده به اشتباه انداختن ساکنان سانتامارتا برای فهمیدن زمان دقیق حمله جالب بود.

    نقاط ضعف:

    1-     اگه صنوبر جد اسپروس هست، اسپارک که نهایتا ده سال از اسپروس بزرگتره چطور جد اسپروس رو دیده. (به جرات متوانست بگوید که بیشتر از هروقت دیگری به جدش صنوبر شبیه بود وقتی که از مذاکرات صلحی بیرون آمد که مرزبندی های کنونی را پایه ریزی و به جنگی چندین و چند ساله پایان داد)

    2-     پیشنهاد برگزاری جشن توسط اسپارک عجیب بود مخصوصا اینکه میگه وقتی بچه به دنیا اومد که تا اونموقع حداقل پنج شش ماه مونده

    3-     اینو قبلا اشاره کردم که یک شبه نمیشه بین دو قلعه محاصره شده رفت و آمد کرد.

    زیباکده

    1- صنوبر و ندیده ولی نقل شو که شنیده یه جورایی میخواستم شخصیت صنوبر و خیلی اغراق آمیز کاریزماتیک و مورد پرستش مردم سیلورپاین قرار بدم مثل شاه عباس خودمون که یه زمانی هر کی هر افسانه ای بلد بود ربطش میداد به شاه عباس( در دوران جدید رضا شاه این جوریه ) اینم میخواسته بگه اسپروس پیشرفت داشته و عاقل تر و کاریزماتیک تر شده شبیه جدش شده شبیه خاطراتی که ازش میگن

    2- بلی درسته

    3- چاره ای نداشتم مجبور بودم میفهمی مجبووووورررر!!!!!

  • leftPublish
  • ۰۰:۱۵   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    26 نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- نثر خوبی داشت

    2- باز هم تنگ شدن شرایط برای پادشاه و اوضاع ملکه خیلی باورپذیر پیش رفت

    3- اتفاقات جبهه های جنگ خوب بود و هیجان هم داشت با اینکه درگیری نداشتیم

    نقاط ضعف:

    1- با مونتانا حرف نزده بود، با مارتین لیدمن حرف زده بود

    2- درسته که از بقیه خواستی بیان توی باسمن شرکت کنن و نیومدن اما خودت هم یهو ولش کردی

    زیباکده

    1. مونتانا همون مارتین لید من نیست؟ (شوخی)

    2. آره نمیدونم چرا دلسرد شدم

  • ۰۰:۲۰   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و دوم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: نوشان جون این قسمت از نظر سناریو عالی بود ولی نثر خیلی قوی و روونی نداشت ولی من به دلیل محتوای خوبش امتیاز خیلی خوب دادم.

    نقاط ضعف:

    نثر نه چندان روان

    یکجایی دیگو داشت با آندریاس صحبت می کرد و این صحبت به درازا کشید و نیکولاس که کار مهمی با آندریاس داشت، اینپا و اونپا می شد ..

    ولی بعدا  یادت رفت که کار مهم رو بگی!

    آندریاس خیلی کوتاه تشکر کرد از چشمان نیکولاس میخواند که برای گفتن موضوعی مهم این پا آن پا میکند و منتظر خروج دیه گوست دیه گو ادامه داد: اما...

    توجه هر دو فرمانده مجددا به او جلب شد: میخواستم بدونید که کشتن غیر نظامیان در مرام مردان من نیست ما در راه هدفمون از جانمون میگذریم ولی ارتش سیلورپاین به هیچ وجه تن به ذلت کشتن غیرنظامیان نمیده

     

    زیباکده

    فراموش نکردم هیچ ایده ای نداشتم در واقع نمیخواستم به مناسبات درونی دزرت لند بپردازم فقط میخواستم جو ملتهب و نشون بدم

  • ۰۰:۲۵   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و پنجم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:  متن خوب و حال و هوای خوبی در این قسمت وجود داشت.

    نقاط ضعف:

    بجز چند خط انتهایی داستان که خبر از تصمیم برای محاصره بوگوتا رو می داد بقیه داستان عملا از هیچ اتفاقی خبر نمی داد و بعد از قسمت پر از هیجان کشته شدت جورجان، یهو ضرب آهنگ داستان خیلی کند شد.

    در مورد هدف پسر جرجان بعدا صحبتی نشد.

    بعضی از جملات می تونستند خیلی واضح تر باشند مثل:

     واصله حاکی از آن بود که اسکاردان در گارد ساحلی بندر به مشکل خورده است .

     

    اینکه اسپروس شخصا از یک کمپ تربیت سرباز یا سیستم توزیع گندم بازدید می کرد در حالی که ولیهد نزدیک بود بدنیا بیاد از منطق قویی برخوردار نبود.

     

    زیباکده

    در مورد هدف پسر جورجان تو این فصل براش برنامه دارم البته باید با توافق شما پیش بره 

    در مورد سفر اسپروس با توجه به این که مثلا حدود چهار پنج ماه تا به دنیا اومدن ولیعهد وقت هست، میخواستم مردم داری شو نشون بدم که سفرهای استانی میره و اینا. که بعدها خوبیش به آکوییلا بچربه. برای مردم یکی از نکات مثبت اسپروس مردم داریشه مثلا

  • ۰۰:۲۷   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    42

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- همه چیز از گیرایی خوبی برخوردار بود

    نقاط ضعف:

    1-     چرا کسی دنبال کلارای زخمی نرفت؟ دستگیر کردنش خیلی ساده بود.

    زیباکده

    تو تاریکی شب گمش کردن دیگه 

  • ۰۰:۳۸   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    42 نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1-به خوبی قسمت های مختلف داستان رو پیش بردی و همه هیجان لازم رو داشتن

    2- زیرکی آکوییلا و تصمیماتش جلب توجه میکنه

    3- فرار سفیر نمیدونم یهویی شد یا چی اما هیجان خوبی داشت ولی ...

    نقاط ضعف:

    1- هیچ پیشینه ای نداشتیم که  چی شد شوهرش مرد، این از کجا فهمید. چرا فرار کرد، کجا میخواست بره و ...

    زیباکده

    خودمم پیشینه ای نداشتم یهو یادش افتادم گفتم بهش بپردازم به بچه که وسط دشمنا چی کار میکنه 

  • leftPublish
  • ۱۰:۱۴   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    آقا من هرچی پست میکنم نمیاد چرا؟
  • ۱۰:۱۴   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    قسمت نویسنده امتیاز
    20 فرک عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
    نقاط قوت: قشنگ بود . دیالوگ ها صحنه سازی ها همه چی
    نقاط ضعف:
    تنها یه چیزی که من متوجه نشدم و گنگ نوشته شده بود برخورد شاردل بود با ازدواج مادونا یه جا به خود مادونا گفت این یه قضیه صرفا سیاسی نیست به نفع خودته و... یه جا گفت قربانی کردن تنها خواهرت راحت نیست
    بهتر بود به این موضوع بیشتر میپرداختی
  • ۱۰:۱۴   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    جدول نمیاد
  • ۱۰:۱۵   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    27 مهرنوش خوب
    نقاط قوت: تو این قسمت کمی بیشتر به توصیف پرداخته شده ولی خیلی هیجان انگیز نیست
    توصیف اتفاقات درون قلعه ها قشنگ بود

    نقاط ضعف:
    توضیح صحنه جنگ قشنگ بود ولی ضروری نبود یعنی تو داستانی که صحنه پردازی اصولا کمتر بهش پرداخته شده تا حالا، یهو اینجوری ریز صحنه جنگ رو نوشتن خیلی داستان و پرکشش نمیکنه
    قضیه تصاحب کتیبه ها خیلی سرسری نوشته شده اگر یه کم بهش بیشتر می پرداختی خودش میشد یکی از نقاط قوت
  • ۱۰:۲۵   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    28 فرک عالی
    نقاط قوت: هیجان انگیز روون و پرکشش
    نقاط ضعف:
    به نظر من هیچی
  • ۱۰:۴۳   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    29 بهزاد عالی
    نقاط قوت: هیجان انگیز روون و پرکشش

    نقاط ضعف:
    به نظر من هیچی
  • ۱۰:۵۹   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    قسمت نویسنده امتیاز
    20 فرک عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
    نقاط قوت: قشنگ بود . دیالوگ ها صحنه سازی ها همه چی
    نقاط ضعف:
    تنها یه چیزی که من متوجه نشدم و گنگ نوشته شده بود برخورد شاردل بود با ازدواج مادونا یه جا به خود مادونا گفت این یه قضیه صرفا سیاسی نیست به نفع خودته و... یه جا گفت قربانی کردن تنها خواهرت راحت نیست
    بهتر بود به این موضوع بیشتر میپرداختی
    زیباکده

    امتیاز این قسمت من چیه؟

    به هر حال فرستادن مادونا به یه کشور دیگه ریسکهای خودشو داره، اما اونقدر هم که لابر میگه حالت قربانی کردن نداره شاردل اینو گفت که به لابر بفهمونه حتی اگه اینکه تو میگی درست باشه قربانی کردن تنها خواهرت کار ساده ای نیست. یعنی این تصمیم رو بدون حساب کتاب نگرفته. ولی شاردل اصلا فکر نمی کنه داره قربانی می کنه

  • ۱۱:۰۴   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    قسمت نویسنده امتیاز
    30 مهرنوش متوسط
    نقاط قوت: توصیف شرایط قلعه ها

    نقاط ضعف:
    من نمیدونم آیا ندیدن سریال گیم آو ترون باعث شده نسبت به بقیه متفاوت فک کنم یا دلیلی غیر از این داره
    ولی به نظر من مقاومت قلعه پاپایان اینجا یه کم اغراق آمیز بود این دیوارها جنسشون چیه چه جوری انقدر مقاومن که صبح و شب میکوبیشون بازم سرپان؟
    تصمیم پیر برای دنبال جافری رفتن از کی تو ذهنش جرقه زده بود؟ یعنی اینا تو زمان صلح به خاک سیلورپاین رفتن که کتیبه رو بردارن چرا بی خیال بقیه شد و به جاش رفت دنبال جافری؟ اگر این نیاز و پلین تو ذهنش انداخت بهتر بود یه جورایی نشون داده بشه
  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    زیباکده
    نوشان : 
    قسمت نویسنده امتیاز
    20 فرک عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
    نقاط قوت: قشنگ بود . دیالوگ ها صحنه سازی ها همه چی
    نقاط ضعف:
    تنها یه چیزی که من متوجه نشدم و گنگ نوشته شده بود برخورد شاردل بود با ازدواج مادونا یه جا به خود مادونا گفت این یه قضیه صرفا سیاسی نیست به نفع خودته و... یه جا گفت قربانی کردن تنها خواهرت راحت نیست
    بهتر بود به این موضوع بیشتر میپرداختی
    زیباکده

    امتیاز این قسمت من چیه؟

    به هر حال فرستادن مادونا به یه کشور دیگه ریسکهای خودشو داره، اما اونقدر هم که لابر میگه حالت قربانی کردن نداره شاردل اینو گفت که به لابر بفهمونه حتی اگه اینکه تو میگی درست باشه قربانی کردن تنها خواهرت کار ساده ای نیست. یعنی این تصمیم رو بدون حساب کتاب نگرفته. ولی شاردل اصلا فکر نمی کنه داره قربانی می کنه

    زیباکده

    عالی بود

    توضیح بیشتری لازم بود تا این منظور درک بشه یه کم گنگه

  • ۱۱:۱۶   ۱۳۹۷/۲/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    قسمت نویسنده امتیاز
    31 فرک خیلی خوب
    نقاط قوت: دیالوگ های بخش دوم قشنگه و اتفاقاتی که تو زندان افتاد هم جالبه

    نقاط ضعف:
    من سر با لوله غذا ریختن تو معده بازبی گیر کردم یه کم کار پیشرفته ای نیست؟ حتی اگر تصور کنیم یه لوله چوبی خوب تراش خورده ساخته باشن آب و مایعات ریختن از طریق لوله تو معده کار عجیبیه برای اون دوران
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان