خانه
756K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۱:۲۷   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    باز ندیدن این سریال برای من مسئله ساز شد
    زیباکده

    نوشان من خیلی عاشق فیلمم اما اصلا آدم سریال ببینی نیستم. در وصف خودم اینو بگم که مثلا سریال لاست یا فرار از زندان چند قسمت دیدم و جذبم نکرد. اما حالا جدا از این داستان نویسی، وقتی این سریال رو ببینی می فهمی چی میگم، خیـــــــــــــــلی قشنگه. من دوباره دارم از اول می بینم تا فصل آخرش بیاد.

  • ۱۱:۲۹   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان : 
    قسمت نویسنده امتیاز
    30 مهرنوش متوسط
    نقاط قوت: توصیف شرایط قلعه ها

    نقاط ضعف:
    من نمیدونم آیا ندیدن سریال گیم آو ترون باعث شده نسبت به بقیه متفاوت فک کنم یا دلیلی غیر از این داره
    ولی به نظر من مقاومت قلعه پاپایان اینجا یه کم اغراق آمیز بود این دیوارها جنسشون چیه چه جوری انقدر مقاومن که صبح و شب میکوبیشون بازم سرپان؟
    تصمیم پیر برای دنبال جافری رفتن از کی تو ذهنش جرقه زده بود؟ یعنی اینا تو زمان صلح به خاک سیلورپاین رفتن که کتیبه رو بردارن چرا بی خیال بقیه شد و به جاش رفت دنبال جافری؟ اگر این نیاز و پلین تو ذهنش انداخت بهتر بود یه جورایی نشون داده بشه
    زیباکده

    نوشان جون از امتیازات و دلایلت توی این نقد نزدیک بود شاخ در بیارم،  دیگه تصمیم گرفتم که در مورد دلایل اینکار بحث نکنم ولی چون احساس می کنم که ممکنه هنوز جریان کتیبه ها نیاز به توضیح داشته باشه دوباره اشاره می کنم که دارک اسلو براش مقدور نیست که همینطوری بره کتیبه پیدا کنه، آدرس هر کتیبه از محل کشف کتیبه قبلی پیدا می شه و کتیبه دوم نشون داد که کتیبه بعدی در عمق خاک دشمن هست و فعلا دستیابی به اون برای دارک اسلو ممکن نیست برای همین رفت دنبال نجات جافری.

    در مورد قلعه ها هم اگر علاقمند بودی منابع زیادی در مورد جنگ های باستان هست و قلعه های زیادی در جریان محاصره سالها مقاومت کردن، زمان مقاومت پاپایان برای اینکه ضرب آهنگ داستان کند نشه خیلی دست پایین گرفته شد.

    زیباکده

    جریان کتیبه ها رو می دونم و میدونم که کتیبه های بعدی تو اکسیموس نیست من سوالم این بود که در شرایط حساس کنونی آیا نمیشه رفت تو خاک دشمن و کتیبه ها رو برداشت؟ درسته جنگه اما فکر نمیکنم غیر ممکن بود من نمیخوام اعتراض کنم به این که چرا دارک اسلو استار تن به این خطر نداد من میگم باید دلیل این تغییر استراتژی روشن تر نوشته میشد 

    در مورد قلعه هم درسته قلعه های سالها مقاومت کردن اما نه در شرایطی که شب و روز میکوبنشون . اون قلعه هایی که سالها مقاومت میکردن صرفا محاصره شده بودند یا مثل جریان تروا میو مدن بیرون مبارزه تن به تن میکردن میرفتن داخل این که بخوای یه دیوار رو با یه دژکوب هی بکوبی  و بی فایده باشه تنها در صورتی معنی داره که دیوار از یه ماده متفاوت از دژکوب باشه مثلا فولاد وگرنه با مواد اولیه اون دوران فک نمیکنم مدت طولانی ای این ماجرا بتونه ادامه پیدا کنه

    زیباکده

    نوشان جون در زمان قدیم قلعه ها با دیوارهای خیلی قطور و درهای فولاد کوبی شده قطور ساخته می شدن که بتونن در مقابل حمله ها مقاومت کنن، من خودم از قلعه ای دیدن کردم که مربوط به 2000 سال پیش بود و بعضی از جاها قطر دیوارهای بیرونیش به 17 متر می رسید!(راهنما توضیح داد) که نشون می ده عملا غیر قابل تخریب بوده!

    به هر حال اگر قرار نبود قلعه ها در مقابل حمله ها موثر باشن که با اکسیموس ها با این همه مخارج نمی ساختنشون! در مورد دژکوب ها هم دقیقا همینطوره، چون از بالا کماندارها و کسانی که قیر داغ می ریزن نمی ذارن که دژ کوب راحت کارشو انجام بده اینکار خیلی پر تلفات و زمانبر هست اگر فیلم های کینگ دام او هیون یا بریو هارت یا اینجور فیلم های قدیمی رو دیده باشی شاید بهتر بتونی تجسم کنی.

    در مورد کتیبه ها هم ما وقتی تونستیم که به کتیبه ی شما حمله کنیم که در زمان صلح بودیم و شما در بی خبری بودید، حالا در زمان جنگ و در حالی که همه در جریان قرارگرفتند، گذشتن از خطوط دشمن و نفوذ به عمق خاک اونا احتمالا خیلی شدنی نبود.

  • ۱۱:۳۰   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    نوشان : 
    بچه های جنگجو بهزاد و مهرنوش همینجا میخوام یه نقد گنده از جفتتون بکنم
    به نظر من این دو قسمت شروع جنگ که توسط شماها نوشته شده یه ایراد گنده داره ( نمیدونم قسمت های آینده ایراد برطرف میشه یا نه) ( این چیزی که میخوام بگم با خوندن نقد های خودتون به ذهنم رسید نوآوری نیست)
    اونم اینه که بیشتر شخصیت محوره تا ماجرا محور
    یعنی شما نوشتین پلین چی دید چی کار کرد یا اروین مونتانا چی فکر میکرد چی کار کرد
    کمتر نوشتین چه اتفاقی افتاد جدا از شخصیت ها منظورم اینه که این دوقسمت و می شد اینجوری نوشت: ارتش از مرز عبور کرد اینجوری شد بعد رفتن اونجا اونجوری شد بعد فلان و فلان
    اگر اینجوری می نوشتید منی که چیزی نمیدونم هم بهتر میتونستم بنویسم شاید استراتژی به ذهنم نرسه ولی پروش چیزی که شما نوشتید ازم برمی اومد
    لطفا در آینده یه کم از شخصیتتاتون دل بکنید و به ماجراها و داستانها و صحنه ها بپردازید
    ما تو این دو فصل ایده های خوبی رو پروروندیم یه کم بیشتر دل میدادیم به کار داستانمون باحال تر میشد
    زیباکده

    منظورم این نیست که دیالوگ ننویسینا منظورم دقیقا کاریه که بهزاد تو فتح قلعه پاپایان کرد. نوشتن و توصیف صحنه جنگ 

    زیباکده

    فکر کنم من متوجه منظورت شدم. می گی نوشتن داستان جنگ از دید راوی و اشاره به اتفاقات در حال روی دادن میتونه داستان را جذاب تر و قابل درک تر کنه البته دیالوگهای خوب و قوی هم میتونه در خدمت چنین سناریویی باشه.

  • ۱۱:۳۹   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش جون اتفاقا برای من هم سوال هست که در امتداد داستان و دو فصل آینده دقیقا چه اتفاقی در مورد کتیبه ها میخواد بیفته.
    در مورد اکتشاف دو کتیبه دیگه چه ایده ای داری. چون ایده این ماجرا مال تو بوده بهتره خودت یه انتها و سرانجامی هم براش متصور شی، چون ما دقیقا نمیدونیم توی ذهن تو چی میگذره و تا حالا هر ایده ای دادیم با منطق داستان تو همخونی نداشته و قابل اجرا نیست. پس لطفا خودت ایده بده و ما هم اگه لازم به تغییراتی توی اجرای ایده ت باشه می گیم تا نهایت به نتیجه برسیم.
    البته بعد از اتمام رای گیری
    راستی بچه ها نقدتون کی تموم میشه؟ چرا سر قولتون نموندین؟
  • ۱۱:۴۳   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 

    سمت

    نویسنده

    امتیاز

    37

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- قسمت آخر که مربوط به نجات دادن جافری بود خیلی قشنگ بود

    2- قسمت مربوط به تخلیه به سمت کارتانگا هم خیلی خوب بود

    نقاط ضعف:

         1 –به من بگو که اگر اشتباه میکنم فرصت داشته باشم امتیاز رو درست کنم چون متوجه نشدم که من دارم اشتباه میکنم یا تو اشتباه نوشتی

    تو قسمت قبلت شاه گفت یه پیک بفرستید که پلین بیاد پایتخت ولی تو قسمت جدید پلین تصمیم گرفت سرپیچی کنه و بره به پالیورا  در اینجا باید منتظر عواقب این سرپیچی باشیم حتی شده یه تذکر کوچک اما به جاش میخونیم که پادشاه بعد از استقرار در کارتانگا(‌به این زودی چرا پایتخت و ول کردند؟ شاید به خاطر احساس خطر) دستور داد نیمی از این ارتش و نیمی از اون در پالیورا منتظر پلین باشن مگه پلین قرار نبود بره پایتخت؟

    اگر این موضوع اشتباه فهمی من باشه امتیاز این قسمت خیلی خوب خواهد بود

    2- ماجرای تاثیر کتیبه ها که باعث سرعت بخشیدن به تربیت سرباز شده یهتر بود یه کم بیشتر پرداخته میشد که چجوری باعث این سرعت شده؟ یعنی آدمها باهوش و قوی شدند؟ درختها سریعتر رشد میکنند؟

    زیباکده

    نوشان جون برای اینکه این دستور پادشاه رو درک کنیم نیاز به نقشه هست، شاه دستور داد که پلین و افرادش از طریق بندر مونتارین برگردن به پایتخت، یعنی از بندر جنوبی با کشتی برگردن به پایتخت یعنی نزدیک ترین بندر به میدان جنگ، که بعدا بتونن خودشون رو به میدان جنگ برسونن، پلین هم همینکار رو کرد، یعنی نیروهای پیاده نظام اصلی رو با کشتی به پایتخت فرستاد که در قسمت ها بعدی می بینیم که با تاخیر به میدان جنگ می رسن ولی پلین تصمیم گرفت برای زودتر رسیدن با سواره نظام سبک از راه زمینی خودش رو برسونه که فکر نمی کنم این عمل که منظور پادشاه رو تامین کرده سرپیچی به حساب بیاد، احتمالا بهتر بود یک خط بیشتر توضیح می دادم.

    در مورد تاثیر کتیبه ها هم برای فرک جون در نقد ها توضیح دادم، مجیک یک چیز منطقی نیست که ما دنبال منطقش بگردیم، هیچ منطقی نداره ولی اثر می کنه، مثل اینکه مثلا سوزن جادوگر تو زیبای خفته چی بهش بود که باعث خواب طولانی شد؟ سم توش بود؟ داروی خواب آور؟ هیچی فقط جادو بود و بوسه ی شاهزاده چی داشت؟ داروی ضد بیهوشی؟ هیچی؟ اونم جزو جادو و داستان مجیک بود. 5 10

  • leftPublish
  • ۱۲:۲۸   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان : 

    سمت

    نویسنده

    امتیاز

    37

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- قسمت آخر که مربوط به نجات دادن جافری بود خیلی قشنگ بود

    2- قسمت مربوط به تخلیه به سمت کارتانگا هم خیلی خوب بود

    نقاط ضعف:

         1 –به من بگو که اگر اشتباه میکنم فرصت داشته باشم امتیاز رو درست کنم چون متوجه نشدم که من دارم اشتباه میکنم یا تو اشتباه نوشتی

    تو قسمت قبلت شاه گفت یه پیک بفرستید که پلین بیاد پایتخت ولی تو قسمت جدید پلین تصمیم گرفت سرپیچی کنه و بره به پالیورا  در اینجا باید منتظر عواقب این سرپیچی باشیم حتی شده یه تذکر کوچک اما به جاش میخونیم که پادشاه بعد از استقرار در کارتانگا(‌به این زودی چرا پایتخت و ول کردند؟ شاید به خاطر احساس خطر) دستور داد نیمی از این ارتش و نیمی از اون در پالیورا منتظر پلین باشن مگه پلین قرار نبود بره پایتخت؟

    اگر این موضوع اشتباه فهمی من باشه امتیاز این قسمت خیلی خوب خواهد بود

    2- ماجرای تاثیر کتیبه ها که باعث سرعت بخشیدن به تربیت سرباز شده یهتر بود یه کم بیشتر پرداخته میشد که چجوری باعث این سرعت شده؟ یعنی آدمها باهوش و قوی شدند؟ درختها سریعتر رشد میکنند؟

    زیباکده

    نوشان جون برای اینکه این دستور پادشاه رو درک کنیم نیاز به نقشه هست، شاه دستور داد که پلین و افرادش از طریق بندر مونتارین برگردن به پایتخت، یعنی از بندر جنوبی با کشتی برگردن به پایتخت یعنی نزدیک ترین بندر به میدان جنگ، که بعدا بتونن خودشون رو به میدان جنگ برسونن، پلین هم همینکار رو کرد، یعنی نیروهای پیاده نظام اصلی رو با کشتی به پایتخت فرستاد که در قسمت ها بعدی می بینیم که با تاخیر به میدان جنگ می رسن ولی پلین تصمیم گرفت برای زودتر رسیدن با سواره نظام سبک از راه زمینی خودش رو برسونه که فکر نمی کنم این عمل که منظور پادشاه رو تامین کرده سرپیچی به حساب بیاد، احتمالا بهتر بود یک خط بیشتر توضیح می دادم.

    در مورد تاثیر کتیبه ها هم برای فرک جون در نقد ها توضیح دادم، مجیک یک چیز منطقی نیست که ما دنبال منطقش بگردیم، هیچ منطقی نداره ولی اثر می کنه، مثل اینکه مثلا سوزن جادوگر تو زیبای خفته چی بهش بود که باعث خواب طولانی شد؟ سم توش بود؟ داروی خواب آور؟ هیچی فقط جادو بود و بوسه ی شاهزاده چی داشت؟ داروی ضد بیهوشی؟ هیچی؟ اونم جزو جادو و داستان مجیک بود. 5 10

    زیباکده

    ببین این که سوزن میره تو یه دست و باعث خواب میشه اتفاقا خیلی روشنه چون روند ماجرا معلومه ولی اگر مینوشتن جادوگر اومد زیبای خفته رو خواب کرد رفت اونوقت نمیپرسیدیم چجوری؟ دارو داد؟ ورد خوند؟ سوزن سمی داد بهش؟ 

    یا در مورد بوسه شاهزاده هم قضیه روشنه زیبای خفته با بوسه بیدار شد نه با معجون یا ورد یا هرچی

    ولی در مورد روند تاثیر کتیبه ها معلوم نیست چجوری اثر کرده. این روند یه روند جادویی خواهد بود مسلما ولی بالاخره یه چیزی هست دیگه . مثالم زدم مثلا سربازها باهوش تر و قوی تر شدن درختها سریعتر رشد میکنند و یا.....

    اینو بهتر بود مینوشتی

    ببین ساختن دیواری در این حد قطور تو یک سال معمولا شدنی نبوده و یه نکته دیگه هم اینکه تو تراوین هم اگر دقت کرده باشی هر قومی رو یه چیزی قوی بودن یا دفاع قوی یا حمله قوی و یا دفاع و حمله در یک سطح ولی نه به قوت اون دوتای دیگه

    این که تو در عرض یک سال 10 تا قلعه با دیوارهایی با اون قطر ساخته باشی و ارتشتم به این قدرت باشه غیرمنطقیه بالاخره هرقومی یه نقطه ضعفی داره

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۸/۲/۱۳۹۷   ۱۲:۴۷
  • ۱۲:۳۲   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    در مورد دستور پادشاهم بله باید بیشتر توضیح میدادی که هدف از پایتخت رفتن چی بوده
  • ۱۲:۳۶   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    مهرنوش جون اتفاقا برای من هم سوال هست که در امتداد داستان و دو فصل آینده دقیقا چه اتفاقی در مورد کتیبه ها میخواد بیفته.
    در مورد اکتشاف دو کتیبه دیگه چه ایده ای داری. چون ایده این ماجرا مال تو بوده بهتره خودت یه انتها و سرانجامی هم براش متصور شی، چون ما دقیقا نمیدونیم توی ذهن تو چی میگذره و تا حالا هر ایده ای دادیم با منطق داستان تو همخونی نداشته و قابل اجرا نیست. پس لطفا خودت ایده بده و ما هم اگه لازم به تغییراتی توی اجرای ایده ت باشه می گیم تا نهایت به نتیجه برسیم.
    البته بعد از اتمام رای گیری
    راستی بچه ها نقدتون کی تموم میشه؟ چرا سر قولتون نموندین؟
    زیباکده

    من نرسیدم فرک ولی مشکلی با شروع فصل ندارم روند نقد و نوشتن فصل جدید از نظر من میتونه موازی انجام بشه حالا بازم باید ببینیم نظر بقیه چیه

    تو فصل جدید من دوتا ماجرا رو میخوام از الان بگم که با کمک شما پیش ببرم اول قضیه کتیبه هاست که میخوام یه گروهی رو بفرستم دنبال اکتشافش 

    دوم هم میخوام باز به باسمن ها بپردازم

    در این دو مورد هر وقت لازم دونستید چیزی در داستانم تصحیح بشه و یا اضافه بشه لطفا دُنت هزیتِیت تو تِل می

  • ۱۲:۴۰   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    مهرنوش جون اتفاقا برای من هم سوال هست که در امتداد داستان و دو فصل آینده دقیقا چه اتفاقی در مورد کتیبه ها میخواد بیفته.
    در مورد اکتشاف دو کتیبه دیگه چه ایده ای داری. چون ایده این ماجرا مال تو بوده بهتره خودت یه انتها و سرانجامی هم براش متصور شی، چون ما دقیقا نمیدونیم توی ذهن تو چی میگذره و تا حالا هر ایده ای دادیم با منطق داستان تو همخونی نداشته و قابل اجرا نیست. پس لطفا خودت ایده بده و ما هم اگه لازم به تغییراتی توی اجرای ایده ت باشه می گیم تا نهایت به نتیجه برسیم.
    البته بعد از اتمام رای گیری
    راستی بچه ها نقدتون کی تموم میشه؟ چرا سر قولتون نموندین؟
    زیباکده

    فرک جون ایده ی من در مورد کتیبه ها در ادامه اینطوریه:

    این فصل که با شروع ضد حمله و پیروزی ها اکسیموس ها شروع می شه، دارک اسلو احتمالا روی این موضوع حساب می کنه که با شکست دزرتلند و احتمالا بعدی ریورزلند می تونه ب ه راحتی بیشتر کتیبه ها رو بدست بیاره و برای اونیکی کتیبه توی سیلورپاین هم یه فکری می کنه، ولی با پیشرفت داستان و به بن بست رسیدن جنگ و در حالی که تهدید خیلی جدی از طرف باسمن ها بوجود میاد، همین کتیبه ها برای هر 4 اقلیم انگیزه ی صلح می شن و دوباره با هم مذاکره می کنن و توافق می کنن که آدرس های کتیبه هایی که در سرزمین های هر اقلیم هست  رو به همون اقلیم برسونن تا همه ی کتیبه ها توسط تمام اقلیم ها پیدا بشه و خودشون رو آماده کنن برای جنگ اصلی.

  • ۱۳:۰۰   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    میبینم که چهارنفر آنلاینیم

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۸/۲/۱۳۹۷   ۱۳:۰۰
  • leftPublish
  • ۱۳:۰۳   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان : 

    سمت

    نویسنده

    امتیاز

    37

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- قسمت آخر که مربوط به نجات دادن جافری بود خیلی قشنگ بود

    2- قسمت مربوط به تخلیه به سمت کارتانگا هم خیلی خوب بود

    نقاط ضعف:

         1 –به من بگو که اگر اشتباه میکنم فرصت داشته باشم امتیاز رو درست کنم چون متوجه نشدم که من دارم اشتباه میکنم یا تو اشتباه نوشتی

    تو قسمت قبلت شاه گفت یه پیک بفرستید که پلین بیاد پایتخت ولی تو قسمت جدید پلین تصمیم گرفت سرپیچی کنه و بره به پالیورا  در اینجا باید منتظر عواقب این سرپیچی باشیم حتی شده یه تذکر کوچک اما به جاش میخونیم که پادشاه بعد از استقرار در کارتانگا(‌به این زودی چرا پایتخت و ول کردند؟ شاید به خاطر احساس خطر) دستور داد نیمی از این ارتش و نیمی از اون در پالیورا منتظر پلین باشن مگه پلین قرار نبود بره پایتخت؟

    اگر این موضوع اشتباه فهمی من باشه امتیاز این قسمت خیلی خوب خواهد بود

    2- ماجرای تاثیر کتیبه ها که باعث سرعت بخشیدن به تربیت سرباز شده یهتر بود یه کم بیشتر پرداخته میشد که چجوری باعث این سرعت شده؟ یعنی آدمها باهوش و قوی شدند؟ درختها سریعتر رشد میکنند؟

    زیباکده

    نوشان جون برای اینکه این دستور پادشاه رو درک کنیم نیاز به نقشه هست، شاه دستور داد که پلین و افرادش از طریق بندر مونتارین برگردن به پایتخت، یعنی از بندر جنوبی با کشتی برگردن به پایتخت یعنی نزدیک ترین بندر به میدان جنگ، که بعدا بتونن خودشون رو به میدان جنگ برسونن، پلین هم همینکار رو کرد، یعنی نیروهای پیاده نظام اصلی رو با کشتی به پایتخت فرستاد که در قسمت ها بعدی می بینیم که با تاخیر به میدان جنگ می رسن ولی پلین تصمیم گرفت برای زودتر رسیدن با سواره نظام سبک از راه زمینی خودش رو برسونه که فکر نمی کنم این عمل که منظور پادشاه رو تامین کرده سرپیچی به حساب بیاد، احتمالا بهتر بود یک خط بیشتر توضیح می دادم.

    در مورد تاثیر کتیبه ها هم برای فرک جون در نقد ها توضیح دادم، مجیک یک چیز منطقی نیست که ما دنبال منطقش بگردیم، هیچ منطقی نداره ولی اثر می کنه، مثل اینکه مثلا سوزن جادوگر تو زیبای خفته چی بهش بود که باعث خواب طولانی شد؟ سم توش بود؟ داروی خواب آور؟ هیچی فقط جادو بود و بوسه ی شاهزاده چی داشت؟ داروی ضد بیهوشی؟ هیچی؟ اونم جزو جادو و داستان مجیک بود. 5 10

    زیباکده

    ببین این که سوزن میره تو یه دست و باعث خواب میشه اتفاقا خیلی روشنه چون روند ماجرا معلومه ولی اگر مینوشتن جادوگر اومد زیبای خفته رو خواب کرد رفت اونوقت نمیپرسیدیم چجوری؟ دارو داد؟ ورد خوند؟ سوزن سمی داد بهش؟ 

    یا در مورد بوسه شاهزاده هم قضیه روشنه زیبای خفته با بوسه بیدار شد نه با معجون یا ورد یا هرچی

    ولی در مورد روند تاثیر کتیبه ها معلوم نیست چجوری اثر کرده. این روند یه روند جادویی خواهد بود مسلما ولی بالاخره یه چیزی هست دیگه . مثالم زدم مثلا سربازها باهوش تر و قوی تر شدن درختها سریعتر رشد میکنند و یا.....

    اینو بهتر بود مینوشتی

    ببین ساختن دیواری در این حد قطور تو یک سال معمولا شدنی نبوده و یه نکته دیگه هم اینکه تو تراوین هم اگر دقت کرده باشی هر قومی رو یه چیزی قوی بودن یا دفاع قوی یا حمله قوی و یا دفاع و حمله در یک سطح ولی نه به قوت اون دوتای دیگه

    این که تو در عرض یک سال 10 تا قلعه با دیوارهایی با اون قطر ساخته باشی و ارتشتم به این قدرت باشه غیرمنطقیه بالاخره هرقومی یه نقطه ضعفی داره

    زیباکده

    در مورد کتیبه ها فقط نحوه ی پیدا کردن و اینکه چطوری باید اثر کنن مشخص هست، که باید در یک مکان تاریک در یکی از معابد اصلی قرار بگیرن ولی اینطور نیست که سربازها باهوش تر بشن و یا اینکه درخت ها سریعتر رشد کنن کلا با چیزهای منطقی سروکار نداره

    در مورد قلعه ها هم من نگفتم در عرض یکسال ساختیم! از روز اول پادشاهی اکسیموس هفتم این سیاست توسعه ای وجود داشته ولی به اینکه دقیقا از چه سالی ساخت این قلعه ها شروع شده رو من اشاره ای نکردم، فقط در مورد سرعت گرفتن این ساخت و سازها در سیزن قبلی صحبت شد.

  • ۱۳:۲۴   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان :
    زیباکده

    در مورد کتیبه ها فقط نحوه ی پیدا کردن و اینکه چطوری باید اثر کنن مشخص هست، که باید در یک مکان تاریک در یکی از معابد اصلی قرار بگیرن ولی اینطور نیست که سربازها باهوش تر بشن و یا اینکه درخت ها سریعتر رشد کنن کلا با چیزهای منطقی سروکار نداره

    در مورد قلعه ها هم من نگفتم در عرض یکسال ساختیم! از روز اول پادشاهی اکسیموس هفتم این سیاست توسعه ای وجود داشته ولی به اینکه دقیقا از چه سالی ساخت این قلعه ها شروع شده رو من اشاره ای نکردم، فقط در مورد سرعت گرفتن این ساخت و سازها در سیزن قبلی صحبت شد.

    زیباکده

    خب من حرف اینه درخواستم اینه که تو فصل آینده به نحوه تاثیر کتیبه ها هم بپردازی خودت با تخیل خودت جدا از اون بازی قدیمی

    چون همین نحوه تاثیر کتیبه ها رو جالب میکنه وگرنه اینکه بزاریش تو یه جای تاریک یهو یه اتفاقاتی بیوفته خیلی شبیه بازی کامپیوتریه نه داستان

    ببین مهرنوش جان من حرف اصلیم اینه که تو سعی نکن اکسیموسو از هرنظر قوی کنی و شکست ناپذیر نشونش بدی بزار یه کم طبیعی باشه 

  • ۱۳:۲۴   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    43 فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1-قسمت مردان بی سرزمین پرهیجان و خوب دراومده

    2- پرداختنت به اتفاقات سهمگین بوگوتا خیلی خوب و به موقع بود

    نقاط ضعف:

    1- صحبت ها و رفت و برگشت بین شورای فرماندهی خیلی خوب در نیومده و مشخص نیست که دقیقا هر کسی دقیقا چرا موافق یا مخالفه. یعنی صحبت های اعضا به نظر من اصلا به شاردل کمکی نکرد. اونجا هم که سیمون گفت این برگ برنده، نمیدونم منظورش چی بود. قبلا برگ برنده ای رو مشخص کرده بود که بهش اشاره کرد اینجا؟

  • ۱۳:۳۷   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان :
    زیباکده

    در مورد کتیبه ها فقط نحوه ی پیدا کردن و اینکه چطوری باید اثر کنن مشخص هست، که باید در یک مکان تاریک در یکی از معابد اصلی قرار بگیرن ولی اینطور نیست که سربازها باهوش تر بشن و یا اینکه درخت ها سریعتر رشد کنن کلا با چیزهای منطقی سروکار نداره

    در مورد قلعه ها هم من نگفتم در عرض یکسال ساختیم! از روز اول پادشاهی اکسیموس هفتم این سیاست توسعه ای وجود داشته ولی به اینکه دقیقا از چه سالی ساخت این قلعه ها شروع شده رو من اشاره ای نکردم، فقط در مورد سرعت گرفتن این ساخت و سازها در سیزن قبلی صحبت شد.

    زیباکده

    خب من حرف اینه درخواستم اینه که تو فصل آینده به نحوه تاثیر کتیبه ها هم بپردازی خودت با تخیل خودت جدا از اون بازی قدیمی

    چون همین نحوه تاثیر کتیبه ها رو جالب میکنه وگرنه اینکه بزاریش تو یه جای تاریک یهو یه اتفاقاتی بیوفته خیلی شبیه بازی کامپیوتریه نه داستان

    ببین مهرنوش جان من حرف اصلیم اینه که تو سعی نکن اکسیموسو از هرنظر قوی کنی و شکست ناپذیر نشونش بدی بزار یه کم طبیعی باشه 

    زیباکده

    13

    15

    اکسیموس ها که دهنشون سرویس شد اینقدر شکست خوردن!!! 15 چجوری شکست ناپذیر هستن؟ نوشاااااان! نکنه اصلا این 60 قسمت رو نخوندی!؟ 4 15

  • ۱۳:۴۰   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    در ضمن قلعه ها هم یکیش در یک روند طبیعی و یکی با سرعت خیلی زیاد تسخیر شدن، اتفاقا من اصلا جوری ننوشتم که این قلعه ها غیر قابل تسخیر بنظر بیان.
  • ۱۳:۴۵   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    45 مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- کلیت داستان خوب بود

    نقاط ضعف:

    1- به طور کلی من احساس میکنم یه کمی دستاوردها در طول داستان برای اکسیموس راحت به دست میاد و این باعث میشه ارزش این دستاوردها و هیجانش کم بشه. اینجا مثلا تمام نگهبانان درب غربی و یگان های نزدیکش رو بازداشت کردید، در حالی که توی چنین کشتار تاریخی، اینها که نزدیک ترین ها به در بودن احتمالا قتل عام شدند. همون زنده موندن لرد و پیچیده تر شدن این گره به نظرم بهتر بود.

    قبلا هم دستاوردهاتون توی حمله به قاره شرقی، همراه کردن آرگون ها، نابود کردن ارتش سیلورپاین توی بوگوتا و نجات جافری و به آتش کشیدن روسای کولینزها تقریبا خیلی سهل اتفاق افتاده بود.

    ویرایش شده توسط بهزاد لابی در تاریخ ۸/۲/۱۳۹۷   ۱۳:۴۷
  • ۱۳:۴۶   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان :
    زیباکده

    در مورد کتیبه ها فقط نحوه ی پیدا کردن و اینکه چطوری باید اثر کنن مشخص هست، که باید در یک مکان تاریک در یکی از معابد اصلی قرار بگیرن ولی اینطور نیست که سربازها باهوش تر بشن و یا اینکه درخت ها سریعتر رشد کنن کلا با چیزهای منطقی سروکار نداره

    در مورد قلعه ها هم من نگفتم در عرض یکسال ساختیم! از روز اول پادشاهی اکسیموس هفتم این سیاست توسعه ای وجود داشته ولی به اینکه دقیقا از چه سالی ساخت این قلعه ها شروع شده رو من اشاره ای نکردم، فقط در مورد سرعت گرفتن این ساخت و سازها در سیزن قبلی صحبت شد.

    زیباکده

    خب من حرف اینه درخواستم اینه که تو فصل آینده به نحوه تاثیر کتیبه ها هم بپردازی خودت با تخیل خودت جدا از اون بازی قدیمی

    چون همین نحوه تاثیر کتیبه ها رو جالب میکنه وگرنه اینکه بزاریش تو یه جای تاریک یهو یه اتفاقاتی بیوفته خیلی شبیه بازی کامپیوتریه نه داستان

    ببین مهرنوش جان من حرف اصلیم اینه که تو سعی نکن اکسیموسو از هرنظر قوی کنی و شکست ناپذیر نشونش بدی بزار یه کم طبیعی باشه 

    زیباکده

    13

    15

    اکسیموس ها که دهنشون سرویس شد اینقدر شکست خوردن!!! 15 چجوری شکست ناپذیر هستن؟ نوشاااااان! نکنه اصلا این 60 قسمت رو نخوندی!؟ 4 15

    زیباکده

    نه نخوندم کدوم شصت قسمتو؟ کی کجا؟

    عزیزم من میدونم تو این شصت قسمت چی شد ولی تو داری اکسیموسو چجوری نشون میدی؟ با قلعه هایی نفوذناپذیر؟ ارتش قدرتمند؟ به نظر خودت این منطقیه؟ 

    دزرتلند ارتش قوی ای داره ولی رو دفاع خیلی مانور نداده بهزاد. سیلورپاین بخاطر کشور کوهستانی دفاع قوی ای داره ولی ارتشش معمولیه ریورزلند در دفاع و حمله در یه سطحه خیلی قوی نیست ولی ضعیف هم نیست ( به قول گزارشگرای فوتبال حمله های زهردار هم میتونه بکنه) اما اکسیموسی که تو سعی کردی نشون بدی از هر دو جهت خیلی قویه 

    اینی هم که میگی تو این شصت قسمت دهنشون سرویس شد و من میدونم ولی روی صحبتم با نویسنده سرزمین اکسیموسه میگم که منطقی تر به داستان نگاه کن 

    حالا هم مطمئنم باز حرفمو نمیپذیری و دلایل خودتو داری من فقط نظرمو گفتم بیشتر از یه نظر نیست این پست 

  • ۱۳:۴۸   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    در ضمن قلعه ها هم یکیش در یک روند طبیعی و یکی با سرعت خیلی زیاد تسخیر شدن، اتفاقا من اصلا جوری ننوشتم که این قلعه ها غیر قابل تسخیر بنظر بیان.
    زیباکده

    دقیقا قلعه پاپایان و من نوشتم فرو ریخت هی رفتم اومدم دیدم این قلعه رو دارن میکوبن ولی سرپاست خسته شدم نوشتم ریخت

  • ۱۳:۵۱   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    در ضمن قلعه ها هم یکیش در یک روند طبیعی و یکی با سرعت خیلی زیاد تسخیر شدن، اتفاقا من اصلا جوری ننوشتم که این قلعه ها غیر قابل تسخیر بنظر بیان.
    زیباکده

    دقیقا قلعه پاپایان و من نوشتم فرو ریخت هی رفتم اومدم دیدم این قلعه رو دارن میکوبن ولی سرپاست خسته شدم نوشتم ریخت

    زیباکده

    چی بگم والا!

    الان می خواستم یه نقد بذارم که از یکی از قسمت هات انتقاد کردم، حالا که این صحبت کش پیدا کرده یهو فکر نکنی لج کردم ها! 

    خودم همچین برداشتی ندارم از قدرت اکسیموس ها، خودم قسمت های زیادی رو با حوصله در مورد شکست ها و تحقیر شدن های اکسیموس ها نوشتم و برای همین متاسفانه خیلی درک نکردم که منظورت چیه؟!

  • ۱۳:۵۴   ۱۳۹۷/۲/۸
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    45 مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- کلیت داستان خوب بود

    نقاط ضعف:

    1- به طور کلی من احساس میکنم یه کمی دستاوردها در طول داستان برای اکسیموس راحت به دست میاد و این باعث میشه ارزش این دستاوردها و هیجانش کم بشه. اینجا مثلا تمام نگهبانان درب غربی و یگان های نزدیکش رو بازداشت کردید، در حالی که توی چنین کشتار تاریخی، اینها که نزدیک ترین ها به در بودن احتمالا قتل عام شدند. همون زنده موندن لرد و پیچیده تر شدن این گره به نظرم بهتر بود.

    قبلا هم دستاوردهاتون توی حمله به قاره شرقی، همراه کردن آرگون ها، نابود کردن ارتش سیلورپاین توی بوگوتا و نجات جافری و به آتش کشیدن روسای کولینزها تقریبا خیلی سهل اتفاق افتاده بود.

    زیباکده

    درست می گی، الان که دوباره دارم در موردش فکر می کنم می بینم که باید به این قسمت ها هم شاخ و برگ بیشتری می دادم، راستش توی این سیزن چون احساس می کردم که نوبت شکست اکسیموس هاست خیلی پیروزی هاشون رو بزرگ ننوشتم که حس شکست در کل سیزن رو با چالش روبرو نکنه

    در فصل بعد روی این مسئله کار می کنم.

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان