خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    آمدم تلخ که با طعم عسل برگردم

    یک دوبیتی بدهم با دو غزل برگردم

    نکند باز بیایم تو نگاهم نکنی

    بقچه ام را بزنم زیر بغل برگردم
  • ۱۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست



    آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
    چون دل نگشاید در آن را سببی باشد

    رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی
    وقت سحری آید یا نیم شبی باشد

    جانی که جدا گردد جویای خدا گردد
    او نادره‌ای باشد او بوالعجبی باشد

    آن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیند
    صاحب نظری باشد شیرین لقبی باشد

    آن کس که چنین باشد با روح قرین باشد
    در ساعت جان دادن او را طربی باشد

    پایش چو به سنگ آید دریش به چنگ آید
    جانش چو به لب آید با قندلبی باشد

    چون تاج ملوکاتش در چشم نمی‌آید
    او بی‌پدر و مادر عالی نسبی باشد

    خاموش کن و هر جا اسرار مکن پیدا
    در جمع سبک روحان هم بولهبی باشد

    مولانا🌹🌹🌹
  • ۱۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    دلخوشی هرگز نیامد شایدم قسمت نبود
    پشتِ هر حکمت لزوما هم درِ رحمت نبود

    عاشقی کردن شبیه قصّه ها زیبا نبود
    عشق هم آمد ولی جز لایقِ لعنت نبود

    غارِ من گنجایشی دیگر به غیر از من نداشت
    هر که آمد ماندنی شد،از قضا دعوت نبود

    تاب دارد مغز من سُر میخورم در خاطرات
    زندگی چیزی به غیر از تونل وحشت نبود

    هر چه پیش آمد سپر کن سینه را با سرخوشی
    هیچ چیز انقدر ها هم با اهمیّت نبود
  • ۱۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    روزها رفتند و من دیگر
    خود نمیدانم کدامینم
    آن من سرسخت مغرورم
    یا من مغلوب دیرینم ؟

    فروغ_فرخزاد
  • ۱۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    نو عروس شب مهتاب تو باشم چه شود
    ماه من باشى و مرداب تو باشم چه شود

    اى كه شاعر شوى و شهد بريزد ز لبت
    مطلع هر غزل ناب تو باشم چه شود

    تو همه صبر و قرار دل آشفته ى من
    من قرار دل بى تاب تو باشم چه شود

    دائم الخمرترين مرد جهانم بشوى
    مى چند ساله ى سرداب تو باشم چه شود

    همه شب تا به سحر مست هم آغوشى تو
    يا كه روياى شب و خواب تو باشم چه شود

    تو به سوز دل من ساز دلت كوك كنى
    من اگر ناله ى مضراب تو باشم چه شود

    باب ميل منى و محو تماشاى توام
    من اگر ميل تو و باب تو باشم چه شود
  • leftPublish
  • ۱۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ی دنیا غریبم
    کجایی عزیزم
    بیا تا چشامو
    تو چشمات بریزم

    نگو دل بریدی
    خدایی نکرده
    ببین خواب چشمات
    با چشمام چه کرده

    همه جارو گشتم
    کجایی عزیزم

    بیا تا رگامو
    تو خونت بریزم....


    ❤️❤️❤️
  • ۱۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    گر چه هر شب استکان بر استکانت می زنند
    هر چه تنهاتر شوی آتش به جانت می زنند

    تا بریزی دردهایت را درون دایره
    جای همدردی فقط زخم زبانت می زنند
  • ۱۵:۰۲   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو كجايى؟
    در گستره ى بى مرزِ اين جهـان...
    تو كجايى؟
    من در دورترين جاى جهـان ايستـاده ام:
    كنـارِ تو

    -تو كجايى؟
    در گستره ناپاكِ اين جهـان...
    تو كجايى؟

    من در پاك ترين مُقام جهان ايستـاده ام:
    بر سبزه شورِ اين رودِ بزرگ كه مى سرايَد
    براى تو...
  • ۱۵:۰۳   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه تویی
    مستم کن از جام لبت , ساقی و پیمانه تویی

    آغوش سردم را ببین , محتاج دوزخ توام
    روشن نما چشم دلم , خورشید کاشانه تویی

    بر تخت ملک دل نشین , تا که شوی سلطان من
    این بارگاه و کاخ توست , لایق شاهانه تویی

    با عشق تو ای دلبرم , جنت نخواهم من دگر
    هم دین و هم دنیای من , بهشت جانانه تویی ..
  • ۱۵:۰۳   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عادتهائى كه معجزه میکند
    با ملايمت = سخن بگوئيد،
    عــمــيـــق = نفس بكشيد،
    شــــــيــك = لباس بپوشيد،
    صـبـورانه = كار كنيد.
    نـجـيـبـانه = رفتار كنيد،
    هــمـــواره = پس انداز كنيد،
    عــاقــلانـه = بخوريد،
    كــــافـــى = بخوابيد،
    بى باكانه = عمل كنيد،
    خـلاقـانـه = بينديشيد،
    صـادقانه = عشق بورزید،
    هوشمندانه = خرج كنيد،
    خوشبختی یک سفراست,نه یک مقصد.
    هیچ زمانی بهترازهمین لحظه برای شادبودن وجودندارد. زندگی کنیدو از حال لذت ببرید
  • leftPublish
  • ۱۵:۰۳   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سیاره عجیبی ست زمین
    ادمهایش
    با یک
    جمله دوستت دارم عاشقت میکنند
    اما
    بدون جمله
    خداحافظ
    زمین گیرت میکنند..
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک شبی مجنون نمازش را شکست
    بی وضو در کوچه لیلا نشست

    عشق آن شب مست مستش کرده بود
    فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده ای زد بر لب درگاه او
    پر ز لیلا شد دل پر آه او

    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
    بر صلیب عشق دارم کرده ای

    جام لیلا را به دستم داده ای
    وندر این بازی شکستم داده ای

    نشتر عشقش به جانم می زنی
    دردم از لیلاست آنم می زنی

    خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
    من که مجنونم تو مجنونم مکن

    مرد این بازیچه دیگر نیستم
    این تو و لیلای تو … من نیستم

    گفت: ای دیوانه لیلایت منم
    در رگ پنهان و پیدایت منم

    سال ها با جور لیلا ساختی
    من کنارت بودم و نشناختی

    عشق لیلا در دلت انداختم
    صد قمار عشق یک جا باختم

    کردمت آوارهء صحرا نشد
    گفتم عاقل می شوی اما نشد

    سوختم در حسرت یک یا ربت
    غیر لیلا بر نیامد از لبت

    روز و شب او را صدا کردی ولی
    دیدم امشب با منی گفتم بلی

    مطمئن بودم به من سر میزنی
    در حریم خانه ام در میزنی

    حال این لیلا که خوارت کرده بود
    درس عشقش بیقرارت کرده بود

    مرد راهم باش تا شاهت کنم
    صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرگز، منتظر” فرداى خیالى” نباش.
    سهمت را از” شادى زندگى”، همین امروز بگیر.
    فراموش نکن “مقصد”، همیشه جایى در “انتهاى مسیر” نیست!
    “مقصد” لذت بردن از قدمهاییست، که برمى داریم!
    .
    .
    چایت را بنوش!
    نگران فردا مباش،
    از گندم زار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها.
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مرا به عاشقی و دوست را به معشوقی

    چه نسبت است؟ بگویید قاتل و مقتول!

    #سعدی
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتند از عشق تو افسوس،کمی دیر شده
    حال ما دستخوش این همه تغییر شده
    دیگری آمد و بر سفره ی قلب تو نشست
    بردی از یاد، دلی را که نمک گیر شده
    با دل خسته،سر از تو گذشتن دارم
    پایم اما به دل سنگ تو زنجیر شده
    تو پی زندگیت رفتی و من خواهم گفت
    شعر هایی که به تفسیر تو تصویر شده
    چاره ی این دل ویران شده شاید مرگ است
    آن غزلم که شبی عاشق یک شیر شده
    دلخوشم با غزلی تازه،دو خط دردودلی
    از زمانی که دلت از دل من سیر شده...
  • ۱۵:۰۷   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو را زبانزد بازار زرگری کردم
    مس طلا شده ای کیمیا گری کردم

    برای این که بفهمند حرف چشمت را
    زبان رسمی یک شهر را دری کردم

    چقدر موی سیاهت شبیه شد بی شک
    به صفحه صفحه بختی که جوهری کردم

    تو را که شانه ات آرامگاه من بوده
    خودم به دست خودم سهم دیگری کردم

    عصا زنان به تماشات میرود هر شب
    دلی که در ته این سینه بستری کردم،.،
  • ۱۵:۰۷   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جمعه و

    غصه ی تنهایی و

    بی حوصلگی

    تازه این

    اول ظهر است و

    غروبش در پیش . . .

    #مهدی_امیری
  • ۱۵:۰۹   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    روزگاری که طبیبان همه خود بیمارند!
    دردها مثل بلا بر سرمان می بارند،

    کوچه ها پر ز عبور است ولی چشمی نیست،
    خانه ها پنجره شان نیست،همه دیوارند!

    گریه می کرد گلی در تب یک روزنه گفت؛
    "چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند"

    ما که جز گریه ندیدیم خدا می داند!
    خنده ی پنجره زیباست،ولی نگذارند!

    کاش چوپان رهایی بشر جلوه کند،
    تا که معلوم شود میش رخان سگسارند!

    همه کشکول دو رنگی به کمر می بندند،
    ریسمان گونه ولی مارتر از هر مارند!

    من دهاتی تر از آنم که تو می اندیشی،
    داس هستند نه دهقان،که گلی میکارند
  • ۱۵:۱۱   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیگر از طی شدن فاصله ها دلسردم
    کاش میشد که کمی سمت خودم برگردم

    کاش میگفت کسی، من غلطم یا تقویم؟
    وسط فصل بهار است، ولی من زردم..

    دیشب آنقدر تب گریه به چشمانم زد
    که به یک ابر، خودم گریه تعارف کردم

    مثل یک مصرع کوتاه و یک شعر بلند
    آه آیینه ببین! این من و این هم دردم

    خسته ام دیگر از این دست سفر کردن ها
    کاش می شد که کمی سمت خودم برگردم
  • ۱۵:۱۲   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ریشه انسانها ، فهم آنهاست

    یک سنگ به اندازه ای بالا می رود ،
    که نیرویی پشت آن باشد
    با تمام شدنِ نیرو ،
    سقوط و افتادن سنگ طبیعی است

    ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن ؛
    که چطور از زیر خاک ها
    و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را
    می شکند و سربلند می شود .

    هر فردی به اندازه این گیاه کوچک
    ریشه داشته باشد
    از زیر خاک و سنگ
    از زیر عادت و غریزه
    و از زیر حرف ها و هوس ها
    سر بیرون می آورد و با قلبی از عشق افتخار می آفرینید .

    ریشه ما ، همان " فهم " ما است
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان