خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۸:۱۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرچند بي تو هيچِ محض و با تو بسیارم
    شك مي كنم گاهي به اين كه دوستت دارم

    پيچيده امشب در مشامم عطرِ يوسف باز
    شايد كه من ديوانه اي از وَهم سرشارم

    باران گرفته، وه! چه رقصِ گريه آميزي!
    باران هم امشب بي تو مي كوشد به آزارم

    همسفره ام با دشمنانِ خونی ام، با عشق
    با زندگی که می بَرد تا مرگِ ناچارم

    دستم می اندازند بی تو این خیابان ها
    نه قصدی و نه مقصدی...، دلگیر و بیزارم

    اين روزها حتي خودم را هم نمي بينم
    اين روزها، اين روزها خيلي گرفتارم ...

    🐾
    #عبدالحمید_ضیایی
  • ۱۸:۱۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺍَﺧﻢ ﻭ ﺗَﺨﻢ ﺍﺻﻼً ﺑﺮَﻧْﺪَﺕ ﻧﯿﺴﺖ، ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﺰﻥ!
    ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺎ ﺟَﻨَّﺖُ ﺍﻟْﻠَﺒْﻬﺎﺕ، پیوﻧﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﻃﺎﻗﺘﻢ ﺧﺸﮑﯿﺪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﺯ ﺳﺮﺍﺏ
    ﺑﺎ ﯾَﺪِ ﺑﯿﻀﺎﺕ ﻟﻄﻔﺎً ﺭﻭﺩ ﺍﺭﻭﻧﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﻣﻦ ‏«ﻭﯾﺎرِ‏» ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻡ، پا ﺑﻪ ﻣﺎﻩِ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ
    ﺑﺮ ﺯﻻﻝ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ، ﻣُﻬﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﮐﻌﺒﻪ ﯼ ﻣﻦ! ‏«ﺍﺑﺮﻫﻪ‏» ﺑﺎ ﻓﯿﻞ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯿﺮﺳﺪ!
    ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻃﯿﺮاً ﺍﺑﺎﺑﯿﻞ ﺍﺳﺖ، ﺗﺮﻓﻨﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﺍﯼ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ! ﺑﯿﺎ...! ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﺁﺧﺮﻡ
    ﺟﺮﻋﻪ ﺍﯼ ﺗﻌﻤﯿﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
    ﺑﺮ ﻟﺐِ ﻣﺮﺯِ ﻧﮕﺎﻩِ ﺧﻮﺩ، پدﺍﻓﻨﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺑﻮﺩﻧﺖ، ﭼﻮﻥ ﮐﻮﻩ ﻣَﺮﺩَﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
    پاﯼ ﺩﺷﺖ ﺧﺎﻃﺮﻡ، ﻧﻘﺶ ﺩﻣﺎﻭﻧﺪﯼ ﺑﺰﻥ!

    ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﻭ ﻟﺒﺖ، ﺩﺍﺭﯼ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ!
    ﭼﺸﻢِ ﺑﺪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺕ ﺩﻭﺭ، ﺍسپندﯼ ﺑﺰﻥ!
  • ۱۸:۱۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    غزلی زیبا از... شهریار

    دیدمت وه چه تماشایی و زیبا شده ای !
    ماه من ، آفت دل ، فتنه ی جانها شده ای !

    پشت ها گشته دو تا، در غمت ای سرو روان
    تا تو درگلشن خوبی گل یکتا شده ای

    خوبی و دلبری و حسن , حسابی دارد
    بی حساب از چه سبب اینهمه زیبا شده ای ؟

    حیف و صدحیف که بااینهمه زیبایی و لطف
    عشق بگذاشته اندر پی سودا شده ای

    شبِ مهتاب و فلک خواب و طبیعت بیدار
    باز آشوبگر خاطر شیدا شده ای

    بین امواج مهت رقص کنان می بینم
    لطف را بین ،که به شیرینی رویا شده ای

    دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم .
    نازنینا ، تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟
  • ۱۸:۱۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آسمان آبى ام را يك نفر دزديد و رفت
    هر چه عاشق تر شدم اين نكته را فهميد و رفت ...

    از عبور يك نفر در كوچه ام باران گرفت
    آمد و ابر نگاهش بر دلم باريد و رفت

    رودى از شعر و غزل در غربتم جارى شده
    لحظه اى بر آسمان شعر من تابيدو رفت

    كودك دل نم نمك با بودنش پا مى گرفت
    آخر از چشم سياهش فطره اى لرزيد و رفت

    محو درياى خيالش آرزو كردم بمان
    آرزويم را شبى در بقچه اى پيچيد و رفت
  • ۱۸:۱۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
    می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

    ای طبیب از ما گذر، درمان درد ما مجوی
    تا کند جانان ما از لطف خود درمان ما

    #امیر_خسرو_دهلوی
  • leftPublish
  • ۱۸:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آنقدر غرق تو بودم كه سحر خوابم برد
    ناگهان روى تو در خواب زمن تابم برد

    تو شدى باعث يك عاشقى ازطيف نگاه
    صبح خورشيد رسيد و همه اسبابم برد

    كاش خورشيد نميامد از آن كوه بلند
    دست كوتاه شد از شام كه مهتابم برد

    باز شد اين دل ديوانه روان در پى تو
    ولى افسوس كه از روى تو اوبابم برد

    همه ى ثروت من در صدف عشق تو بود
    كه شفق مثل فلك از كف من نابم برد

    من به درگاه نگاهت شدم حلقه به گوش
    حيف آمد فلك آن حلقه ى اربابم برد
  • ۱۸:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از بهشت آمده ام، میل جهنم دارم
    منِ سرمازده آغوش تو را کم دارم

    رسمِ بخشیدنِ فردوس به گندم زاری!
    یادگار از پدرم حضرت آدم دارم

    من که بی لشگر و بی تخت و کلاه آمده ام
    فکر تسخیرِ مغولْ گونه ی عالم دارم

    تا تو و شهر شما، عشق فقط کافی نیست!
    من در این معرکه جز عشق، خدا هم دارم

    از صدای قدمت شهر به هم می ریزد
    رقص پا کن، هوس زلزله ی بم دارم

    گرچه محروم شدن قاعده تحریم است
    من ولی بر لب تو حق مسلم دارم..
  • ۱۸:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ساده ام مثل کبوتر
    که به دیوار تو عادت دارم
    تو مرا دانه دهی یا ندهی
    آب دهی یا ندهی
    چون به دیوار تو عادت دارم ...

    هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم.
    هر کجا آب ببینم ...
    هر کجا دانه ببینم ...
    هر کجا کوچ کنم
    آشیانم سر این دیوار است
    من به دیوار تو عادت دارم
    من به این سایه دیوار ارادت دارم
    تو به من سنگ زنی یا نزنی من هستم ...

    تو مرا آب نده
    تو مرا دانه نده
    به خدا هیچ نخواهم.
    تو فقط سنگ نزن ...
    میرنجم ...
  • ۱۸:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیدنت ، بوییدنت ، احساس خوب عاشقی...
    بعد مدتها جدایی ، آه می چسبد عجیب...

    دست تو در دست من ، چشمان من لبریز تو...
    شرم لمس صورتی چون ماه ، می چسبد عجیب...

    نقشه ذهن مرا می برد شوق دیدنت..
    وصل دیدار تو از بی راه ، می چسبد عجیب...

    هستی ام آن روز ...با تو یک غزل یک شعر شد..
    در سکوت این زمان همراه می چسبد عجیب...

    من برایت شعر می گفتم غزلهایی چه شور..
    شاعر چشمت شدن گهگاه می چسبد عجیب...

    ذهن من تبعید در زندان گیسوی تو بود...
    بی گنه ماندن در این درگاه می چسبد عجیب..
  • ۱۸:۱۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دردی ست در دلم که دوایش نگاه توست

    دردا که درد هست و دوا نیست ، بگذریم ...

    هرچند دشمنم شده ای ، دوست دارمت

    بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم ..
  • leftPublish
  • ۱۸:۱۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرچه
    بیشتر فکر می کنم
    کمتر به یاد می آورم
    خودم را !
    پیش از عاشقت بودن ....
    الان دقیقا کیستم؟
    ته مانده ای از خودم
    یا تمام تو....

    #یغما_گلرویی
  • ۱۸:۱۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود
    نقش رویایی تو هی کم و کم رنگ شود

    ثانیه گُم بشود عقربه ها گیج شود
    دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود

    ترسم این است از این خانه دلت قهر کند
    قصّه ها کَم بشود فاصله فرسنگ شود

    نکند بوسه بمیرد خبرش گم بشود
    دل شکستن نکند مایه ی فرهنگ شود

    نکند شاخه ی لرزان بشود شانه ی من
    هق هق گریه ی بندآمده آهنگ شود

    تلخی قهوه ی لب های تو زجرم بدهد
    لب بچیند دل و با گریه هماهنگ شود

    وای اگر در دل مرداد زمستان بشود
    قلب بی عاطفه ات یک سره از سنگ شود

    سینه را آه! دل سنگ تو آزار دهد
    وای اگر سادگی ام..مایه ی نیرنگ شود
  • ۱۸:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
    جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست

    تنم از مهر رخت موئی و از موئی کم
    صد گره در خم هر مویت و هر موئی شست

    هر که چون ماه نو انگشت‌نما شد در شهر
    همچو ابروی تو در باده‌پرستان پیوست

    تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشق
    می پرستی که بود بی خبر از جام اَلَست

    تو مپندار که از خودخبرم هست که نیست
    یا دلم بسته‌ی بند کمرت نیست که هست

    آنچنان در دل تنگم زده‌ئی خیمه‌ی انس
    که کسی را نبود جز تو درو جای نشست

    همه را کار شرابست و مرا کار خراب
    همه را باده بدستست و مرا باد بدست

    چو بدیدم که سر زلف کژت بشکستند
    راستی را دل من نیز بغایت بشکست
  • ۱۸:۱۶   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ز چه گویم، زکجا؟ قصه دراز است هنوز
    من و احساس توکه، مساله ساز است هنوز

    من هواخواه تو بودم تو کمی عاشق من
    آه آن عشق که آن،روح نواز است هنوز

    روزگاری دل من در پی چشمان تو بود
    چشم زیبای تو که حادثه ساز است هنوز

    یاد آن بازی لبهای تو در صفحه جان
    رخ زیبای تو که شعبده باز است هنوز

    خاطرات خوش آنروز که باران زده بود
    نم باران عجیبی که نیاز است هنوز

    یادت آید ز صفا گفتی و از مهر و وفا
    آن وفا گفتن تو گوش نواز است هنوز

    می‌شود بار دگر سوی من آیی "عشقم " ؟
    سوی من آمدنت، گرچه به ناز است هنوز
  • ۱۸:۱۷   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﻫﺮ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﻮ ﻏﺰﻝ ﮔﺸﺖ
    ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺷﻌﺮ ﻣﺜﻞ ﮔﺸﺖ

    ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻧﺨﺴﺖ ﺗﻮ ﻧﺸﺪ ﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ
    ﺑﻨﯿﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺯ ﺍﺯﻝ ﮔﺸﺖ

    ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺗﻠﺨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﻣﻢ ﻧﭽﺸﯿﺪﻡ
    ﺑﺎ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﭼﻮ ﻋﺴﻞ ﮔﺸﺖ

    ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺷﺐ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺭﺧﺖ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ
    ﭼﺸﻤﺖ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﭼﻮ ﺯﺣﻞ گشت

    ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺖ ﺑﻪ ﻏﺰﻝ ﻫﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
    ﻧﺎﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺷﻌﺮ ﺑﺪﻝ ﮔﺸﺖ
  • ۱۸:۱۸   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺟﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
    ﮐﻔﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺮﺍ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺩﺭ ﭘﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺧﯿﻤﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﻣﻦ ﺯﺩ ﺑﺎ ﺣﺮﯾﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ
    ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺑﺎ ﺍﺟﺎﻕ ﺭﻭﺷﻦ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺩﺭﯾﻎ
    ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﺮﺍ ﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺷﻮﻕ ﺭﻓﺘﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﭼﻄﻮﺭ
    ﺗﮏ ﺗﮏ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻭﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺑﺴﮑﻪ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﺗﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ
    ﭘﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﻻ‌ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﻗﻮﻝ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ
    ﻋﻬﺪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﺦ ﺣﺎﺷﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺍﻭ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ
    ﺁﺗﺶ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ ﺑﺮ ﭘﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

    ﺍﯼ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ! ﺑﺮﮔﺮﺩ، "ﺳﺎﻗﯽ" ﺳﻮﺧﺖ ﻭ
    ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺟﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
  • ۱۸:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...
    آمده در زیر شعر من نوشته: "عاشقین؟!"

    این همه از دردهایم گفته ام باز آمده
    مینویسد: خوش به حال دلبر تو! آفرین!


    من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی
    من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی...
  • ۱۸:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست
    غنچه آنروز ندانست که این گریه ز چیست!!!

    باغ پر گل شد وهر غنچه به گل شد تبدیل
    گریه ی باغ فزون تر شدو چون ابر گریست

    باغبان امد و یک یک همه گل ها را چید
    باغ عریان شد و دیدند که از گل خالیست

    باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل؟
    گفت پژمردگی اش را نتوانم نگریست

    همه محکوم به مرگند،چه انسان چه گیاه
    این چنین است همه کار جهان تا باقیست

    گریه ی باغ از این بود که او میدانست
    غنچه گر گل بشود،هستی از او گردد نیست

    رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود
    میرود عمر ولی "خنده" به لب باید زیست......
  • ۱۸:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آرام تر سکوت کن ... !
    ساکت که می مانی می گذارند به حساب جواب نداشتنت !
    عمرأ بفهمند داری جان می کنی تا حرمت ها را نگه داری !
    این روزها خیلی از آدم ها به دست هم پیر می شوند نه به پای هم !!
  • ۲۰:۳۸   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    الهی

    تا بتو آشنا شدم ،
    از خلق جدا شدم ،
    در دو جهان شيدا شدم ،
    نهان بودم و پيدا شدم .

    نی از تو حيات جاودان می خواهم
    نی عيش و تنعم جهان می خواهم
    نی کام دل و راحت جان می خواهم
    هر چيز رضای تُست آن می خواهم



    خواجه عبدالله انصاری
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان