خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۰۱:۴۲   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    گفتمش بي تو دلم مي گيرد
    گفت با خاطره ها خلوت كن

    گفتمش خنده به لب مي ميرد
    گفت با خون جگر عادت كن.

    گفتمش با كه دلم خوش گردد
    گفت غم را به دلت دعوت كن.

    گفتمش راز دلم را چه كنم
    گفت با سنگ دلم صحبت كن
  • ۰۱:۴۲   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بايد تو را پنهان کنم در بين اشعارم
    بايد کسي جز تو نفهمد دوستت دارم

    بايد شبيه نقشه ي دزدان دريايي
    اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم

    لو مي دهم اسم تو را در دفتر شعرم
    بايد تو را مخفي کنم از چشم خودکارم

    بايد طبيعي تر بگويم : حال من خوب است
    شک کرده مادر به نگاه و لحن گفتارم

    شک کرده مادر مي کشد زير زبانم را
    حتماً فضولي کرده پيشش رنگ رخسارم

    لو مي دهم راز تو را وقتي که در جمعي
    بايد از انجام طوافت دست بردارم

    هر کس تو را ديده شده دردسري تازه
    بيرون که مي آيي يقين دارم گرفتارم

    بايد هميشه بهترين دردسرم باشي
    بايد شبيه غصه هايم دمپرم باشي

    بايد بميراني مرا در اوج بي رحمي
    هر روز اشغالم کني اسکندرم باشي

    من پادشاه هفت شهر عشق عطارم
    وقتي محبت مي کني تاج سرم باشي

    مي بارد امشب روي کاغذ اشک خودکارم
    بايد بخواني سر پناه دفترم باشي

    اقرا به اسم خالق چشمان زيبايت
    اصلا نخوان ! چشمک بزن پيغمبرم باشي
  • ۰۱:۴۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من مست مست مستم، از مستی شبانه
    از اشتیاق دیدار ، رویای صــــادقانه

    از لذت حُضورش، نشناسم این سر از پا
    خندان و پای کوبــــان ، سرشار و کودکانه

    یک دست زلف یارو یک دست جام زرین
    آن آرزوی دیرین، رقصی در این میانه

    تیراز کمان پراندم، بادقتی نفس گیر
    خوش کرده جا ، ببینش ، در مرکز نشانه

    ایّام شد به کامم، اسب فلک به رامم
    افتاده او به دامم، بی عُذر و بی بهانه

    پاتا به سر هیاهو ، در دست چوب جادو
    خیره به چشمِ آهو، افسون از این فسانه

    شهلای چشم هایش، بامن اشاره ها داشت
    با عشوه های تب دار، طنّاز و دلبرانه

    پایین تر از دو چشمش، یک غنچه نو شکفته
    شَهدابه می چکاند، خرمـــــای نوبرانه

    آمد کنار من تا ، شهد و شکر بگیرم
    یک بوسه از لبانش، چون شعر ، چون ترانه

    تا آمدم بگیرم ، دستی به شانه ام خورد
    دست نگار مهرو ؟ نه ، دست مادرانه

    ناگاه مادرم گفت ، برخیز، لِنگ ظهر است
    برخواستم و برخواست آه از نهاد خانه

    گفتم کجاست پس کو ؟ آن دلبر پری رو ؟
    گفت عاشقی پسرجان ، از نوع شاعرانه ؟

    برخواستم و دیدم ، گهواره مانده خالی
    من ماندم و شراری ، آتش درآن، زبانه


    #امیرحسین_مقدم
  • ۰۱:۴۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    00:00

    سکوت نیمه شب است وصدای پای غزل

    دوباره ساعت صفر وبهانه های غزل

    دوباره بغض و سکوت وبه هق هق افتادن
    وگریه های مسافر ترانه های غز
  • ۰۱:۴۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تو قافله می بینی و من رفتن جان را
    سخت است که پنهان کنم امشب هیجان را

    ای عشق مقدس تو کجایی که ببینی
    پر کرده ام از قصه عشقت چمدان را ...
  • leftPublish
  • ۰۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    همیشه مست و شیدای تو بودم
    به فکر آرزو های تو بودم
    تموم آرزوهای منی ، کاش
    یکی از آرزوهای تو بودم . . .
  • ۰۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
    ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖِ ﺑﯽ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
    ﻣﺜﻼﮔﻮﺷﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﯼ
    ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻡِ ﮐﻮﺗﺎﻩ
    ﯾﮏ
    - ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﻟﻢ ﺁﻧﺠﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ -
    ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻓﺎﻝ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ
    ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﯼ
    ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ :
    - ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺍﻭ ﺩﻟﺶ ﺗﻨﮓ ﻫﺴﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ ؟ -
    ﻭ ﺣﺎﻓﻆ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻝِ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯾﺖ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : - ﯾﻮﺳﻒِ ﮔﻤﮕﺸﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﺁﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﻨﻌﺎﻥ ﻏﻢ ﻣﺨﻮﺭ -
    ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﯼ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ
    ﯾﻮﺳﻒِ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﮔﻢ ﻧﺸﺪﻩ ﺣﺎﻓﻆ ﺟﺎﻥ
    ﯾﻮﺳﻒِ ﻣﻦ ﺟﺎﯾﯽ ﺣﻮﺍﻟﯽِ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻫﺎ
    ﻣﺮﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ
    ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
    ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻔﺘﯽ
    - ﯾﺎﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ -
    ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ - ﯾﺎﺩﻡ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﯾﺎﺩﻡ
    ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ -
    ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ
    ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ
    ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...
  • ۰۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    🍂🍁🌾
    دلم برای یک نفر تنگ است....
    نه میدانم نامش چیست...
    و نه میدانم چه می کند...
    حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....
    رنگ موهایش را نمی دانم...
    لبخندش را ...
    فقط میدانم که باید باشد و نیست
  • ۰۱:۴۴   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بنويسيد؛دلش مثل دل شیشه شکست

    آن زمانی که دلی بر دل رویا ها بست

    بنويسيد؛که با عدل خدا مساله داشت..
    .
    بنويسيد؛که از خلقت خود هم گله داشت...

    بنويسيد؛که اشعارمن از سوز دل است...

    بنويسيد؛که دنیای من از خشت و گل است

    بنویسید؛که در بی کسی اش سوخت پرش

    بنويسيد؛غمی بود به چشمان ترش...
  • ۰۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    گفتمش بي تو دلم مي گيرد
    گفت با خاطره ها خلوت كن

    گفتمش خنده به لب مي ميرد
    گفت با خون جگر عادت كن.

    گفتمش با كه دلم خوش گردد
    گفت غم را به دلت دعوت كن.

    گفتمش راز دلم را چه كنم
    گفت با سنگ دلم صحبت كن
  • leftPublish
  • ۰۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    گرفته چشم شما خواب از شَبَم بانو

    نشسته شعر شما باز برلبم بانو

    بیا که ذکر نگاهت میان موج غزل

    کشیده تا ته گرداب مذهبم بانو

    به ضرب وجمع نگاهت همیشه تفریقم

    تو قدر  مشترکی توی مضربم بانو

    از این تبانی احساس و عشق دررنجم

    دراین ترانه گرفتار عقربم بانو

    چقدر شعر وغزل را به پایتان ریزم

    خدا کند که ببینی معذبم بانو

    تو بهترین غزلی در حریم احساسم

    وباتو مثل همیشه مرتبم بانو

    بدون چشم شما حاصل دلم صفراست

    بخوان حکایت جهل مرکبم بانو

    تمام سادگی من دوباره تقدیمت

    واین غزل که بخوانی تو از لبم بانو
  • ۰۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم
    روبرو بودن با عشق جگر می خواهد


    این قمارعاقبتش جان مرا می بازد
    با تو سرشاخ شدن دست قدر می خواهد
  • ۰۱:۴۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    يك جيب مردانه بخواهي چون هوا سرد است
    امنيتت در دستهايش، خصلت مرد است

    دلگير باشي او نداند درد سختي نيست
    دلتنگ باشي و نفهمد بدترين درد است
  • ۰۱:۴۶   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ⚜@⚜
    تا خدا پرونده احساس "زن" را باز کرد
    خلقت زیبای "زن" را بی درنگ آغاز کرد

    ابتدا اندام او را مثل یک الماس ناب
    صیقلی داد آنقدر تا لحظه ای اعجاز کرد

    گیسوانش از حریری تاروپودش از طلا
    اندکی آشفتگی با موی او دمساز کرد

    با نوک انگشت خود نقش هلالی را کشید
    تا کمان ابروانش را شبیه ساز کرد

    تا به چشمانش رسید او پرده را پایین کشید
    من ندیدم طرح چشمش، پیش خود یک راز کرد

    صورتش همچون گلی از جنس گلهای بهشت
    آنقدر زیبا شد آن "رخ" با خدا هم ناز کرد

    قرمز براقی از خون روی لبهایش کشید
    پرتویی از نور خورشید ازلبش پرواز کرد

    رقص دستانش به روی قوس زیبای کمر
    پیچ وتاب کهکشان را درتنش ایجاز کرد

    خلقت"زن" جلوه ای از حس زیبای خداست
    چون خدا احساس نابش را در او ابراز کرد

    تا خدا پرونده احساس"زن" را باز کرد
    آفرینش را خدا با نام "زن" آغاز کرد

    ⚜💕 💕⚜
  • ۰۱:۴۶   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    درسینه برای حرف هایم جا نیست
    افسوس، زبان واژه ها گویا نیست

    وقتی که تودر خیالمی، در چشمم
    منهای تو، هیچ دختری زیبا نیست
  • ۰۱:۴۶   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تو از باران دلگیری..

    من از مهتاب بیزارم!
    تو از شبهای دلتنگی..
    من از این راه بیزارم!

    تو از خواب و تو از بیدار..
    من از اندیشه ی بیمار بیزارم!

    تو از تنهایی مطلق..
    من از شبهای بی مفرق
    تو از آرامش دریا..
    من از طوفان بیزارم..! تو از نغمه تو از آواز..
    من از سنگینی این راز بیزارم!

    تو از شور و شر و شیدا!
    من از این همه احساس بیزارم.. تو از من دوری و بی تو..!
    من از انجام..!
    من از فرجام..!
    من از آغاز بیزارم..!
  • ۰۱:۴۷   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    گلدان شکسته ام ترک روی ترک

    یک روز چو مرهمی و یک روز نمک!

    ای عشق !مگر مسخره ی دست تو ام؟!

    برگرد برو ،هی! به جهنم به درک!
  • ۰۱:۴۷   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بزن دنیا بزن رسمت چنین است.....
    سزای دل به تو دادن همین است....

    بزن که شاخ و برگم زرد زرد است....
    خزان من، بهار من، تگرگ است....

    بزن بر جسم من زیرا حقیر است....
    بزن نامرد، این حکم زمین است...

    بزن تا مست از این باده هستم....
    بزن تا پیک آخر من نشستم....

    بزن شاید که فردا شاد باشم
    جدا از تو اسیر خاک باشم
  • ۰۱:۴۷   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    مردم از درد و به گوش تو فغانم نرسید
    جان ز کف رفت و به لب راز نهانم نرسید


    گرچه افروختم و سوختم و دود شدم
    شکوه از دست تو هرگز به زبانم نرسید


    به امید تو چو آیینه نشستم همه عمر
    گَردِ راه تو به چشمِ نگرانم نرسید
  • ۰۱:۴۷   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...
    از بس دویدم و نرسیدم دلم گرفت...

    از بس که خویش را به جدایی زدم ولی...
    درخلوت از تو دل نبریدم دلم گرفت...

    از بس بهانه های خودم را شنیدم و...
    حرف دل تو را نشنیدم دلم گرفت...

    از بس که حرف عشق شنیدم تمام عمر...
    یک لحظه عشق را نچشیدم دلم گرفت...

    من هرچه میکشم همه زیر سر دل است...
    از بس که بار عشق کشیدم دلم گرفت...
    🌺🍃🌺🍃🌺
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان