خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۲:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شورای نگهبان دلت تاب ندارد
    تا رد نکند قلب مرا خواب ندارد

    فرموده که بیچاره دلم ملتزمت نیست
    قلبی که بجز قلب تو ارباب ندارد

    اعلام شده عشق من احراز نگردید
    احراز نمودن مگر آداب ندارد؟

    رسوای جهانم تو مگر سرچ نکردی
    اینجا کسی انگار که لب تاب ندارد

    هر بار تو نه گفتی و من آه کشیدم
    بنگر به دو چشمم که دگر آب ندارد

    هر بار تو در عشوه ای و ناز و کرشمه
    من عاشق چشم تو که مهتاب ندارد
  • ۲۲:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﻋﻘﻞ ، ﺩﺭﺱ ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ، ﺑﻪ ﺩﻝ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ

    ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﮔﻔﺖ ﺩﻟﻢ :
    ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!!
  • ۲۲:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مهربانی را من از چشمان تو آموختم

    تا نگاهم می کنی دنیا به چشمم دیدنی است
  • ۲۲:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    زمستان بود و بی تابی ، دلم جایی فدایی شد

    نفس در سینه خشکش زد،دلم با "تو هوایی" شد
  • ۲۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
    و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست

    همه شهر به دلدادگی ام می خندند
    که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست

    «تو به من گفتی ازین عشق حذر کن» ... آری
    و تو گفتی که ره عشق تو سخت ست، که نیست

    مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
    که دلم بند نفس های کسی هست که نیست ...
  • leftPublish
  • ۲۲:۲۵   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با توام...ای شور...
    ای دلشوره‌ ی شیرین
    با توام...ای شادیِ غمگین‌!

    هر چه هستی باش
    اما کاش…
    نه!
    جز اینم آرزویی نیست
    هر چه هستی باش...اما باش!

    #قيصر_امين_پور
  • ۲۲:۲۶   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ابر شدم ، صدا شدی
    شاه شدم ، گدا شدی
    شعر شدم ، قلم شدی
    عشق شدم ، تو غم شدی
    لیلای من دریای من
    آسوده در رویای من
    این لحظه در هوای تو
    گمشده درصدای تو

    من عاشقم ، مجنونِ تو
    گمگشته در بارونِ تو
    مجنونِ لیلی بی خبر
    در کوچه‌هایت در به در
    مست و پریشون و خراب
    هر آرزو ، نقش بر آب
    شاید که روزی عاقبت

    آروم بگیرد در دلت کنار
    هر ستاره ای نشسته ابر پاره ای
    من از تبار سادگی
    بی خبر از دلدادگی...عاشقم
    ماه شدم ،‌ ابر شدی
    *اشک شدم؛ صبر شدی

    برف شدم ، آب شدی
    قصه شدم ، خواب شدی
    لیلای من دریای من
    آسوده در رویای من
    این لحظه در هوای تو
  • ۲۲:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به گوشم مژده‌ای آمد که امشب یار می‌آید
    به بالین سرم آن سرو خوشرفتار می‌آید

    کبوتر وار، دل پر می‌زند در مجمر حسنش
    چنان تسکین دلم کان آتشین رخسار می‌آید

    همی در انتظارم، کی شود یارم ز در، داخل
    به مهمانی برم با حشمت بسیار می‌آید

    فضای این جهان از عطر گل پر گشته و گویا
    نگار من همی با زلف عنبر بار می‌آید

    مشو غمگین صبوحی گر دلت رفته است از دستت
    چرا؟ گر می‌رود دل از کفت دلدار می‌آید.
  • ۲۲:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چالِ گونه کنده ای اينجا و آنجاى لبت ...


    لا مروت! من خودم لنگم، دگر دامت چه بود؟!
  • ۰۱:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ستاره دیده فروبست و آرمید بیا
    شراب نور به رگ‌های شب دوید بیا

    ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
    گلِ سپیده شكفت و سحر دمید بیا

    شهاب یاد تو در آسمان خاطر من
    پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا

    ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
    ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

    به وقت مرگم اگر تازه می‌کنی دیدار
    بهوش باش كه هنگام آن رسید بیا

    به گام‌های كسان می‌برم گمان كه توئی
    دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا

    نیامدی كه فلك خوشه خوشه پروین داشت
    كنون كه دست سحر دانه‌دانه چید بیا

    امید خاطر سیمین دل شکسته توئی
    مرا مخواه از این بیش ناامید , بیا !
  • leftPublish
  • ۲۳:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشوه‌هایت مست مستم می‌کند
    خنده‌هایت بت‌پرستم می‌کند

    حرف‌هایت بوی باران می‌دهد
    آرزوهای مرا جان می‌دهد

    چشم‌هایت جام لبریز از شراب
    می‌برد از دل قرار و صبر و تاب

    برق چشمت شعله فانوس عشق
    آه تو طوفان اقیانوس عشق

    با تو هر شب غرق رویا می‌شوم
    همچو قطره محو دریا می‌شوم

    در نگاهت حرف‌های صد کتاب
    شوق وصلت می‌برد از دیده خواب
  • ۲۳:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده ام
    فرسنگها هم دور باشی
    هوایت که به سرم بزند
    می نشانمت...
    کنار رویا هایم
    دستهای دلواپسی ام را
    قفل میکنم به بودنت...
    تو...
    همان جان منی...
    که گاهی می رسی به لبهایم....
  • ۲۳:۲۷   ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیست
    هرکه باشد بی محبت واقف اسرار نیست

    عاشقی هستم که منت میکشم بر وصل یار
    منت دلبر کشیدن عاشقان را عار نیست

    در گلستان گرد گل بسیار گردیدم ، ولی
    از هزاران گل یکی حتی مثال یار نیست

    آنقدر نالیدم آخر باغبانی دید و گفت
    رو تو غمخواری بجوی این غم که بی غمخوار نیست

    گفتم آخر من گلی گم کرده ام در این دیار
    گفت پیدا کردنش آسان بود ، دشوار نیست

    از گلستان دل بریدم راهی صحرا شدم
    دیدم آنجا جلوه ای از پرتو دلدار نیست

    از پس پرده صدایی ناگهان آمد به گوش
    گفت اسیرت کردم اما نیتم آزار نیست
  • ۲۳:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باز باران میزند چنگی به قلب خسته ام
    از تمام دلخوشی ها سیر ، بس دل بسته ام

    باز باران چادر ابری خود را جمع کرد
    قطره های دلخوشی را در دل من پهن کرد

    باز میخواند چکاوک نغمه های شاد را
    میزند بر طاق قلبم یاد تو ...شمشاد را

    باز از تصمیم تکراری درونم خاکی است
    کاش میدانستی جسمم از نبودت شاکی است

    باز باران لمس کردم بی حضورت دست را
    کاش میدیدی به راهت عاشق بدمست را

    باز باران با ترانه بهر من امداد کن
    با نوای بارش نمناک دل را یاد کن...🍂

    #محمد_مرادی
  • ۱۰:۳۲   ۱۳۹۴/۱۱/۱۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﻗـــﻬـــﺮﻫﺎ ﺑـــﻬـــﺎﻧــــﻪ ﺍﺳــــﺖ !!! ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ...
    ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﺳﻴﺎﻩ ﺷﺐ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﯾﮏ
    ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﺳﭙﯿﺪ ﺑﯿﺎﺑﺪ
    ﺩﻟﯿﻠﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ !!! ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭﺩ ...
    ﺩﺭ ﺳﭙﻴﺪﯼ ﺭﻭﺯ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﺳﻴﺎﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻴﺎﺑﺪ
    ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ
    ﺳﻴﺎﻩ ﻳﺎﻓﺘﻪ !!!
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺑــــﮕــــﺬﺍﺭ ﺑـــﺮﻭﺩ
  • ۱۰:۳۲   ۱۳۹۴/۱۱/۱۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
    از ثور گریزیم و به برج قمر آییم

    پیکار نجوییم و ز اغیار نگوییم
    هنگام وصال است بدان خوش صور آییم

    روی تو گلستان و لب تو شکرستان
    در سایه این هر دو همه گلشکر آییم

    خورشید رخ خوب تو چون تیغ کشیده‌ست
    شاید که به پیش تو چو مه شب سپر آییم....

    مولانا 
  • ۱۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دل رفت ؛ ولی بار دگر در به در آمد!!
    عاشق نشدی ؛ قصه ما هم به سر آمد..

    دیدار تو غم بود و نبودت ؛ غم دیگر!!
    این درد نرفتست که درد دگر آمد....

    خودکار به لب برده ای از عمق تفکر
    خودکار به لب رفت ولی نیشکر آمد!!

    با چشم ترم هر غزلم را به تو دادم....
    هر بیت ترم در نظرت بی اثر آمد!!

    صد میوه نوبر به تو بخشیدم و امروز
    جای ثمرم بر کمرم ؛ این تبر آمد!!

    با دیدن رخساره یکتا ی تو دل رفت
    دل رفت ولی بار دگر ؛ در به در آمد!!
  • ۱۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چه بی بهانه آمدی به خلوت شبانه ام
    برایم آرزو شدی بهار عاشقانه ام

    نسیم کوچه دلم گرفته رنگ وبوی تو
    تجسم ترانه ایی به ذوق شاعرانه ام

    توآمدی رقم زدی به سر نوشت من بیا
    بیا نرو مسافرم.تکیه بده به شانه ام

    نباشه رنگ وبوی تو.تهی تر از تهی منم
    نمادی از نجابتی وذکر عارفانه ام

    به سوی تو نماز من تو دیده ایی نیاز من
    بتی شدی برای من به عصر جاهلانه ام

    پرستمت به جان ودل به قیمت شکستنم
    جواهری به قلب من وگوهر خزانه ام

    نفس!نفس بریده ام که هم نفس ندیده ام
    دوباره زنده میشوم به سوی تو روانه ام.
  • ۱۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
    مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش

    گه می‌فتد از این سو گه می‌فتد از آن سو
    آن کس که مست گردد خود این بود نشانش

    چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
    من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

    اندیشه‌ای که آید در دل ز یار گوید
    جان بر سرش فشانم پر زر کنم دهانش

    آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
    وان شیوه‌هاش یا رب تا با کیست آنش

    این صورتش بهانه‌ست او نور آسمان ست
    بگذر ز نقش و صورت جانش خوش ست جانش

    دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
    پس این جهان مرده زنده‌ست از آن جهانش
    مولانا
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان