خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۷:۴۷   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بعد یک عمر در اندیشه ی "فرهاد" شدن



    یک نفر عاشق من بود که "شیرین" می زد...
  • ۱۷:۴۸   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
  • ۱۷:۴۸   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    . فال می گيرم ولى چون دل بريدى از دلم

    جاى حافظ من تفأل را به "بيدل" میزنم..
  • ۱۷:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دعايی زیبا از بابا طاهر:

    ابرها به آسمان تكيه ميكنند،
    درختان به زمين؛
    وانسانها به مهرباني يكديگر...
    گاهي دلگرمي يك دوست،
    چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست!
    جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك،
    و غم را شريكند نه دلیل
  • ۱۷:۵۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ریاضی وار هم که نگاهت کنم …
    " تو "
    نه در مثلث عشق جا مى شوی ،
    نه در دايره ى تاریخ ،
    نه در چهـار ضلعی هیچ پنجره ای !
    تو
    روز به روز ...
    بـزرگ تر از هر هندسه ای مى شوی …
    برعکس ِ من ،
    که به حسابم نمی آوری …
    و خودت ،
    اصلا حساب نمى شوی .
    تو
    بیشتر از انگشتان دست ِ منى …
    خیلى بیشتر !
    چگونه بشمارمت ؟!
  • leftPublish
  • ۱۷:۵۲   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست

    از شمع رخت محفلش افروختنی نیست

    گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ

    ای برق مزن خرمن ما سوختنی نیست

    در طواف حریمش ز فنا جامه ی احرام کردیم

    که این جامه به تن دوختنی نیست

    #میرزا_حبیب_خراسانی
  • ۱۷:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چنان مستم ...چنان ریشم...چنان سر گشته از خویشم ...
    نمی دانم کجایم من...نمی دانم چه در پیشم
    گهی خوابم ...گهی بیدار..گهی چون قاب بر دیوار...
    نمی دانم کجایم من....نمی دانم چه در پیشم
    چنان سوزم...چنان سازم...چنان عاشق به پروازم...
    نمی دانم کجایم من ...نمی دانم چه در پیشم
    گهی عابد...گهی زاهد...گهی بی دین و ایمانم...
    نمی دانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم
    چنان زارم ...چنان زارم...چنان منصور بر دارم...
    نمی دانم کجایم من....نمی دانم چه در پیشم
    گهی آبم ...گهی باران....گهی در بزم می خواران...
    نمی دانم کجایم من...نمی دانم چه در پیشم
    چنان اشکم ...چنان آهم ...چنان سالک به هر راهم ...
    نمی دانم کجایم من....نمی دانم چه در پیشم
    گهی عاشق...گهی فارغ...گهی کوه مع الطارق...
    نمی دانم کجایم من...نمی دانم
  • ۱۷:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    به اشکم ساده خندیدی مرا با غیر سنجیدی

    در آن شبهای تنهایی تو را خواندم تو نشنیدی

    غرورم را شکستم من به پایت عهد بستم من

    ولی تو بی وفا هرگز مرا هرگز نفهمیدی

    مرا از عشق ترساندی برایم نقشه ها چیدی

    نرنجاندم تو را هرگز ولی تو ساده رنجیدی

    تویی عشق محال من تویی تنها تو مال من

    خداوندا تو کاری کن دلش سوزد به حال من ...
  • ۱۷:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    عشق یعنى مستى و دیوانگى **
    عشق یعنى با جهان بیگانگى **

    عشق یعنى شب نخفتن تا سحر **
    عشق یعنى سجده ها با چشم تر **

    عشق یعنى سر به دار آویختن **
    عشق یعنى اشگ حسرت ریختن **

    عشق یعنى در جهان رسوا شدن **
    عشق یعنى مست و بى پروا شدن **

    عشق یعنى انتظار و انتظار**
    عشق یعنى هر چه بینى عكس یار **

    عشق یعنى لحظه هاى التهاب**
    عشق یعنى لحظه هاى ناب ناب **

    عشق یعنى با پرستو پر زدن **
    عشق یعنى آب بر آذر زدن **

    عشق یعنى با خدا تنها شدن **
  • ۱۷:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    امشب تو چه می گویی، دیوانه منم یا تو؟
    بر گِردِ حرم تا صبح، پروانه منم یا تو؟
    امشب تو چه می گویی، بی تاب ترم از تو
    در عاشقی و مستی، افسانه منم یا تو؟
    امشب تو چه می گویی، پنهان شده در خویشم
    در راه هوسبازی، رندانه منم یا تو
    امشب تو چه می گویی، ای ماه درخشنده
    در دلبری از معشوق، دُردانه منم یا تو؟
    امشب تو چه می گویی، صد غمزه مرا ساز است
    تا سوز درون بینی، مستانه منم یا تو؟
    امشب تو چه می گویی، چشمم به ره است امشب
    در کوچۀ مشتاقان، دیوانه منم یا تو؟
    امشب تو چه می گویی، رندانه غزل خوانم
    در شور غزل غرقم، جانانه منم یا تو؟
  • leftPublish
  • ۱۷:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم ..
    از لذت حضورت ، می را نخورده مستم ..
    ...
    آیا تو میپذیری ، عشق خدائیم را ؟..
    تا این که بر نتابی ، دیگر جدائیم را؟..
    ...
    آب روان به ماهی ، گفتا که باشد اما ..
    لطفا بده مجالی ، تا صبح روز فردا ..
    ...
    باید که خلوتی با ، افکار خود نمایم ..
    اینجا بمان که فردا ، با پاسخت میایم ..
    ...
    ماهی قبول کرد و ، آب روان گذر کرد ..
    تنها برای یک شب ، از پیش او سفر کرد ..
    ...
    وقتی که آمدش باز ، تا این که گوید آری ..
    یک حجله دید و عکسی ، بر آن به یادگاری ..
    ...
    خود را ز پیش ماهی ، دیشب که برده بودش ..
    آن شاه ماهی عشق ، بی آب مرده بودش ..
    ...
    نالید و یادش افتاد ، از ماهی آن صدایی ..
    وقتی که گفت با عشق ، می میرم از جدایی ..
  • ۱۷:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
    چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن

    باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
    بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن

    روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن

    دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
    بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن

    من همگی تراستم مست می وفاستم
    با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن

    ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
    او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن

    ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
    گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن

    نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
    چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن

    کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
    ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن

    ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
    گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن

    هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
    کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن

    شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
    گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن

    باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
    باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن

    باده عام از برون باده عارف از درون
    بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن

    از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
    چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

    حضرت مولانا
  • ۱۷:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    من از عالم «تو» را تنها گزینم
    روا داری که من غمگین نشینم؟

    دل من چون قلم اندر کف توست
    ز توست ار شادمان و گر حزینم

    بجز آنچ تو خواهی من چه باشم؟
    بجز آنچ نمایی من چه بینم؟

    گه از من خار رویانی گهی گل
    گهی گل بویم و گه خار چینم

    مرا تو چون چنان داری چنانم
    مرا تو چون چنین خواهی چنینم

    در آن خمی که دل را رنگ بخشی
    چه باشم من؟ چه باشد مهر و کینم؟

    تو بودی اول و آخر «تو» باشی
    تو «به» کن آخرم از اولینم

    چو تو پنهان شوی از اهل کفرم
    چو تو پیدا شوی از اهل دینم

    بجز چیزی که دادی من چه دارم؟
    چه می جویی ز جیب و آستینم؟
  • ۱۷:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آنکه از دردِ دلِ خود به فغانست منم
    وآنکه از زندگی خویش بجانست منم

    آنکه هر روز دل از مهر بتان میگیرد
    چون شود روز دگر باز همانست منم

    آنکه درحسن کنون شهره ی شهرست تویی
    وآنکه در عشق تو رسوای جهانست منم

    آنکه درصومعه چل سال شب آورد بروز
    وین زمان معتکف دیر مغانست منم

    درغمت گرچه به یکبار پریشان شده دل
    آنکه صدبار پریشان تر از آنست منم

    عاشقانت همه نامی و نشانی دارند
    آنکه درعشق تو بی نام ونشانست منم

    عاقبت همچو هلالی شدم افسانه ی دهر
    آنکه هرجا سخنش ورد زبانست منم

    هلالی
  • ۱۷:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    شاید تمام قصه مـا ایـن ســـه جــــمله بود
    آشوب بـودی آمـدی و رد شـدی ، همـــین

    من سطحی از تـرک شـده بودم که بشکنم
    تو آخـریـن تلنگر این سـد شـدی ، همـــین

    هـرگـز تـو انـتـخاب نکـردی مـرا ، فـقـط
    گاهی بر این دو راهه مردد شدی ، همین

    حـذف بـیـای قـافـیه هـا کــــــار تـو نـبـود
    تو بـاعـث ردیـف نـیـامـد شـدی ، همـــین

    حـرفـی کـه در دقــایـق زخــمی انـتـظـــار
    تـیـر خــلاص را بــه دلــم زدی ، همـــین

    بـا ایـن هـمـه شـکایـتـی از تـو نـمی کــنـم
    تنها قبول کن که کمی بد شدی...همـــین !
    سید مهدی نقبایی
  • ۱۷:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    می شویمت از دامنم، ای لکّه ی ننگین من
    دارد سبکتر می شود بار دل سنگین من !

    با تیشه ات محکم بزن، بر کوهِ غم فرهادوار
    حالا که گیر افتاده ای در قصّه ی شیرین من!

    با گریه ام می شویمت، تاب وُ تب دیوانگی
    ای خنده ی اجباری و ُ افسانه ی غمگین من!

    امشب که عقدم کرده ای با مِهر آب و آینه
    حتّی غزل رقصیده در دنیای آهنگین من

    بشکن من ِ افسرده را، آخر صنم بودا *که نیست
    دیواری از ایمان بکش از کعبه ات تا چین من !
    ***
    حوّا خودش آدم شد از آوارگی روی زمین
    اینگونه ارشادم نکن ، پیغمبر ِ بی دین من

    صنم میرزا زاده نافع
  • ۱۷:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    دل می رود از دست من راضی به قسمت می شود
    بی دل شوم تا اینکه قسمت ترک عادت می شود

    صد بار هم ، پرواز را در خلوتم اجرا کنم
    با تیرِ چشمت ،‌ چون كبوتر صید بامت می شود

    مقهور این پایان ما ... خواهد به فریادش رسی
    از شرمِ رویش این صدایم بی شهامت می شود

    شاید به منطق رو کنی تا مجرمی پیدا کنی
    احساس را سر می بُری گوئی قیامت می شود

    آخر چرا لج می کنی با ما نمی سازی گُلم ؟
    وقتی که رفتم قصه ات نامش ندامت می شود !

    مهدی جابری
  • ۱۷:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    شاید زمین سرگیجه دارد ...مست می گردد

    یا بی خود از خود می شود ... زین دست می گردد

    چون روحِ سرگردان میانِ وحشتی خاموش

    در انتهای ِ كوچه ی بن بست می گردد

    در جستجوی عامل یك وسوسه، یك سیب

    پرونده ای كه سخت مختومه ست می گردد

    در دادگاه آفرینش از خدا شاكی است

    این اعتراض تلخ هم پیوست می گردد

    بر یك مدار از نور در عمق سیاهی ها

    در اوج می گردد ولیكن پست می گردد

    بس كن زمین، اینجا میان دفترم حتی

    شور غزل با هر چه بود و هست می گردد

    نسیم پریشان
  • ۱۷:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    خواب غم آشفته شد وقتی تو رویایم شدی ...
    خواب غم آشفته شد وقتی تو رویایم شدی
    یک جهان عاشق شدم وقتی تو دنیایم شدی

    روز و شب در پیش چشمم فرق چندانی نداشت
    آمدی ، پیدا شدی ، تقویم گویایم شدی

    سایه ای گمگشته بودم روی دیوار وجود
    عاشقانه ، مهربان ، مستانه جویایم شدی

    پرده ی این قلب بی نقش و نگار و سوژه را
    پر ز مهرت کردی و تصویر پویایم شدی

    حامد اسماعیلی
  • ۱۷:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    عشق دنیای مرا سوزاند اما پیشکش
    داد از این دارم که دینم سوخت، دنیا پیشکش !

    ای که می‌گویی طبیب قلب‌های عاشقی
    کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش

    دشمنانت در پی صلحند اما چشم تو
    دوستان را هم فدا کرده‌ست، آنها پیشکش

    بس که زیبایی اگر یوسف تو را می‌دید نیز
    چنگ بر پیراهنت می‌زد، زلیخا پیشکش

    ماهی تنهای تنگم، کاش دست سرنوشت
    برکه‌ای کوچک به من می‌داد، دریا پیشکش

    سجاد سامانی
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان