خانه
756K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۶:۴۴   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    58 مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- هیجان قسمت کشتن جادوگر خیلی خوب بود

    2- بخش دوم که پلین به قلعه سانتامارتا رفت هم خیلی خوب بود

    نقاط ضعف:

    1- من هنوزم با خوندن جمله " محافظین جادوگر بعد از تشکیل دیوار محافظ، گوی هایی را به اطراف پخش کردند که بعد از برخورد به زمین منفجر شده و با رنگ سبز خیره کننده ای می سوخنتد، این علامت به خط شکنان دزرتلند بود که در فاصله ی نزدیکی منتظر باز شدن درب شرقی قلعه بودند، بلافاصله صدای نواخته شدن شیپورهای زیادی شنیده شده و زمین زیر پای حرکت سواره نظام دزرتلند به لرزه درآمد " به این اشتباه میفتم که نور سبز یعنی که در قلعه باز شده و حمله کنید. باید مفهوم تر مینوشتی

    2- قسمت آخر کشته شدن جادوگر جا داشت طور دیگه ای باشه، الان یه کم منطقش رو از دست داد. شما 101 نفر بودید و ما هزاران سوار و 200 محافظ زبده برای جادوگر و پودین و برنارد و ...  هر چقدرم که بگیم نیروهای دارک اسلو خفن بودن، اگه از قبل توافق نکردیم، قاعدتا سر جان، جون سالم به در نمیبرد. کسی هم در حین مبارزه از قلعه نیومد کمک. باید مثلا مینوشتی تعدادی نیرو برای نجات و واکنش سریع از دزرتلند اومدن.

    زیباکده

    آقا بهزاد بدیهی هست که خط شکن ها و پیاده نظام پیشرو دزرتلند در نزدیکی در حال آماده باش بودن که به محض باز شده در به درون قلعه حمله کنند، یعنی اونا همراه جادوگر نبودن، تیم سرحان به جادوگر حمله کرد مثل یک شبیخون و بدیهی بود که نمی تونست با افرادی که برای پشتیبانی حمله می کنند طرف بشه، برنامه این بود که بعد از کشتن جادوگر از همان تونل برگردند که بخاطر حمله سواره نظام شما نشد، من عمدا این حالت رو پیش آوردم که سرجان در موقعیت خیلی خطرناکی قرار بگیره و به شما پاس دادم ولی شما واقعا با بدترین سناریو ممکن این پاس رو ماست مالی کردید و من در ادامه این مورد رو جزو نقاط ضعف شما می نویسم، من که سرجان رو نجات ندادم که جزو نقاط ضعف من نوشتید! خودتون نجات دادید! 

    در مورد قسمت اول خوب من فکر میکردم این اعلام خطر برای دریافت کمک واضح باشه ولی اگر شما در دومین باز هم خوندید و باز هم واضح نیست دیگه حتمن به اشکالی داره

    زیباکده

    خوب ما قبلا قرار گذاشته بودیم که بدون هاهنگی قبلی، بلایی سر سران مهم کشورهای هم نیاریم. اگه من میخواستم داستان رو متمرکز کنم روی هزاران سواره نظامی که اونجا هستن، راهی جز کشتنش نداشتم. اینکه حالا مثلا یه جوری فرار میکرد و اینا شدنی نبود، مگه اینکه تمرکز کنم روی این مورد که مرگ جادوگر اینقدر مهم بود که ما فقط سعی کردیم بدون تلفات فرار کنیم و کسی سر جان رو نمیشناخت که بخواد بکشتش.

    مثل این میمونه که الان شما با ارتشتون حمله کنید منم یه تنه آندریاس رو بیارم جلوی کل ارتش و با کشته شدن و اسیر شدنشم مخالفت کنم.

    نمیگم تو مخالفت میکردی با کشته شدنش اما قبلش اصلا راجع به مرگ سر جان صحبتی نکرده بودیم و بنا هم به این نبود که در ازای جادوگر بمیره. برای همین دیگه نیومدم کلی توی کافه چونه بزنیم که این باید حتما بمیره.

    زیباکده

    خوب من البته با مکالمه ای که در آخرین لحظه بین دارک اسلو و سرجان انجام شد خودم رو برای هر چیزی آماده کرده بودم ولی نتونستم حدس بزنم که شما چه انتخابی می کنی.

    درسته شما اطلاع نداشتید که سرجان اونجاست برای همین روی کشتنش نمی تونستید تمرکز کنید ولی می تونستید که قسمت اعظام نیروی کمکی ما برای نجاتش رو یا یک ترفند یا زخمی و بیهوش شدنش یا هرچیزی رو بنویسید، تا حالا از طرف سایرین خوب نوشته بودید ولی از طرف اکسیموس ها تا حالا چیز مهمی نوشتید.

  • ۱۶:۴۷   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    55 مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- شاید فقط قسمت عاشقانه پلین و جافری

    نقاط ضعف:

    1-من با خوندن بخش اول دچار تناقض شدم. جانی بایلان که از یاس به خود میلرزید، چطور شد که بعد از شنیدن پیشنهاد اریک، اینچنین قوت قلب گرفت و گستاخانه زد زیر پیشنهاد؟ ، تصویری که تو خلق کردی نشون میده که به هر حال جانی اومده بود پیشنهادی رو بپذیره که منافع کمی براشون داشته باشه اما ازین وضع خلاص بشن. نیومده بود که یه چیز برد-برد مساوی بشنوه با توجه به اوضاع. اما یهوخیلی تغییر کرد که یعنی به هیچ صراطی مستقیم نیست.

    2- این قسمت که پلین از فرمانده کل ارتش جنوب، تبدیل شد به راه زن سیستم تدارکات، خیلی مشخص نشد چرا. در حالی که کارتاگنا مرگ و زندگی رو برای اکسیموس داره و هر لحظه ممکن بود فتح بشه چرا بهش اجازه دادم مامور شبیخون به تدارکات ما بشه؟ مگه جافری کافری نبود؟، مگه اون واقعا در حد یک فرمانده کارایی نداشت؟

    3- اینکه بعد از پالویرا و رشته کوه شمالیش(که جلوی محاصره کاملش رو گرفت)، برای حدس محل حمله جادوگر توی کارتاگنا هم به شرایط اقلیمی روی آوردی تکراری بود. هر دوی اینها هم در لحظه چون معرفی شدن. اگه به جای رود و ... یه فکر دیگه ای میکردی، جذاب تر میشد.

    زیباکده

    در مورد نقد شماره 1 که هم شما و هم فرک جون از واکنش جانی بایلان تعجب کرده بودید، منو مجبور کرد که دوباره قسمت قبلی و این قسمت و نوشته های نوشان جون رو دوباره بخونم، من از تعجب شما خیلی تعجب می کنم! یعنی انتظار داشتید فرمانده قلعه بعد از اینهمه تحمل محاصره قبول کنه که قبال دریافت امتیازات شخصی و قول حفظ جان غیر نظامی ها قلعه و مدافعینش رو تسلیم کنه؟ خوب این که در همه ی تاریخ اصلا نشدنی بوده و بجز سرداران شجاع ایرانی در زمان حمله مغول ها (متاسفانه) در بقیه ی تاریخ دنیا خیلی کم سابقه هست که یک فرمانده همچین خفتی رو بپذیره و در مقابل امتیازات شخصی سربازانش رو تسلیم کنه! مگر اینکه خطر مرگ براش اثبات شده باشه

    به نظر من جانی بایلان نزد زیر همه چیز فقط توقعش یکمی بالاتر بود

    من خودم قبلا فکر کردم که بهتره قلعه دست دزرتلند بیوفته طبق سناریویی که برای قصل بعد پیش بینی می کردم ولی با مشورتم با بهزاد نظرمون عوض شد و کارکرد این قلعه خیلی به حاشیه رفت، پس احتمالا جانی بایلان منتظر این پیشنهاد بود که در قبال تسلیم قلعه به ساکنین قلعه اجازه ی عقب نشینی به داخل خاک اکسیموس بدن، مثل تسلیم قلعه در فیلم کینگ دام او هیون اگه دیده باشید که اونجا هم به فرمانده قول امتیازهای زیادی رو دادن که قبول نکرد ولی بعدا مسلمون ها راضی شدن بهش فرصت بدن به سمت اروپا عقب نشینی کنه البته بدون سلاح و اینجوری قلعه تسلیم شد.

    زیباکده

    دیدم اون فیلم رو. این صحنه به نظرم قابل مقایسه با اون نبود. چون واقعی از کار در نیومد، شاید چون توی فکرت این بوده که اریک یه چیزی بگه که نشه بپذیریش ازین راه رفتی که در نیومده. الان تصویری که خیلی بولد شده این نیست که چرا وطنش رو نفروخت. اینه که این آدم دیگه از زمین و زمان بریده بود اما موقعی که به سمت قلعه پیش میرفت خیلی گستاخ و برنده و مغرور با پوزخند داشت برمیگشت. درحالی که (چون از جایی خبر نداشت) در خوشبینانه ترین حالت همه رو با این کارش به کشتن داده بود.

    زیباکده

    به نظرم خودش رو محکم نشون داد که هفته ی آینده پیشنهاد بهتری دریافت کنه، به نظر خودم ژستش در همین حد بود.

    قبلا توضیح داده بودم که کینه ی خواهرش رو هنوز به دل داره پس اصلا منطقی نبود که درازای دریافت امتیاز زندگی در دزرتلند خودش رو تسلیم کنه و البته باید موقعیت پدرش رو هم در داستان در نظر بگیریم.

  • ۱۶:۵۱   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    در قشمت آخر خودم هم من برای سر جان اینو نوشتم:
    فقط بعد از این بود که سرش را بلند کرد و متوجه شد که امکان برگشت به سمت تونل از دست رفته و هزاران سرباز دزرتلندی از شمال در حال نزدیک شدن هستند!
    و الان متوجه نشدم که شما به چه چیزی در نجات سرجان انتقاد کردی و از من امتیاز کم کردی؟
  • ۱۷:۰۳   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    پنجاه و نهم

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: فقط قسمت مربوط به مارتین و ملاقاتش با شاردل و سیمون خوب و قابل قبول بود گرچه در همین مذاکره هم می شد چالش های بیشتری اضافه کرد و شاردل رو مشتاق تر از دزرتلند در ورود به جنگ بدون دریافت امتیازی نشون نداد.

     

    نقاط ضعف:

    نثر در این قسمت دوباره بخصوص در قسمت اول متزلزل شده بود.

    پرداخت ها اکثرا اخباری و بدون عمق بودن

    قسمت مربوط به جنگ در اطراف قلعه کارتاگنا واقعا در بدترین حالت  و باورناپذیر ترین حالت ممکن نوشته شد.

  • ۱۷:۰۴   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    در قشمت آخر خودم هم من برای سر جان اینو نوشتم:
    فقط بعد از این بود که سرش را بلند کرد و متوجه شد که امکان برگشت به سمت تونل از دست رفته و هزاران سرباز دزرتلندی از شمال در حال نزدیک شدن هستند!
    و الان متوجه نشدم که شما به چه چیزی در نجات سرجان انتقاد کردی و از من امتیاز کم کردی؟
    زیباکده

    شایدم من دچار سوتفاهم شدم. چون همینطور که خودت اشاره کردی توی حرفت با نوشان، برای اینکه مشکلی پیش نیاد. ما با تمام جزییات همه مسایلی که قرار بود اتفاق بیفته رو هماهنگ میکردیم. اینکه جادوگر بمیره، یا مثلا پودین اسیر نشه و ...

    و با توجه به پیشینه قبلی که من یه جا توی هماهنگی بهت گفتم که خیلی تابلو هست که ما زودتر از شما جافری رو پیدا میکنیم، چون بخاطر شرایط جنگی حواسمون خیلی به اتفاقات گروهی که تازه باهاش جنگیدیم هست و توی داستانم بود که ما فهمیدیم یه اتفاقاتی افتاده. اما تو گفتی که نه یه جوری موقعیت رو نگه دار چون من با جافری کار دارم و براش نقشه هایی دارم. خلاصه درین حد هماهنگ میکردیم، برای همین من فکر نکردم که باید بیام یهویی سر جان رو بکشم و فکر کردم ماست مال این اتفاق رو گذاشتی به عهده من.

    برای همین دیگه نیومدم توی کافه. شاید تو کلا چیده بودی که بمیره اما من فرض رو بر این گذاشتم که بیام تو کافه یا خصوصی بگم که سر جان اینجا حتما باید بمیره، دوباره باید بگردیم یه تلافی براش پیدا کنیم و ... نظم داستان به هم میخورد. چون قبلش هیچ صحبتی ازینکه قراره سر جان توسط افراد من کشته بشن رد و بدل نشده بود.

    به هر حال من از جمیع اتفاقات فکر کردم که تو ماست مال رو گذاشتی گردن من و امتیاز کم کردم، تو هم امتیاز منو به خاطر ماست مال کردن کم کن. درست هم هست که بعدا حواسم جمع باشه 4

  • leftPublish
  • ۱۷:۱۱   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    شصتم

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: فرک جون این قسمت چند تا نکته ی خیلی خوب داشت مثل سورپرایز اعلام فرماندهی لابر بر ارتش و نام بردن از اسم پایتخت ما و محاسبه ی زمانی مقدار وقتی که ارتش دزرتلند در حالت دفاعی داشت.

     

    نقاط ضعف:

    ولی در کل این قسمت اصلا در حد قسمتی نبود که تو بعد از حدود 15 قسمت غیبت و با تمام حوصله و انرژی نوشته باشی، خیلی خنثی و روتین نوشته شده بود و اصلا انتظارات منو براورده نکرد، همون موقع هم تو پیام خصوصی بهت گفتم که منتظر یه قسمت یخلی مفصل تر و چالشی تر بودم بعد از اینهمه غیبت، امیدوارم در فصل بعد همون فرک همیشگی رو در داستان ببینم.

  • ۱۷:۲۵   ۱۳۹۷/۲/۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    بچه ها من نقد های خودم رو تموم کردم ولی الان دیگه نه وقت دارم و نه مخم کار می کنه که امتیازات رو جمع بندی کنم!
  • ۱۰:۵۶   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    47

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1-     ایده پرنده ها عالی بود

    نقاط ضعف:

    1-      بهزاد من هیچ وقت با نثرت مشکل اساسی نداشتم و اتفاقا از داستان پردازیت هم همیشه لذت بردم اصن نقطه قوت اصلی تو داستان پردازی و قوه تخیل و منطقته که کنار هم داره خیلی خوب پیش میره. قسمتو فقط فک کنم بدون اینکه خودت بخونی منتشر کردی چون خیلی جملات مفهوم نیست یعنی معلوم نیست چه اطلاعاتی قراره بهمون بدی

  • ۱۱:۳۱   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    با عرض پوزش، منم نمیخواستم به کسی ضعیف بدم اما مجبور شدم. اگر انقاداتم از روی بدفهمی من هست دفاع کن، درست میکنم.

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    51 نوشان

    عالی/خیلی خوب/حوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

    1- اریک ماندرو اصلا معلوم هست داره چیکار میکنه؟ از اونسر دنیا اومد پالویرا، دید پالویرا رو گرفتن ولی کیه درو سالمه. اصلا شکست بوگوتا براشون مهم نبود  و دوباره برگشت سانتامارتا؟  

    خب یه جورایی حق با تواه قاعدتا اون شکسته براش مهم بوده ولی من ننوشتم صحنه دیداربا کیه درو و باقی فرمانده هانو شاید  شاید بهتر بود اون صحنه دیدارو مینوشتم که این شبه پیش نیاد. علت برگشت به سانتاارتا هم این بود که بالاخره با تجربه تر از تایگریس بوده نمیخواسته تنها بزارتش و علت اینکه نگران جون کیه درو بود این بود که اون فرمانده ارتشه و این یه جورایی جانشین امپراطور اگه کیه درو مرده باشه باید یه کارایی میکرد

    2- اگر اسپروس فقط به اون پزشک اعتماد داشت، بازم کارش منطقی نبود. همه رو بیرون کرد و محل احتمالی فرار ملکه رو بهش گفت. اگه جاسوسی بین کسایی که بیرون کرد وجود داشته، اونام پیداش میکردن. هر چند یه جوری آدرس داد که اگه به من گفته بود، یه خروجی رو اشتباه میرفتم میرسیدم کاشان به جای کاشانک 4

    در واقع اینجا اسپروس دیگه خیلی به اطرافیانش اطمینان داشت من فکر اینو نکردم که شاید یه جاسوس بینشون باشه24 خب شاید سادگی کردم

    3- واقعا فرانسیس وسط این کودتا میخواست تا اتاق امپراطور برای برداشتن یه کاغذی که معلوم نیست به درد بخوره یا نه بره؟ اصلا شدنی بود؟ بعدم چه فایده. اگه کودتا شکست میخورد که هیچ، نامه رو میگرفت. اگه هم آکوییلا پادشاه میشد که قبول نمیکرد مهر اسپروس رو. خیلی عجیب بود. نشدنی بود و حتما باید میمرد

    ببین من قبول دارم قضیه کاغذه خیلی خوب درنیومد درواقع من و فرک هماهنگ کردیم که فرانسیسو گنده اش کنیم ولی انگار هر دومون خیلی خوب درنیاوردیم ایده مونو . فرانسیس در این مرحله خیلی نمیدونسته چه خبره اوضاع . با خودش میگه تو اون خرتوخری نامه گم نشه .ولی وقتی اوضاع ملکه و اسپارک و میبینه میفهمه اوضاع خرابه نامه دیگه بی فایده ست و الان به ملکه و اسپارک کمک کنه بهتره ( من فقط میخواستم فرانسیس فرار نکنه با بقیه واسه همین جریان نامه رو نوشتم) 

    4- فرانسیس داشت بخاطر اون کاغذ خودشو به کشتن میداد، یهو اسپارک گفت برو این پیغام رو برسون به فلانی؟ اونم ول کرد رفت؟ هر چند اولش من فکر کردم پیاده و خیلی پاورچین داره میاد سمت کاخ که کسی نبینتش نگو با اسب داشته میومده که خیلی احتمال دیدنش بیشتر بوده

    آره شاید میدوید میومد بهتر بود ولی بعدش باید با اسب میرفت شهر. باید یه جوری مینوشتم که بعدش رفت یه اسب ورداشت بره شهر

    5- اسپارک و شارلی چرا با فرانسیس فرارنکردن؟ اونا که نمیدونستن قراره دکتر بیاد. حتی اگه قبلا اسپارک و اسپروس برای چنین روز خیلی غیرمحتملی هم تمرین کرده بودن، بازم نقد بهتر از نسیه بود. ممکن بود نتونه بیاد. یا بگیرنش یا ...

    نه دیگه دخترتون پا به ماهه نمیتونه سوار اسب بشه نمیتونه راه بیاد. باید منتظره کمک میموندن اینجا هم اسپارک پیغامی به شهر فرستاد که افراد معتمد بیان کمکشون

    6- قانع نشدم که چرا دلبان اون خدمتکار تونست درو باز کنه اما هیچکس دیگه ای نمیتونست. چرا؟

    این همون خدمتکاریه که اسپارک زخمیش کرده بود دلبانش همون طوطی است. که واسه اینکه جاشونو لو نده سعی کرد بکشتش . در قفله قاعدتا کلید میخواد دلبان یه چیز جادوییه جسم نیست که اسیر ماده باشه یه کارایی میتونه بکنه و خیلی کارا نمیتونه. من تو تعریف این جادو میخواستم یه کاری کنم که کارای آچارفرانسه طور ازشون بربیاد ولی دیگه نه اونقدر خفن که بشه ازش به عنوان اسلحه ای علیه دشمن استفاده کرد . چون این یه ایده جدیده واسه همین یه جاهایی شما جا میخورین ولی واقعا کار خاصی نبوده یه جادو میتونه یه در قفل و باز کنه 

    توضیح بخوام بدم چه طوری اول باید این نکته رو در نظر بگیرین که جامد نیست دلبان یه چیز گاز ماننده که اسیر جاذبه و این جور چیزا نیست و مثلا مثل یه حجم جادویی میتونه از تو قفل رد شه و قفل و باز کنه

    زیباکده

    واقعیت لینه که من انتقاداتی که تو این قسمت بهم شد و قبول دارم خیلی هول هولی نوشتم اینا که به عنوان جواب نوشتم صرفا جهت اینه که بدونید تو مخم چی گذشته و نه چیز دیگه ای

    یه پست میزارم باز دلبان و بیشتر معرفی می کنم

  • ۱۱:۵۲   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    48

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

    1-     همون طور که تو نقد قبلی گفتم اکسیموس خیلی راحت به قضیه جادوگرها پی برد

      اگه اینا فک میکردن قضیه معبد پولیسوس یه افسانه ست بازم اینجا باید یه کم مقاومت میکردن در برابر این ادعا ولی همه یهو گفتن اِاِاِ راست میگیا. به همین راحتی

  • leftPublish
  • ۱۱:۵۷   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    50

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۱۰/۲/۱۳۹۷   ۱۱:۵۷
  • ۱۲:۲۴   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    52

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

    ایراداتی که میخوام بگم ایرادات جدی ای نیستن ولی از جذابیت داستان کم کردن

    1-     اول اینکه اول داستان که رفتی از لیوماسارو نیرو بگیری با توجه به اینکه قبل جایی نوشته نشده بود که درخواست کمک ازشون کردی غیر منطقی نیست اما از روونی متن کم میکنه

    2-     اینکه آندریاس از جادوگر تو فتح قلعه های دیگه استفاده نکرده به معنی این نیست که یه جادوگر داره چون از همین یه جادوگرم میتونست واسه فتح قلعه های دیگه استفاده کنه. این نتیجه گیری منطقی نبود

    3-     لحن پلین و شخصا تو قسمت آخر این قسمت دوست نداشتم هی میگه تو احمقی تو احمقی یه بارم میگفت اون حالت شاهزاده موابانه القا میشد ولی تکرارش ( مخصوصا اینکه قبلا هم تو قسمت های قبل گفته بود) از جذابیت شخصیتش کم میکنه

    4- شاید دقت نکرده بودی ولی قبلا گفته بودم که دلبانها همین طوری مرئی نیستند باید خود شخص مرئی اش کنه یا خود دلبان احساس خطر کنه مرئی شه( البته خودمم همون موقع باید میگفتم که اصلاحش کنی)

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۱۰/۲/۱۳۹۷   ۱۲:۲۶
  • ۱۲:۲۷   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

    سلام بچه ها 

    من امتیازامو جمع بندی کردم

    از فرک جون برای درست کردن جدول ها که واقعا کمک بزرگی بود تشکر می کنم 8

     

    شماره قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ضریب

    مجموع

    اول

    بهزاد

    خیلی خوب

     4

    دوم

    مهرنوش

     

     

     

    سوم

    نوشان

     خوب

     2.5

     2.5

    چهارم

    مهرنوش

     

     

     

    پنجم

    فرک

     خوب

     2.5

    2.5 

    ششم

    نوشان

    خوب 

     2.5

    هفتم

    بهزاد

    خیلی خوب 

     4

     8

    هشتم

    فرک

     خیلی خوب

     6.5

    نهم

    مهرنوش

     

     

     

    دهم

    فرک

    عالی 

     12.5

     

     

  • ۱۲:۳۰   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    شماره قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ضریب

    مجموع

    یازدهم

    بهزاد

     عالی

     6

    14 

    دوازدهم

    نوشان

     عالی

     6

    11 

    سیزدهم

    مهرنوش

     

     

     

    چهاردهم

    نوشان

     خوب

     2.5

    13.5 

    پانزدهم

    بهزاد

     خوب

     2.5

     16.5

    شانزدهم

    نوشان

     خیلی خوب

     4

    17.5 

    هفدهم

    مهرنوش

     

     

     

    هجدهم

    مهرنوش

     

     

     

    نوزدهم

    بهزاد

     متوسط

     1

     17.5

    بیستم

    فرک

    عالی 

     18.5

     

  • ۱۲:۳۱   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    شماره قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ضریب

    مجموع

    بیست و یکم

    مهرنوش

     

     

     

    بیست و دوم

    بهزاد

     خیلی خوب

     4

     21.5

    بیست و سوم

    فرک

    خوب 

    2.5 

    21 

    بیست و چهارم

    نوشان

    ضعیف 

     -1

     16.5

    بیست و پنجم

    بهزاد

     خوب

    2.5 

     23.5

    بیست و ششم

    نوشان

    خوب 

     2.5

     19

    بیست و هفتم

    مهرنوش

     

     

     

    بیست و هشتم

    فرک

     عالی

     27

    بیست و نهم

    بهزاد

    عالی 

     6

    29.5 

    سی ام

    مهرنوش

     

     

     

     

  • ۱۲:۳۱   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    شماره قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ضریب

    مجموع

    سی و یکم

    فرک

     خیلی خوب

     31

    سی و دوم

    نوشان

     خیلی خوب

     23

    سی و سوم

    بهزاد

     خیلی خوب

     4

     33.5

    سی و چهارم

    مهرنوش

     

     

     

    سی و پنجم

    نوشان

     خوب

    2.5 

    25.5 

    سی و ششم

    فرک

     متوسط

     1

     32

    سی و هفتم

    مهرنوش

     

     

     

    سی و هشتم

    بهزاد

     خیلی خوب

     37.5

    سی و نهم

    فرک

    خیلی خوب 

    36 

    چهلم

    بهزاد

    خیلی خوب 

     41.5

  • ۱۲:۳۲   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    شماره قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ضریب

    مجموع

    چهل و یکم

    مهرنوش

     

     

     

    چهل و دوم

    نوشان

     خوب

     2.5

    28 

    چهل و سوم

    فرک

    خوب 

     2.5

    38.5 

    چهل و چهارم

    بهزاد

    خیلی خوب 

     45.5

    چهل و پنجم

    مهرنوش

     

     

     

    چهل و ششم

    نوشان

    عالی 

     34

    چهل و هفتم

    بهزاد

    خیلی خوب 

     4

     49.5

    چهل و هشتم

    مهرنوش

     

     

     

    چهل و نهم

    نوشان

     عالی

     6

    40 

    پنجاهم

    بهزاد

     خوب

     2.5

    52 

  • ۱۲:۳۳   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    شماره قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    ضریب

    مجموع

    پنجاه و یکم

    نوشان

     متوسط

     1

    41 

    پنجاه و دوم

    مهرنوش

     

     

     

    پنجاه و سوم

    بهزاد

     خیلی خوب

     4

     56

    پنجاه و چهارم

    نوشان

    خوب 

    2.5 

     43.5

    پنجاه و پنجم

    مهرنوش

     

     

     

    پنجاه و ششم

    بهزاد

    خوب 

     2.5

    58.5 

    پنجاه و هفتم

    نوشان

     خیلی خوب

     4

     47.5

    پنجاه و هشتم

    مهرنوش

     

     

     

    پنجاه و نهم

    بهزاد

     متوسط

     1

     59.5

    شصتم

    فرک

     خوب

    2.5 

    41 

  • ۱۲:۳۴   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    پس بدین ترتیب نویسنده ی منتخب من در این سیزن آقا بهزاد هست گرچه فکر می کنم این سیزن به اندازه ی داستان های قبلی قوی ظاهر نشده بود. خیلی تبریک می گم
    و نفرات بعدی به ترتیب:
    نوشان جون و فرک جون
  • ۱۲:۳۷   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    در مورد نویسنده ی سال هم من واقعا در جریان سایر داستان ها که نوشته شد نیستم ولی چون قراره رای بدیم و از اون جایی که احساس می کنم آقا بهزاد کلا در این فرایند نقش موتور محرک رو هم به عهده گرفته، منم مجددا به آقا بهزاد رای می دم
    با این توضیح که این رای من از در نظر گرفتن کیفیت نوشته ها نیست.
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان