خانه
762K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۱:۴۳   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    البته سناریویی که برای از اینجا به بعد در نظر داشتم رو میگم و داستانهایی که تا الان نوشتم و با همه باگهاش کاری ندارم، یعنی اینکه چرا باید رهبر مردان بی سرزمینو کیتایا پرورش بده یه سوالیه که بهزاد پرسید و من اگه بخوام بگم اول چی شد و چی بود تو ذهنم که پرورش رهبر مردان بی سرزمین توسط کیتایا تو اون منطق شدنی بود حالا چی شد که اون عامل حذف شد ولی این بخشش باقی موند ، خیلی وقت گیره و منم دیگه نمیخوام بشینم اینو درستش کنم چون میوفتم تو باتلاق، بیخیالش

  • ۱۱:۴۶   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    چیزایی که با نوشان به توافق رسیدیم:
    کیتایاها در طی تاریخ دارای یک ایدءولوژی بودن که این کیتایا میخواد اونو جهانشمول کنه(در مورد ایدءولوژی بعدا ایده میدیم)به همین خاطر میخواد قدرت رو در دست بگیره و میخواد چند تا نماینده بذاره که اونا فرمانروایی کنن و زیر نظر ایشون و قدرت اصلی خودش باشه.
    پس انگیزه اش اینه که همه این اقلیم ها به جون هم بیفتن و تا اونجا که میشه قدرتشون کاهش پیدا کنه و باسمن ها شکست بخورن و خودش توی باسمن قدرت رو با بروبچش داشته باشه و توی قاره نوین آکوییلا و تسوکا نوچه هاش باشن. شینتا رو بده به تکاما توسط آکوییلا و با ین خودشیرینی انگار آکوییلا به دم و دستگاه پناه آورده ولی در واقع جاسوس باشه و بعدا خواسته کیتایا رو در جهت نابودی اونها عملی کنه.
  • ۱۲:۰۰   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    خب پیشنهاد من:
    لابر در صحرای ساهارا به علت وخامت اوضاع و خونریزی شدید می میره
    کیتایا یه چیزی توی مایه های شیشه اژدها به اسپروس میده که با وجود اینکه یک دست و تنهاست بتونه مامویت رو انجام بده
    اسپروس قراره بره شینتا رو نجات بده بیاره بده به آکوییلا که اونم ببره بده به تکاما، پس کیتایا و شارلی و اسپروس تا یه جاهایی توی قاره نوین با هم میان و از یه جایی اسپروس جدا میشه بره دنبال مامویت خودش اما از اونجا که اسپروس با این کار مخالف بوده یعنی برداشتن کتیبه قبل از باطل شدن جادو پس تصمیم میگیره انتحاری کنه و کیتایا رو با همون چیز قوی و جادویی بکشه،
    برای برداشتن کتیبه بدون داشتن آدرس یعنی به روش دارک اسلو به نیروی کیتایا و بانوی سپید با هم نیاز هست و این دلیلی هست که کیتایا بانوی سپید رو آموزش داده.
    وقتی کیتایا و شارلی در حال برداشتن کتیبه هستن اسپروس کیتایا رو می کشه و توسط نفرات کیتایا یا خود شارلی کشته میشه. شارلی که عصبانیه سعی می کنه به تنهایی کتیبه رو برداره که بدون کیتایا نمیشه و ناتارها می کشنش
    اسپروس قبل از اینکه از باسمن برن به آکوییلا میگه به زودی خبری از سمت من دریافت می کنی که ماموریت تو رو تغییر میده و همون موقع تصمیم داشته اونو جانشین خودش کنه و واسه اسپارک نوشته/حالا روی این بخش اصرار ندارم اما خودم خیلی دوست داشتم آکوییلا نقش اول مثبت بشه /
    و اینجوری اسپروس ناجی میشه و خداشو فدا می کنه.
    کلیت چطوره؟
    ایرادات؟
    شما نظر دیگه ای دارید؟
    کلا ؟
  • ۱۲:۰۱   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    نوشان :

    البته سناریویی که برای از اینجا به بعد در نظر داشتم رو میگم و داستانهایی که تا الان نوشتم و با همه باگهاش کاری ندارم، یعنی اینکه چرا باید رهبر مردان بی سرزمینو کیتایا پرورش بده یه سوالیه که بهزاد پرسید و من اگه بخوام بگم اول چی شد و چی بود تو ذهنم که پرورش رهبر مردان بی سرزمین توسط کیتایا تو اون منطق شدنی بود حالا چی شد که اون عامل حذف شد ولی این بخشش باقی موند ، خیلی وقت گیره و منم دیگه نمیخوام بشینم اینو درستش کنم چون میوفتم تو باتلاق، بیخیالش

    خیلی خوبه نوشان تو هم سناریوتو بگو 

  • ۱۲:۰۵   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    سلام بچه ها اوه اوه چه خبر شده! بذارید بخونم برمی گردم
  • leftPublish
  • ۱۲:۱۴   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    سناریوی من اینه:
    آکوییلا به خاطر بازی ای که خورده و حقارتی که از سمت شینتا و باسمن ها تحمل کرده، ظاهرا پذیرفته با کیتایا همکاری کنه اما در خفا تصمیم میگیره با اسپروس متحد بشه . بنابراین با اسپروس ملاقات مخفیانه در حاشیه جنگل داره و بهش یه سری اطلاعات میده که اعتماد اسپروسو جلب کنه. بهش میگه کیتایا نمیخواد منتظر تو بشه تا بری شینتا رو آزاد کنی بعد جادوی متقابل رو باطل کنه بلکه به زودی شارلی رو با یه گروه میفرسته دنبال پیدا کردن کتیبه
    چرا کیتایا این کارو میکنه: چون میخواد دشمنانش که باسمن ها و جبهه متحدن همدیگه رو تضعیف کنن بنابرابن نمیخواد هیچ کدومشون با کتیبه به اون یکی ارجح بشن
    چرا شارلی این کارو میکنه: چون میخواد خودشو ثابت کنه و انتقام تحقیرهاشو بگیره
    اسپروس میره سیلورپاین و تایگریس رو مامور میکنه مخفیانه بره و شینتا رو فراری بده. تایگریس این کارو میکنه و شینتا رو میارن و تحویل آکوییلا میدن. آکوییلا شینتا رو قبل تحویل زخمی میکنه بعد تحویل میده چون میخواد انتقام اشغال سیلورپاین رو بگیره و میخواد تکاما رو عصبانی کنه بعد میره سراغ کیتایا
    تو یه تقابل با کیتایا، کیتایا رو میکشه و چون هیچ کیتایای دیگه ای برای انتقال قدرت وجود نداره با مردن کیتایا جادوهایی که ایجاد کرده بود از بین میره
    ریپولسی دنبال شارلی رفته بود و تعقیبشون کرده بود وقتی جادوهای محافظ کتیبه توسط شارلی باطل میشه و وقتی شارلی میخواد کتیبه رو برداره، ریپولسی که دستور داره هروقتی که قرار شد دست کسی به کتیبه بخوره اون شخص رو بکشه، اونو میکشه. اینجا قراره ریپولسی تحت هیچ شرایطی نذاره کسی کتیبه رو برداره
    تکاما هم بعد از تحویل گرفتن پسرش تصمیم میگره برای پر کردن جای خالی شینتا و ناکامورا، خودش وارد جنگ بشه
    اسپروس و آکوییلا میرن ریورزلند که کتیبه رو بردارن ولی مورد حمله مردان بی سرزمین قرار میگیرن اسپروس کشته میشه آکوییلا کتیبه رو میبره بده به جبهه متحد

    مردان بی سرزمین از طریق جادو میفهمن که اتفاقاتی داره میوفته و بانوی سفید کشته شده و کتیبه برداشته شده واسه همین انگیزه حمله به اسپروس و آکوییلا رو دارن

  • ۱۲:۱۵   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    خوب بچه ها من خوندم
  • ۱۲:۱۶   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    فرک (Ferak) :خب پیشنهاد من:
    لابر در صحرای ساهارا به علت وخامت اوضاع و خونریزی شدید می میره
    کیتایا یه چیزی توی مایه های شیشه اژدها به اسپروس میده که با وجود اینکه یک دست و تنهاست بتونه مامویت رو انجام بده
    اسپروس قراره بره شینتا رو نجات بده بیاره بده به آکوییلا که اونم ببره بده به تکاما، پس کیتایا و شارلی و اسپروس تا یه جاهایی توی قاره نوین با هم میان و از یه جایی اسپروس جدا میشه بره دنبال مامویت خودش اما از اونجا که اسپروس با این کار مخالف بوده یعنی برداشتن کتیبه قبل از باطل شدن جادو پس تصمیم میگیره انتحاری کنه و کیتایا رو با همون چیز قوی و جادویی بکشه،
    برای برداشتن کتیبه بدون داشتن آدرس یعنی به روش دارک اسلو به نیروی کیتایا و بانوی سپید با هم نیاز هست و این دلیلی هست که کیتایا بانوی سپید رو آموزش داده.
    وقتی کیتایا و شارلی در حال برداشتن کتیبه هستن اسپروس کیتایا رو می کشه و توسط نفرات کیتایا یا خود شارلی کشته میشه. شارلی که عصبانیه سعی می کنه به تنهایی کتیبه رو برداره که بدون کیتایا نمیشه و ناتارها می کشنش
    اسپروس قبل از اینکه از باسمن برن به آکوییلا میگه به زودی خبری از سمت من دریافت می کنی که ماموریت تو رو تغییر میده و همون موقع تصمیم داشته اونو جانشین خودش کنه و واسه اسپارک نوشته/حالا روی این بخش اصرار ندارم اما خودم خیلی دوست داشتم آکوییلا نقش اول مثبت بشه /
    و اینجوری اسپروس ناجی میشه و خداشو فدا می کنه.
    کلیت چطوره؟
    ایرادات؟
    شما نظر دیگه ای دارید؟
    کلا ؟

    من لابر رو از ترس تو زنده نگه داشتم و گرنه شاهرگ اصلی بخوره که کار طرف ساخته است

  • ۱۲:۱۹   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    فرک (Ferak) :چیزایی که با نوشان به توافق رسیدیم:
    کیتایاها در طی تاریخ دارای یک ایدءولوژی بودن که این کیتایا میخواد اونو جهانشمول کنه(در مورد ایدءولوژی بعدا ایده میدیم)به همین خاطر میخواد قدرت رو در دست بگیره و میخواد چند تا نماینده بذاره که اونا فرمانروایی کنن و زیر نظر ایشون و قدرت اصلی خودش باشه.
    پس انگیزه اش اینه که همه این اقلیم ها به جون هم بیفتن و تا اونجا که میشه قدرتشون کاهش پیدا کنه و باسمن ها شکست بخورن و خودش توی باسمن قدرت رو با بروبچش داشته باشه و توی قاره نوین آکوییلا و تسوکا نوچه هاش باشن. شینتا رو بده به تکاما توسط آکوییلا و با ین خودشیرینی انگار آکوییلا به دم و دستگاه پناه آورده ولی در واقع جاسوس باشه و بعدا خواسته کیتایا رو در جهت نابودی اونها عملی کنه.

    با این قسمت که اصلا موافق نیستم! اصولا با هر چیزی که اصلالت رو از باسمن ها و قاره ی نوین بگیره مخالفم

    می تونیم بگیم ایدش این بوده حالا که بلند پروازی تکاما کل دنیا رو به جنگ کشیده و همه ی طرف های درگیر در حال تضعبف شدن هستن، فرصت رو مناسب دیده که وارد جنگ قدرت بشه و ایدیولوژی خودشون که حاکمیت بر دنیا بود رو عملی کنه( ولی معلوم می شه که خیلی خامه و این بلند پروازیش باعث نابودی سلسله ی کیتایاها می شه.

    اینکه همه چیز نقشه ی جادوگرهاست و آدم ها همه آلت دست اونها شدن اصلا به نفع داستان نیست.

  • ۱۲:۲۱   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش :
    فرک (Ferak) :چیزایی که با نوشان به توافق رسیدیم:
    کیتایاها در طی تاریخ دارای یک ایدءولوژی بودن که این کیتایا میخواد اونو جهانشمول کنه(در مورد ایدءولوژی بعدا ایده میدیم)به همین خاطر میخواد قدرت رو در دست بگیره و میخواد چند تا نماینده بذاره که اونا فرمانروایی کنن و زیر نظر ایشون و قدرت اصلی خودش باشه.
    پس انگیزه اش اینه که همه این اقلیم ها به جون هم بیفتن و تا اونجا که میشه قدرتشون کاهش پیدا کنه و باسمن ها شکست بخورن و خودش توی باسمن قدرت رو با بروبچش داشته باشه و توی قاره نوین آکوییلا و تسوکا نوچه هاش باشن. شینتا رو بده به تکاما توسط آکوییلا و با ین خودشیرینی انگار آکوییلا به دم و دستگاه پناه آورده ولی در واقع جاسوس باشه و بعدا خواسته کیتایا رو در جهت نابودی اونها عملی کنه.

    با این قسمت که اصلا موافق نیستم! اصولا با هر چیزی که اصلالت رو از باسمن ها و قاره ی نوین بگیره مخالفم

    می تونیم بگیم ایدش این بوده حالا که بلند پروازی تکاما کل دنیا رو به جنگ کشیده و همه ی طرف های درگیر در حال تضعبف شدن هستن، فرصت رو مناسب دیده که وارد جنگ قدرت بشه و ایدیولوژی خودشون که حاکمیت بر دنیا بود رو عملی کنه( ولی معلوم می شه که خیلی خامه و این بلند پروازیش باعث نابودی سلسله ی کیتایاها می شه.

    اینکه همه چیز نقشه ی جادوگرهاست و آدم ها همه آلت دست اونها شدن اصلا به نفع داستان نیست.

    جنگی که اتفاق افتاده زیر سر کیتایا نیست. کیتایا همون طور که گفتی داره از شرایط استفاده میکنه

  • leftPublish
  • ۱۲:۲۳   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    فرک (Ferak) :خب پیشنهاد من:
    لابر در صحرای ساهارا به علت وخامت اوضاع و خونریزی شدید می میره
    کیتایا یه چیزی توی مایه های شیشه اژدها به اسپروس میده که با وجود اینکه یک دست و تنهاست بتونه مامویت رو انجام بده
    اسپروس قراره بره شینتا رو نجات بده بیاره بده به آکوییلا که اونم ببره بده به تکاما، پس کیتایا و شارلی و اسپروس تا یه جاهایی توی قاره نوین با هم میان و از یه جایی اسپروس جدا میشه بره دنبال مامویت خودش اما از اونجا که اسپروس با این کار مخالف بوده یعنی برداشتن کتیبه قبل از باطل شدن جادو پس تصمیم میگیره انتحاری کنه و کیتایا رو با همون چیز قوی و جادویی بکشه،
    برای برداشتن کتیبه بدون داشتن آدرس یعنی به روش دارک اسلو به نیروی کیتایا و بانوی سپید با هم نیاز هست و این دلیلی هست که کیتایا بانوی سپید رو آموزش داده.
    وقتی کیتایا و شارلی در حال برداشتن کتیبه هستن اسپروس کیتایا رو می کشه و توسط نفرات کیتایا یا خود شارلی کشته میشه. شارلی که عصبانیه سعی می کنه به تنهایی کتیبه رو برداره که بدون کیتایا نمیشه و ناتارها می کشنش
    اسپروس قبل از اینکه از باسمن برن به آکوییلا میگه به زودی خبری از سمت من دریافت می کنی که ماموریت تو رو تغییر میده و همون موقع تصمیم داشته اونو جانشین خودش کنه و واسه اسپارک نوشته/حالا روی این بخش اصرار ندارم اما خودم خیلی دوست داشتم آکوییلا نقش اول مثبت بشه /
    و اینجوری اسپروس ناجی میشه و خداشو فدا می کنه.
    کلیت چطوره؟
    ایرادات؟
    شما نظر دیگه ای دارید؟
    کلا ؟

    8 8 8

    واااااای اصلا اینو انگار مهرنوش نوشته! چقدر من خوشم میاد از این همه هیجان و عوض شدن جایگاه ها!

    خیلی عالی بود، البته اگر با دقت ببینیم می شه باگ هایی توش پیدا کرد ولی با همفکری قابل حله

    اینکه آکوییلا بعد از اینهمه خیانت و بعد تحقیر و بیچارگی و دیدن اشغال شدن کشورش و خیانت خارجی ها و تلاش اسپروس به خودش اومده باشه خیلی باور پذیره

    خوشمان آمد 4 18

  • ۱۲:۳۰   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :

    سناریوی من اینه:
    آکوییلا به خاطر بازی ای که خورده و حقارتی که از سمت شینتا و باسمن ها تحمل کرده، ظاهرا پذیرفته با کیتایا همکاری کنه اما در خفا تصمیم میگیره با اسپروس متحد بشه . بنابراین با اسپروس ملاقات مخفیانه در حاشیه جنگل داره و بهش یه سری اطلاعات میده که اعتماد اسپروسو جلب کنه. بهش میگه کیتایا نمیخواد منتظر تو بشه تا بری شینتا رو آزاد کنی بعد جادوی متقابل رو باطل کنه بلکه به زودی شارلی رو با یه گروه میفرسته دنبال پیدا کردن کتیبه
    چرا کیتایا این کارو میکنه: چون میخواد دشمنانش که باسمن ها و جبهه متحدن همدیگه رو تضعیف کنن بنابرابن نمیخواد هیچ کدومشون با کتیبه به اون یکی ارجح بشن
    چرا شارلی این کارو میکنه: چون میخواد خودشو ثابت کنه و انتقام تحقیرهاشو بگیره
    اسپروس میره سیلورپاین و تایگریس رو مامور میکنه مخفیانه بره و شینتا رو فراری بده. تایگریس این کارو میکنه و شینتا رو میارن و تحویل آکوییلا میدن. آکوییلا شینتا رو قبل تحویل زخمی میکنه بعد تحویل میده چون میخواد انتقام اشغال سیلورپاین رو بگیره و میخواد تکاما رو عصبانی کنه بعد میره سراغ کیتایا
    تو یه تقابل با کیتایا، کیتایا رو میکشه و چون هیچ کیتایای دیگه ای برای انتقال قدرت وجود نداره با مردن کیتایا جادوهایی که ایجاد کرده بود از بین میره
    ریپولسی دنبال شارلی رفته بود و تعقیبشون کرده بود وقتی جادوهای محافظ کتیبه توسط شارلی باطل میشه و وقتی شارلی میخواد کتیبه رو برداره، ریپولسی که دستور داره هروقتی که قرار شد دست کسی به کتیبه بخوره اون شخص رو بکشه، اونو میکشه. اینجا قراره ریپولسی تحت هیچ شرایطی نذاره کسی کتیبه رو برداره
    تکاما هم بعد از تحویل گرفتن پسرش تصمیم میگره برای پر کردن جای خالی شینتا و ناکامورا، خودش وارد جنگ بشه
    اسپروس و آکوییلا میرن ریورزلند که کتیبه رو بردارن ولی مورد حمله مردان بی سرزمین قرار میگیرن اسپروس کشته میشه آکوییلا کتیبه رو میبره بده به جبهه متحد

    مردان بی سرزمین از طریق جادو میفهمن که اتفاقاتی داره میوفته و بانوی سفید کشته شده و کتیبه برداشته شده واسه همین انگیزه حمله به اسپروس و آکوییلا رو دارن

    این ایده به نظرم یکم پیچیده هست و برای توضیح بعضی از جاهاش به قسمت های زیادی احتیاج هست و از طرفی رفت و آمد های وقت گیر هم زیاد داره که روند داستان اصلی باید منتظرشون بمونه

    چیزهای مثبت باحالی هم داره که می شه با ایده ی فرک تلفیقش کرد

    مثلا اومدن تکاما، من بازم فکر می کنم که اسپروس قبل از برگشتن یا مردن باید کاری کنه که کتیبه ی آخر هیچ وقت پیدا نشه

    پیشنهاد من اینه که شینتا هم زنده نمونه، مثلا ارتشش برای نجاتش شبیخون بزنن و نگهباناش وقتی مطمئن می شن که نمی تونن شبیخون رو دفع کنن بکشنش.

  • ۱۲:۳۲   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش :
    نوشان :

    سناریوی من اینه:
    آکوییلا به خاطر بازی ای که خورده و حقارتی که از سمت شینتا و باسمن ها تحمل کرده، ظاهرا پذیرفته با کیتایا همکاری کنه اما در خفا تصمیم میگیره با اسپروس متحد بشه . بنابراین با اسپروس ملاقات مخفیانه در حاشیه جنگل داره و بهش یه سری اطلاعات میده که اعتماد اسپروسو جلب کنه. بهش میگه کیتایا نمیخواد منتظر تو بشه تا بری شینتا رو آزاد کنی بعد جادوی متقابل رو باطل کنه بلکه به زودی شارلی رو با یه گروه میفرسته دنبال پیدا کردن کتیبه
    چرا کیتایا این کارو میکنه: چون میخواد دشمنانش که باسمن ها و جبهه متحدن همدیگه رو تضعیف کنن بنابرابن نمیخواد هیچ کدومشون با کتیبه به اون یکی ارجح بشن
    چرا شارلی این کارو میکنه: چون میخواد خودشو ثابت کنه و انتقام تحقیرهاشو بگیره
    اسپروس میره سیلورپاین و تایگریس رو مامور میکنه مخفیانه بره و شینتا رو فراری بده. تایگریس این کارو میکنه و شینتا رو میارن و تحویل آکوییلا میدن. آکوییلا شینتا رو قبل تحویل زخمی میکنه بعد تحویل میده چون میخواد انتقام اشغال سیلورپاین رو بگیره و میخواد تکاما رو عصبانی کنه بعد میره سراغ کیتایا
    تو یه تقابل با کیتایا، کیتایا رو میکشه و چون هیچ کیتایای دیگه ای برای انتقال قدرت وجود نداره با مردن کیتایا جادوهایی که ایجاد کرده بود از بین میره
    ریپولسی دنبال شارلی رفته بود و تعقیبشون کرده بود وقتی جادوهای محافظ کتیبه توسط شارلی باطل میشه و وقتی شارلی میخواد کتیبه رو برداره، ریپولسی که دستور داره هروقتی که قرار شد دست کسی به کتیبه بخوره اون شخص رو بکشه، اونو میکشه. اینجا قراره ریپولسی تحت هیچ شرایطی نذاره کسی کتیبه رو برداره
    تکاما هم بعد از تحویل گرفتن پسرش تصمیم میگره برای پر کردن جای خالی شینتا و ناکامورا، خودش وارد جنگ بشه
    اسپروس و آکوییلا میرن ریورزلند که کتیبه رو بردارن ولی مورد حمله مردان بی سرزمین قرار میگیرن اسپروس کشته میشه آکوییلا کتیبه رو میبره بده به جبهه متحد

    مردان بی سرزمین از طریق جادو میفهمن که اتفاقاتی داره میوفته و بانوی سفید کشته شده و کتیبه برداشته شده واسه همین انگیزه حمله به اسپروس و آکوییلا رو دارن

    این ایده به نظرم یکم پیچیده هست و برای توضیح بعضی از جاهاش به قسمت های زیادی احتیاج هست و از طرفی رفت و آمد های وقت گیر هم زیاد داره که روند داستان اصلی باید منتظرشون بمونه

    چیزهای مثبت باحالی هم داره که می شه با ایده ی فرک تلفیقش کرد

    مثلا اومدن تکاما، من بازم فکر می کنم که اسپروس قبل از برگشتن یا مردن باید کاری کنه که کتیبه ی آخر هیچ وقت پیدا نشه

    پیشنهاد من اینه که شینتا هم زنده نمونه، مثلا ارتشش برای نجاتش شبیخون بزنن و نگهباناش وقتی مطمئن می شن که نمی تونن شبیخون رو دفع کنن بکشنش.

    ارتش شینتا تو آرازه خودش تو مینرال نمیشه شبیخون زد

  • ۱۲:۳۵   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :
    مهرنوش :
    نوشان :

    سناریوی من اینه:
    آکوییلا به خاطر بازی ای که خورده و حقارتی که از سمت شینتا و باسمن ها تحمل کرده، ظاهرا پذیرفته با کیتایا همکاری کنه اما در خفا تصمیم میگیره با اسپروس متحد بشه . بنابراین با اسپروس ملاقات مخفیانه در حاشیه جنگل داره و بهش یه سری اطلاعات میده که اعتماد اسپروسو جلب کنه. بهش میگه کیتایا نمیخواد منتظر تو بشه تا بری شینتا رو آزاد کنی بعد جادوی متقابل رو باطل کنه بلکه به زودی شارلی رو با یه گروه میفرسته دنبال پیدا کردن کتیبه
    چرا کیتایا این کارو میکنه: چون میخواد دشمنانش که باسمن ها و جبهه متحدن همدیگه رو تضعیف کنن بنابرابن نمیخواد هیچ کدومشون با کتیبه به اون یکی ارجح بشن
    چرا شارلی این کارو میکنه: چون میخواد خودشو ثابت کنه و انتقام تحقیرهاشو بگیره
    اسپروس میره سیلورپاین و تایگریس رو مامور میکنه مخفیانه بره و شینتا رو فراری بده. تایگریس این کارو میکنه و شینتا رو میارن و تحویل آکوییلا میدن. آکوییلا شینتا رو قبل تحویل زخمی میکنه بعد تحویل میده چون میخواد انتقام اشغال سیلورپاین رو بگیره و میخواد تکاما رو عصبانی کنه بعد میره سراغ کیتایا
    تو یه تقابل با کیتایا، کیتایا رو میکشه و چون هیچ کیتایای دیگه ای برای انتقال قدرت وجود نداره با مردن کیتایا جادوهایی که ایجاد کرده بود از بین میره
    ریپولسی دنبال شارلی رفته بود و تعقیبشون کرده بود وقتی جادوهای محافظ کتیبه توسط شارلی باطل میشه و وقتی شارلی میخواد کتیبه رو برداره، ریپولسی که دستور داره هروقتی که قرار شد دست کسی به کتیبه بخوره اون شخص رو بکشه، اونو میکشه. اینجا قراره ریپولسی تحت هیچ شرایطی نذاره کسی کتیبه رو برداره
    تکاما هم بعد از تحویل گرفتن پسرش تصمیم میگره برای پر کردن جای خالی شینتا و ناکامورا، خودش وارد جنگ بشه
    اسپروس و آکوییلا میرن ریورزلند که کتیبه رو بردارن ولی مورد حمله مردان بی سرزمین قرار میگیرن اسپروس کشته میشه آکوییلا کتیبه رو میبره بده به جبهه متحد

    مردان بی سرزمین از طریق جادو میفهمن که اتفاقاتی داره میوفته و بانوی سفید کشته شده و کتیبه برداشته شده واسه همین انگیزه حمله به اسپروس و آکوییلا رو دارن

    این ایده به نظرم یکم پیچیده هست و برای توضیح بعضی از جاهاش به قسمت های زیادی احتیاج هست و از طرفی رفت و آمد های وقت گیر هم زیاد داره که روند داستان اصلی باید منتظرشون بمونه

    چیزهای مثبت باحالی هم داره که می شه با ایده ی فرک تلفیقش کرد

    مثلا اومدن تکاما، من بازم فکر می کنم که اسپروس قبل از برگشتن یا مردن باید کاری کنه که کتیبه ی آخر هیچ وقت پیدا نشه

    پیشنهاد من اینه که شینتا هم زنده نمونه، مثلا ارتشش برای نجاتش شبیخون بزنن و نگهباناش وقتی مطمئن می شن که نمی تونن شبیخون رو دفع کنن بکشنش.

    ارتش شینتا تو آرازه خودش تو مینرال نمیشه شبیخون زد

    اینو فی البداهه گفتم، آره حق با توئه، منظورم این بود که یه داستانی برای کشته شدن شینتا درست کنیم.

    می تونیم روش کار کنیم.

  • ۱۲:۳۶   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش :
    فرک (Ferak) :چیزایی که با نوشان به توافق رسیدیم:
    کیتایاها در طی تاریخ دارای یک ایدءولوژی بودن که این کیتایا میخواد اونو جهانشمول کنه(در مورد ایدءولوژی بعدا ایده میدیم)به همین خاطر میخواد قدرت رو در دست بگیره و میخواد چند تا نماینده بذاره که اونا فرمانروایی کنن و زیر نظر ایشون و قدرت اصلی خودش باشه.
    پس انگیزه اش اینه که همه این اقلیم ها به جون هم بیفتن و تا اونجا که میشه قدرتشون کاهش پیدا کنه و باسمن ها شکست بخورن و خودش توی باسمن قدرت رو با بروبچش داشته باشه و توی قاره نوین آکوییلا و تسوکا نوچه هاش باشن. شینتا رو بده به تکاما توسط آکوییلا و با ین خودشیرینی انگار آکوییلا به دم و دستگاه پناه آورده ولی در واقع جاسوس باشه و بعدا خواسته کیتایا رو در جهت نابودی اونها عملی کنه.

    با این قسمت که اصلا موافق نیستم! اصولا با هر چیزی که اصلالت رو از باسمن ها و قاره ی نوین بگیره مخالفم

    می تونیم بگیم ایدش این بوده حالا که بلند پروازی تکاما کل دنیا رو به جنگ کشیده و همه ی طرف های درگیر در حال تضعبف شدن هستن، فرصت رو مناسب دیده که وارد جنگ قدرت بشه و ایدیولوژی خودشون که حاکمیت بر دنیا بود رو عملی کنه( ولی معلوم می شه که خیلی خامه و این بلند پروازیش باعث نابودی سلسله ی کیتایاها می شه.

    اینکه همه چیز نقشه ی جادوگرهاست و آدم ها همه آلت دست اونها شدن اصلا به نفع داستان نیست.

    منم دقیقا همینو گفتم. نمیدونم چی برداشت کردی که اینو نوشتی

    اما خب پس اوکیه

  • ۱۲:۴۷   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش :
    فرک (Ferak) :خب پیشنهاد من:
    لابر در صحرای ساهارا به علت وخامت اوضاع و خونریزی شدید می میره
    کیتایا یه چیزی توی مایه های شیشه اژدها به اسپروس میده که با وجود اینکه یک دست و تنهاست بتونه مامویت رو انجام بده
    اسپروس قراره بره شینتا رو نجات بده بیاره بده به آکوییلا که اونم ببره بده به تکاما، پس کیتایا و شارلی و اسپروس تا یه جاهایی توی قاره نوین با هم میان و از یه جایی اسپروس جدا میشه بره دنبال مامویت خودش اما از اونجا که اسپروس با این کار مخالف بوده یعنی برداشتن کتیبه قبل از باطل شدن جادو پس تصمیم میگیره انتحاری کنه و کیتایا رو با همون چیز قوی و جادویی بکشه،
    برای برداشتن کتیبه بدون داشتن آدرس یعنی به روش دارک اسلو به نیروی کیتایا و بانوی سپید با هم نیاز هست و این دلیلی هست که کیتایا بانوی سپید رو آموزش داده.
    وقتی کیتایا و شارلی در حال برداشتن کتیبه هستن اسپروس کیتایا رو می کشه و توسط نفرات کیتایا یا خود شارلی کشته میشه. شارلی که عصبانیه سعی می کنه به تنهایی کتیبه رو برداره که بدون کیتایا نمیشه و ناتارها می کشنش
    اسپروس قبل از اینکه از باسمن برن به آکوییلا میگه به زودی خبری از سمت من دریافت می کنی که ماموریت تو رو تغییر میده و همون موقع تصمیم داشته اونو جانشین خودش کنه و واسه اسپارک نوشته/حالا روی این بخش اصرار ندارم اما خودم خیلی دوست داشتم آکوییلا نقش اول مثبت بشه /
    و اینجوری اسپروس ناجی میشه و خداشو فدا می کنه.
    کلیت چطوره؟
    ایرادات؟
    شما نظر دیگه ای دارید؟
    کلا ؟

    8 8 8

    واااااای اصلا اینو انگار مهرنوش نوشته! چقدر من خوشم میاد از این همه هیجان و عوض شدن جایگاه ها!

    خیلی عالی بود، البته اگر با دقت ببینیم می شه باگ هایی توش پیدا کرد ولی با همفکری قابل حله

    اینکه آکوییلا بعد از اینهمه خیانت و بعد تحقیر و بیچارگی و دیدن اشغال شدن کشورش و خیانت خارجی ها و تلاش اسپروس به خودش اومده باشه خیلی باور پذیره

    خوشمان آمد 4 18

    خوشحال شدم که خوشت اومد و هیجان انگیز دیدیش چون خودم هم فکر می کردم هیجان انگیزه ولی به نوشان گفتم خوشش نیومد

  • ۱۲:۴۹   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    سلام بچه ها منم اومدم و خوندم صحبت ها رو.
    منم با ایده ای که توافق کردید و فرک نوشته موافقم. خیلی باحاله. یه جاهای باحالی هم توی اون یکی ایده هست که نوشان نوشته که اونا رو هم باید بهش اضافه کنیم و تلفیق کنیم.
    مثل کشته شدن شینتا و اومدن شخص تکاما توی جنگ. از دسترس خارج شدن کتیبه و اینجور چیزا.
  • ۱۲:۴۹   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    نوشان :

    سناریوی من اینه:
    آکوییلا به خاطر بازی ای که خورده و حقارتی که از سمت شینتا و باسمن ها تحمل کرده، ظاهرا پذیرفته با کیتایا همکاری کنه اما در خفا تصمیم میگیره با اسپروس متحد بشه . بنابراین با اسپروس ملاقات مخفیانه در حاشیه جنگل داره و بهش یه سری اطلاعات میده که اعتماد اسپروسو جلب کنه. بهش میگه کیتایا نمیخواد منتظر تو بشه تا بری شینتا رو آزاد کنی بعد جادوی متقابل رو باطل کنه بلکه به زودی شارلی رو با یه گروه میفرسته دنبال پیدا کردن کتیبه
    چرا کیتایا این کارو میکنه: چون میخواد دشمنانش که باسمن ها و جبهه متحدن همدیگه رو تضعیف کنن بنابرابن نمیخواد هیچ کدومشون با کتیبه به اون یکی ارجح بشن
    چرا شارلی این کارو میکنه: چون میخواد خودشو ثابت کنه و انتقام تحقیرهاشو بگیره
    اسپروس میره سیلورپاین و تایگریس رو مامور میکنه مخفیانه بره و شینتا رو فراری بده. تایگریس این کارو میکنه و شینتا رو میارن و تحویل آکوییلا میدن. آکوییلا شینتا رو قبل تحویل زخمی میکنه بعد تحویل میده چون میخواد انتقام اشغال سیلورپاین رو بگیره و میخواد تکاما رو عصبانی کنه بعد میره سراغ کیتایا
    تو یه تقابل با کیتایا، کیتایا رو میکشه و چون هیچ کیتایای دیگه ای برای انتقال قدرت وجود نداره با مردن کیتایا جادوهایی که ایجاد کرده بود از بین میره
    ریپولسی دنبال شارلی رفته بود و تعقیبشون کرده بود وقتی جادوهای محافظ کتیبه توسط شارلی باطل میشه و وقتی شارلی میخواد کتیبه رو برداره، ریپولسی که دستور داره هروقتی که قرار شد دست کسی به کتیبه بخوره اون شخص رو بکشه، اونو میکشه. اینجا قراره ریپولسی تحت هیچ شرایطی نذاره کسی کتیبه رو برداره
    تکاما هم بعد از تحویل گرفتن پسرش تصمیم میگره برای پر کردن جای خالی شینتا و ناکامورا، خودش وارد جنگ بشه
    اسپروس و آکوییلا میرن ریورزلند که کتیبه رو بردارن ولی مورد حمله مردان بی سرزمین قرار میگیرن اسپروس کشته میشه آکوییلا کتیبه رو میبره بده به جبهه متحد

    مردان بی سرزمین از طریق جادو میفهمن که اتفاقاتی داره میوفته و بانوی سفید کشته شده و کتیبه برداشته شده واسه همین انگیزه حمله به اسپروس و آکوییلا رو دارن

    نوشان من فکر می کنم این خیلی بزرگتر از یک داستان فرعیه ولی چیزی که من پیشنهاد دادم رو میتونی توی یک قسمت بنویسی

  • ۱۲:۵۱   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    بهزاد لابی :سلام بچه ها منم اومدم و خوندم صحبت ها رو.
    منم با ایده ای که توافق کردید و فرک نوشته موافقم. خیلی باحاله. یه جاهای باحالی هم توی اون یکی ایده هست که نوشان نوشته که اونا رو هم باید بهش اضافه کنیم و تلفیق کنیم.
    مثل کشته شدن شینتا و اومدن شخص تکاما توی جنگ. از دسترس خارج شدن کتیبه و اینجور چیزا.

    آره به نظرم ورود تکاما به صحنه میتونه خیلی رعب انگیز و باحال باشه

  • ۱۲:۵۷   ۱۳۹۹/۱۲/۱۹
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    ببین فرک من تو خصوصی هم گفتم الانم رو حرفم هستم من نمیتونم داستانی که باهاش ارتباط نکردم رو بنویسم. نه من هیچ کدومتون نمیتونین بنویسید. حالا این تلفیقی که پیشنهاد میدین رو انجام بدین و تو نوشتنش هم مشارکت کنید هر کدوم یه بخشیشو بنویسیم
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان