بهزاد لابی :
NE DA :
بهزاااد،بخدا دله منم خیلی براتون تنگ میشه ولی چیکار کنم خیلی درگیرم،گاهی اوقات خودمم خسته میشم ،ولی دیگه چیکار کنم .
عههه.نوش جونت خو الان تعریف کن

مرمری کجاست ؟ خبرشو دارین ؟؟؟

سلام ندا. بابا خیلی کم پیدایی آدم یادش میره دفعه قبل چی گفته بودیم. ببین رفتم با چندتا از دوستام تی نان تی کباب. 6 نفر بودیم. گفتیم 6 تا باقالی قاتق بیار و 3 تا میرزاقاسمی. خانمه نوشت و اومد بره، گفتیم کجا!؟ غذا چی؟
گفت بفرمایید. گفتیم یه اوزون برون و یه فیله کباب. نوشت اومد بره! گفتیم کجا؟! این برای دو نفر بود که!
گفت به خدا نمیتونید بخورید! گفتیم تو چیکار داری یه برگ و یه سوف هم بنویس. نوشت واقعا باز رفت! گفتیم کجا اینم دوتا بود، دو تا دیگه مونده!! گفت به خدا همه ش میمونه! گفتیم کاریت نباشه موند میبریم یه سوف و یه برگ هم بنویس.
جات خالی تا قطره آخر همه رو خوریدم. کسی که سفارش گرفته بود چشماش هشتا شده بود 

کوفتتون بشه
حالا نمیشد ماه رمضونی حرف از غذا نزنی؟ البته از این غذاهایی که تو اسم بردی من فقط میرزا قاسمیشو خوردم اما به نظر میاد همشون خوشمزه ن 
همینجوری همه چیزو بلعیدی که 500 کیلو شدی دیگه . فردا پس پردا باید با تریلی بیان دنبالت ببرنت ماه عسل 