خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    دل ، آلزایمر نمی گیرد
    قیصر امین پور چه زیبا گفت :
    مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ،
    ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :
    "ببخشید"
    ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ
    ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ :
    " ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
    مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ
    ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
    مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ
    ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ :
    "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ"
    با ﮔﻔﺘﻦ "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ" ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ ؟
    چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ ؟
    گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
    کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ ، نیست.
    گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،
    ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ
    ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ،
    انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ....
    شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ،
    ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ ...
    آدمها را بفهمید ،
    دل ، آلزایمر نمی گیرد ...
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    نه آرامشت را
    به چشمـﮯ وابسته كن،
    نه دستت را
    به گرماے دستـﮯ
    دِلـــــــــــــــــــخُــوش"
    چشمها بسته ميشوند و
    دستــها مشت ميشوند...
    و تو مـﮯمانـﮯ و
    يك
    دنــــــــيا
    تــــــــــنهائي...

    از من نرنــــــــــج…
    نه مغــــــرورم نه بی احســـــاس…
    فقط خســــته ام…
    خسته از اعتــــــمادی بیــــجا!
    برای همین قفلی محکم بر دل زده ام"
  • ۱۵:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    قهوه خوشمزه است …
    خوشمزگی اش ،
    به همان تلخ بودنش است ،
    وقتی میخوریم تلخی اش را تحویل نمی گیریم ،
    اما
    می گوییم چسبید …!
    زندگی هم روزهای تلخش بد نیست ،
    مثل قهوه می ماند …!
    تلخ است
    اما
    لذت بخش …
    تلخی هایش را تحویل نگیر …
    بخند و بگو عجب طعمـــی !


  • ۱۵:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    حسین منزوی

    شبم به نیمه رسید و صدای او نرسید
    حریف صحبتم امشب، به گفت و گو نرسید

    نسیم و سیم ، عقیم اند ، از امید و نوید
    که آن صدای خوش امشب ز هیچ سو نرسید

    ندای زنگ نمی خواندم به گفت و شنود
    چه شد که دیگرم آن پیک مژده گو نرسید؟

    به نیمه راه شکفتن ، دریغ از آن غنچه
    که گل نگشته خزان شد، به رنگ و بو نرسید

    به موج پر زدنش می تپد دلم ، کز اوج
    پرنده وار ِ من امشب ، چرا فرو نرسید؟

    درخت وسوسه، بارآوری نکرد مگر؟
    که دست های من امشب به سیب او نرسید

    صدای جاری غمخواری اش که روح مرا
    به آب زمزمه می داد، شست و شو نرسید

    دوباره می کشدم دل به دوزخ آشامی
    که آن فرشته صدای ِ بهشت خو نرسید

    بسا شبا که به دیدار دور رفت ، دلم
    هنوز نوبت دیدار روبرو نرسید ؟

    چنان به خیره سری، بست بغض، راه نفس
    که گریه های من از سینه تا گلو نرسید

    دلم به سنگ هزار یکم شکست آخر
    هزار بارم اگر سنگ بر سبو نرسید

    به روز معجزه گل داد نی ، ولی افسوس،
    شب شکفتنت ای باغ آرزو نرسید؟
  • ۱۵:۳۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گله هارابگذار!
    ناله هارابس كن!
    روزگارگوش ندارد كه تو هي شِكوه كني!
    زندگي چشم ندارد كه ببيند اخم دلتنگِ تو را...
    فرصتي نيست كه صرف گله وناله شود!
    تابجنبيم تمام است تمام!!
    تابستان را ديدي كه به برهم زدن چشم گذشت....
    ياهمين سال جديد!!
    بازكم مانده به عيد!!
    اين شتاب عمراست ...
    من وتوباورمان نيست كه نيست!!
    ***زندگي گاه به كام است و بس است؛
    زندگي گاه به نام است و كم است؛
    زندگي گاه به دام است و غم است؛
    چه به كام و
    چه به نام و
    چه به دام...
    زندگي معركه همت ماست...زندگي ميگذرد...

    زندگي گاه به نان است و كفايت بكند؛
    زندگي گاه به جان است و جفايت بكند‌؛
    زندگي گاه به آن است و رهايت بكند؛
    چه به نان
    و چه به جان
    و چه به آن...
    زندگي صحنه بي تابي ماست...زندگي ميگذرد...

    زندگي گاه به راز است و ملامت بدهد؛
    زندگي گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
    زندگي گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
    چه به راز
    و چه به ساز
    و چه به ناز...
    زندگي لحظه بيداري ماست...زندگي ميگذرد...
  • leftPublish
  • ۱۹:۵۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺕ ﺑﺎ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ

    ﺑﯽ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﯼ ﺑﺎ ﻏﻢ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ

    ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭ ﻓﺮﺩﺍﯾﺖ ﻣﺮﺍ ﭘﺎﺑﻨﺪ ﮐﺮﺩ

    ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﺏ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﺜﻞ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ

    ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﻭﻗﺖ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺟﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ

    ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﮑﺲ ﻫﺎﯼ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ

    ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻧﻢ ﻧﻢ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺭﮔﺒﺎﺭ ﻭ ﺳﯿﻞ

    ﺑﺎ ﺗﻮ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﺕ ﺍﯼ ﺍﺑﺮ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ

    ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ...

    ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻓﻆ ﺑﺎ ﻏﻢ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ ..
  • ۲۰:۰۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عاقبت فاصله افتاد میان من و تو
    اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو

    قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم
    قهوه شد تلخ تر از تلخی جان من و تو

    موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید
    صف کشیدند دقایق به زیان من و تو

    دیگری آمد و بین من و تو جای گرفت
    تا فراموش شود نام و نشان من و تو

    فکر ما بود بسازیم جهانی با هم
    گر چه پاشید و فرو ریخت جهان من وتو
  • ۲۰:۰۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    "تقدیر "را بهانه نکن!، حرف کهنه ای ست.
    بین من و تو به اینسان چه صحبت است؟

    گیرم که بازی خود را تو برده ای ،
    ولی
    این آسیابِ عجیبِ زمانه به نوبت است.
  • ۲۰:۱۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مُشک را گفتند:

    ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،

    ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ

    ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮش ات ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.

    ﮔﻔﺖ:

    ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍم،

    ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!

    #مولانا
  • ۲۰:۱۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نیم بی‌تو دمی بی‌غم، کجایی؟
    ندارم بی‌تو دل خرم، کجایی؟

    به بویت زنده‌ام هر جا که هستی
    به رویت آرزومندم، کجایی؟

    نیایی نزد این رنجور یک دم
    نپرسی حال این درهم، کجایی؟

    چو روی تو نبینم هر سحرگاه
    بنالم زار: کای همدم، کجایی؟

    ز من هر دم برآید ناله و آه
    چو یاد آید رخت هر دم، کجایی؟

    درآ شاد از درم: کز آرزویت
    به جان آمد دل پر غم، کجایی؟

    عراقی
  • leftPublish
  • ۲۰:۱۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حال من و تو
    حال عقربه های ساعتی است
    که مدام از پی هم می دوند
    تا شاید
    مگر معجزه ای شود و ساعتی یکبار
    یکدگر را در آغوش کشند
    هر چند برای لحظه ای
    لحظه ای هرچند کوتاه
    اما فراموش نشدنی
    از همان لحظه ها
    که نمیتوان از کنارشان گذشت
    به همین سادگی ها
    .
    دویدن و نرسیدن
    سهم من بود و تو بود و آن دو عقربه
    .
    کاش یا عشق عقربه ها جور دیگری بود
    یا عشق من و تو
    و یا این سرنوشت لعنتی
    که کسی برای نوشتنش سوالی از من و تو نکرد
    .
    اینگونه یا ساعت از حرکت باز می ایستاد
    یا این روزگار لعنتی
    و یا این تکاپوی رسیدن را
    شیرینی وصل پایان می داد ..


    #عادل_دانتیسم
  • ۲۰:۱۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حرف‌های ما هنوز ناتمام ....

    تا نگاه می‌کنی :
    وقت رفتن است

    باز هم همان حکایت همیشگی!

    پیش از آن‌که با خبر شوی
    لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود

    آی .....
    ای دریغ و حسرت همیشگی

    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می‌شود!
  • ۲۰:۱۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نم نمک دارم به تو احساس پیدا می کنم

    هی ورق بر می زنم هی آس پیدا می کنم

    چشم های گرد و شیرینی که دل را می برد

    من درون چشم تو گیلاس پیدا می کنم

    هیچ حسی در جهان زیباتر از این نیست که

    من به اسم کوچکت وسواس پیدا می کنم

    در نمازم فکر می کردم به زیبایی تو

    کافرم کردی بیا اخلاص پیدا می کنم

    فرض کن من باشم و تو در کنار زنده رود

    وای بانو...می روم عکاس پیدا می کنم

    خوب گشتم هیچ سنگی لایق دستت نبود

    صبر کن من عاقبت الماس پیدا می کنم
  • ۲۰:۱۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آمار تو را دیشب از اوقاف گرفتم



    گفتند که چندین نفری وقف تو هستند
  • ۲۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا
    وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا

    شربت من ز کف یار الم بود، الم
    قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا

    سکه عشق زدن محض غلط بود ، غلط
    عاشق ترک شدن عین خطا بود، خطا

    یار خوبان ستم پیشه گران بود ، گران
    کار عشاق جگر خسته دعا بود، دعا

    همه شب حاصل احباب فغان بود، فغان
    همه جا شاهد احوال خدا بود، خدا

    اشک ما نسخهٔ صد رشته گهر بود، گهر
    درد ما مایهٔ صد گونه دوا بود، دوا

    نفس ما از مدد عشق قوی بود، قوی
    سر ما در ره معشوق فدا بود، فدا

    دعوی پیر خرابات به حق بود، به حق
    عمل شیخ مناجات ریا بود، ریا

    هر که جز مهر تو اندوخت هوس بود، هوس
    آن که جز عشق تو ورزید هوا بود، هوا

    هر ستم کز تو کشیدیم کرم بود،کرم
    هر خطا کز تو به ما رفت عطا بود، عطا

    زخم کاری زفراق تو به جان بود، به جان
    جان سپاری به وصال تو به جا بود، بجا

    در همه عمر فروغی به طلب بود، طلب
    در همه حال وجودش به رجا بود، رجا

    #فروغی_بسطامی
  • ۲۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    پای صندوق دلت باز که دستت لرزید...

    شهره ی شهر تو من بودم و او شورا شد...



    #رسول_مختاری_پور
  • ۲۰:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ !..
    ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮﯾﯽ, ﻓﻘﻂ
    ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ!
    ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺳﺨﻨﺎﻥِ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ
    ﺳﺒﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ .
    ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺩﺍﺭ، ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯽ
    ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﺪ ...
    ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﭼﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﺁﻭﺍﺭِ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺁﻣﺪ، ﮐﺴﯽ ﺭﺍ
    ﻣﻘﺼﺮ ﻧﮑﻦ, ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﺍ، ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﺑﯽ !
    ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺲِ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ, ﺳﮑﻮﺕ
    ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ, ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﺖ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﺩﺭﺳﺖ
    ﺑﮕﯿﺮﺩ .
    ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ " ﺳﮑﻮﺕ" ﭘﺎﺳﺦِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎﺳﺖ...
  • ۲۰:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب
    زیر این سقف سیاه
    که به زیبایی دل تنهای تو باشد
    پنجره هایش از عشق
    سقفش از عطر بهار
    رنگ دیوار اتاقش گل یاس
    عکس لبخند تو را می کوبم
    روی ایوان حیاط
    تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم
    همه ی دلخوشی ام بودن توست
    وچراغ شب تنهایی من
    نور چشمان تو است
    کاشکی در سبد احساسم
    شاخه ای باران بود
    عطر آن را با عشق
    توشه راه گل قاصدکی می کردم
    که به تنهایی تو سربزند
    تو به من نزدیکی وخودت می دانی
    شبنم یخ زده چشمانم
    در زمستان سکوت
    گرمی دست تو را می طلبید...!
  • ۲۰:۲۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با تمام شهر جورم با تو جور دیگرم
    با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم

    آه در ﺭفتارهايم خوب اگر دقت كني
    تاﺯه می فهمي که از هر عاشقی عاشقترم

    بس که نازل می شود آیات چشمانت به من
    با چنین دینی برای ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ پیغمبرم

    پادشاهی می کنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو
    در چنین جولانگهی فرمانده ای نام آورم

    داده ام موسی که با ترفند بسپارد به نیل
    تانگردد عاشق چشمان مستت لشکرم

    هرچه گفتم دوستت دارم ندا آمد کم است
    نه، نگنجد اين همه زيبايي ات در باورم
  • ۲۰:۲۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای که می پرسی نشان عشق چیست
    عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.
    عشق یعنی مشکلی اسان کنی
    دردی از در مانده ای درمان کنی.
    در میان این همه غوغا و شر
    عشق یعنی کاهش رنج بشر
    عشق یعنی گل به جای خار باش
    پل به جای این همه دیوار باش
    عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
    واگذاری اب را ، بر تشنه تر
    عشق یعنی دشت گل کاری شده
    در کویری چشمه ای جاری شده
    عشق یعنی ترش را شیرین کنی
    عشق یعنی نیش را نوشین کنی
    هر کجا عشق اید و ساکن شود
    هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود

    #مولانا
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان