خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۳:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز
    شهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز

    حافظ از حال من سوخته آگاه تر است
    زده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیز

    نیست حتا پر و بالی که به سویت بپرم
    آسمان بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز

    کیمیایی و من خسته مسی ناچیزم
    به سر کوی توام دسترسی نیست عزیز

    قلب بیمار مرا عشق شما درمان است
    غیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیز...
  • ۱۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو رفته‌ای از دست، دستم بند ِجایی نیست
    من رفته‌ام از دست، امّید شفایی نیست

    کشتی سرگردان طوفان دیده‌ای هستم
    بعد از تو طوفان هست اما ناخدایی نیست

    تو مانده‌ای آن سو و من این سو، میان ِما
    نیلی خروشان است و اعجاز عصایی نیست

    برف فراموشی چنان باریده بر ذهنت
    انگار از من هیچ جایی، ردّپایی نیست

    اما برایت باز هر شب شعر خواهم گفت
    قلبی که ناآرام شد، رام ِجدایی نیست...

    "سجاد رشیدی پور"
  • ۱۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در دلم نفرین و بر لب آفرین دارم ولی ...

    ماجرا بین لب و دندان بماند بهتر است

    بی سلامی آمدی ، پس بی خداحافظ برو

    عشق بی آغاز، بی پایان بماند بهتر است!
  • ۱۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اگر کسی مرا خواست

    بگویید: رفته باران ها را تماشا کند.

    و اگر اصرار کرد،

    بگویید: برای دیدن طوفان ها
    رفته است!

    و اگر باز هم سماجت کرد،

    بگویید:

    رفته است تا دیگر بازنگردد...



    بیژن جلالی
  • ۱۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باران
    و باران
    و باران
    چه لذتي دارد
    پرواز تا اوج دلدادگي
    دست در دستان تو
    آسمان از زمين كام بگيرد
    و من از تو
  • leftPublish
  • ۱۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خیلی
    سخته
    یکیو
    به اندازه ی
    وجودت
    دوست
    داشته
    باشی
    بعدش
    با تمام
    توانت
    بخوای
    فراموشش
    کنی!
  • ۱۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
    دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود

    باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد
    گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود

    باده او همدل من بام فلک منزل من
    گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود

    دل نشناسم چه بود جان و بدن تا برود
    غم نخورم غم نخورم غم نخورم تا چه شود

    #مولانا
  • ۱۳:۳۲   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باز، ای الهه ناز، با دل من بساز
    کین غم جانگداز، برود ز برم
    گر، دل من نیاسود، از گناه تو بود
    بیا تا ز سر گنهت گذرم

    باز، می‌کنم دست یاری، بسویت دراز
    بیا تا غم خود را، با راز و نیاز، ز خاطر ببرم
    گر، نکند تیر خشمت، دلم را، هدف
    بخدا همچون مرغ پرشور و شعف، به‌سویت بپرم

    آنکه او به غمت دل بندد چون من کیست
    ناز تو، بیش از این بهر چیست
    تو اله ی نازی، در بزمم بنشین
    من تورا وفادارم، بیا که جز این، نباشد هنرم

    این همه بی‌وفایی، ندارد ثمر
    بخدا اگر از من، نگیری خبر، نیابی اثرم
    الهه ناز استاد بنان
  • ۱۳:۳۲   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بیا ساقی!
    بزن سازی!
    برقصانم!
    چونان چرخی! بگردانم ،
    سرم غوغاست. ... بفهمانم!
    دلم شیداست! ... مرنجانم!
    من! آن جانم! ، که جانم ، می فروشم. ...!
    پی الهامی از وحی و سروشم ، ...

    سروش آمد ،... ، به جانم عشق درافتاد.
    خروش آمد ،...، در این خم جوشش افتاد ،!
    جوشش عشقی است ؛ که در دل می خروشد.
    از خم وحدت! همی ، می میفروشد. .....
  • ۱۳:۳۲   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به کدام بهانه تحریم شده ام؟؟
    زنگ نمی زنی
    نمی آیی
    از کنارم عبور می کنی...
    امشب بیا
    پنج به علاوه یک شویم
    یعنی من و چای و شعر و تو و نگاهت
    همراه با لبخندی ظریف...
    بیا آشتی کنیم
    تو تحریم را بردار
    و من
    قول می دهم به همان بیست درصد از نگاهت قناعت کنم
    و هرگز
    سمت غنی سازی بوسه ها نروم....
  • leftPublish
  • ۱۳:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با شعرِ تو ، من هفت رنگِ رویِ کاشی می شوم
    در کاخِ زیباییِ تو نقّاش باشی می شوم

    حتماً اگر اندامِ تو الگویِ کار من شود
    من عاشقِ شیرینیِ پیکر تراشی می شوم

    از بویِ گیسوهایِ تو بر رویِ گل هایِ جهان
    هر روز من یک کارگر در عطرپاشی می شوم

    در روزهایِ بی کسی ، دور از حمایت هایِ تو
    یک عاشقِ بی عُرضه یِ بدبختِ ناشی می شوم

    باید بمانی ، لج مکن ، بی نکته هایِ خوب تو
    دور از تمامِ اصل ها ، اهلِ حواشی می شوم
  • ۱۳:۳۹   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با تمام شهر جورم با تو جور دیگرم
    با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم

    آه در ﺭفتارهايم خوب اگر دقت كني
    تاﺯه می فهمي که از هر عاشقی عاشقترم

    بس که نازل می شود آیات چشمانت به من
    با چنین دینی برای ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ پیغمبرم

    پادشاهی می کنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو
    در چنین جولانگهی فرمانده ای نام آورم

    داده ام موسی که با ترفند بسپارد به نیل
    تانگردد عاشق چشمان مستت لشکرم

    هرچه گفتم دوستت دارم ندا آمد کم است
    نه، نگنجد اين همه زيبايي ات در باورم
  • ۱۳:۴۶   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتی :مگر من کیستم؟گفتم : تو؟ دنیای منی
    گفتی : به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی

    گفتی: به امید م نباش ، من یک شب دلخسته ام
    گفتم : نمیدانی مگر امید فردای منی ؟

    گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
    گفتم : تو اما مرهم این قلب تنهای منی

    گفتی : چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
    گفتم : هنوزم در غزل آبی دریای منی

    گفتی : هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
    گفتم :دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی

    گفتی: چه فرقی میکند باشم کنارت یا که نه؟
    گفتم : نمیدانی مگر امروز و فردای منی؟

    گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
    گفتم:که مجنون بوده ام از وقتی لیلای من

    یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال
    گفتی : مگر من کیستم؟ گفتم: تو؟دنیای منی

    قزیشی
  • ۱۳:۴۶   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
    نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

    برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری
    ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

    خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که
    دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

    چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری
    نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

    حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه
    سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست

    شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند
    به دور ِ گردنت شال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

    تصور کن برای ِ عیدهـای ِ رفته دلتنگی
    به دستت کارت پستال ِ کسی باشد که دیگر نیست

    شبیـه ِ ماهی ِ قرمز به روی ِ آب می مانی
    که سین ات هفتمین سال ِ کسی باشد که دیگر نیست

    شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله
    اگر بغضت لگدمال ِ کسی باشد که دیگر نیست

    چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای ِ آن
    الا یا ایها الحال ِ کسی باشد که دیگر نیست

    رسیدن سهم ِ سیب ِ آرزوهایت نخواهد شد
    اگر خوشبختی ات کال ِ کسی باشد که دیگر نیست

    شهراد میدری
  • ۱۳:۴۷   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مثل كوهيم و از اين فاصله هامان چه غم است
    لذت عشق من و تو نرسيدن به هم است

    ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقديريم
    عاشقى كردن ما شرح عدم در عدم است

    مثل يك تابلوى نيمه ى نفرين شده اى
    دست هر كس كه به سوى تو بيايد قلم است

    عشق را پس زدى اى دوست ولى پيش خدا
    هر كه از عشق مبّرا بشود ، متهم است

    مى روى ، دور نرو ، قبل پشيمان شدنت
    فكر برگشتن خود باش و زمانى كه كم است

    قبل رفتن بنشين خاطره اى زنده كنيم
    بنشين چاى بريزم ، بنشين تازه دم
  • ۱۳:۴۸   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    میخواهم
    با دکلمه‌ی آفتاب و
    دشت
    شب شعری بشوم
    پر از واژه‌ی تو...

    تا صد دیوان شعر
    از چشم‌ها و دلتنگی‌هایت
    منتشر کنم...

    عزیز راه دور،
    دلتنگی
    پنجره‌ی کوچکی‌ست
    سمت آبادی تو...

    #شیوا_فرازمند
  • ۱۳:۴۹   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در دل و جان خانه کردی عاقبت
    هر دو را دیوانه کردی عاقبت

    ای ز عشقت عالمی ویران شده
    قصد این ویرانه کردی عاقبت

    من تو را مشغول می‌کردم دلا
    یاد آن افسانه کردی عاقبت

    عشق را بی‌خویش بردی در حرم
    عقل را بیگانه کردی عاقبت

    دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک
    دانه را دردانه کردی عاقبت


    مولانا
  • ۱۳:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
    چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت
    در حالی که گویی ایستاده بودم ،
    چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد
    در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
    دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
    و اگر نخواهد “نمی شود”
  • ۱۳:۵۱   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺗﻮ ﮐﺠﺎ
    ﮐﻮﭼﻪ ﮐﺠﺎ
    ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺯ ﮐﺠﺎ
    ﻣﻦ ﮐﺠﺎ
    ﻋﺸﻖ ﮐﺠﺎ
    ﻃﺎﻗﺖِ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺠﺎ

    ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ
    ﻣﻦِ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻫﯽ
    ﺑﻨﺸﺴﺘﯿﻢ

    ﺗﻮ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻭ
    ﻣﻦِ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻫﯽ

    ﮔُﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﺴﺖ
    ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺯ
    ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺁﻏﺎﺯ
    ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢ ِ ﮔﻨﻪ ﮐﺎﺭ
    ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ

    ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ...
    .......... ﮔُﻨﻪِ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﭼﺸﻤﺖ ،
    ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ ...
  • ۱۳:۵۲   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از عشق، منِ مختصرم سوخت زلیخا
    جانم به لب آمد پدرم سوخت زلیخا

    من نیز جفا دیده‌ای از یوسف خویشم
    از آتش دل چشمِ ترم سوخت زلیخا

    لب‌تشنه رها کرد مرا، هیچ ندانست-
    از این همه دوری جگرم سوخت زلیخا

    دیگر اثری از من و خاکستر من نیست
    انگار پس از من اثرم سوخت زلیخا

    گفتم که شکایت کنم از او به غزل‌ها
    یک بیت نوشتم، هنرم سوخت زلیخا

    تنها دل من نیست که قربانی او شد-
    صد نسل دگر پشت سرم سوخت زلیخا
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان