خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۰۱:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    به دیواردلت تلنگرزدم نمیدانی
    ارتعاش تقه اش صدای باران
    شد،نمیدانی
    زمان که مدام میگذرد زمین که میگردد
    دگرگونی آدم مسلم است
    نمیدانی
    چون سنگ خسته نشسته ام میان رود
    چون آب ازسرم میگذری
    نمیدانی
    من نفس نفس میزنم، پای رفتن نیست
    توهرلحظه می روی، بی خیال من،نمیدانی
    ایوب شدم که انعکاس تیزی مهر
    برتابدازنگاه من به دلت
    نمیدانی
    شایدکه باران بخواندم برتو
    آب ازسرمن گذشته دیگر
    تونمیدانی
  • ۰۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی

    من و خیال تو و این سکوت طولانی...
  • ۰۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺗﻠﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺍﻣﺸﺐ
    ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ
    ﺗﻮﯾﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ؟
    ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ
    ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ !
    ﺗﻮ ﻫﻢ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺰﻥ
    ﺑﺮ ﺯﺧﻢ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ .…
    ﺑﺰﻥ ﺁﻫﻨﮓ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ
    ﺻﺪﺍﯼ ﭼﮏ ﭼﮏ ﺳﺎﺯﺕ
    ﻣﯿﺎﻥ ﮐﺎﺳﻪ ﯼ ﺧﺎﻟﯽ
    ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺸﺐ
    ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ .…
    ﺗﻮ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ
    ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺩﻝ ﺑﮕﺬﺭ
    ﯾﻘﯿﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ
    ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﻝ ، ﻫﻮﺍﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺍﺭﻧد!...
  • ۰۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک شب از کوچه ی معشوقه گذر خواهم کرد

    دزدکی باز به آن خانه نظر خواهم کرد

    بعد از آن با دل آشفته و چشمانی خیس

    بی خبر خسته از این شهر سفر خواهم کرد

    #علیرضا_ضرغامی
  • ۰۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با یک تلنگر می شود از هم فروپاشی مرا


    نگذار سر بر شانه ام آن قدر محکم نیستم
    #نجمه_زارع
  • leftPublish
  • ۰۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در من
    غزلی اینک
    دنبال تو
    می گردد ...

    ای آنکه
    تو را دیدن
    انگیزه ی گویایی ست !

    #محمدعلی_بهمنی
  • ۰۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست
    جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست

    مدام آتش شوق تو در درون من است
    چنانکه یکدم از آن آتشم رهائی نیست

    وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن
    طریق یاری و آئین دل ربائی نیست

    ز عکس چهرهٔ خود چشم ما منور کن
    که دیده را جز از آن وجه روشنائی نیست

    من از تو بوسه تمنا کجا توانم کرد
    چو گرد کوی توام زهرهٔ گدائی نیست

    به سعی دولت وصلت نمیشود حاصل
    محققست که دولت به جز عطائی نیست

    عبید پیش کسانی که عشق میورزند
    شب وصال کم از روز پادشاهی نیست

    "عبيد زاكانى"
  • ۰۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در رگ غیرتِ من خواب ندارد اثرت
    گم شده نیمه شبم را هوس در به درت

    مثل یک کشور اشغال شده بی تردید
    ترسم این است به این خاک نیافتد گذرت

    آدم برفی ِ از روز و شبش نا آگاه
    دگمه ای روی زمین است نیا خبرت

    با خودت تا به کجا می کشی ام دیوانه
    سایه ای بی کس و کار است دلم پشت سرت

    زخم بیگانه ندارد به شعورم اثری
    نخریدم به تن و جان خودم جز خطرت

    خاک عالم به سر سلسله ی شاعر ها
    تا نپیچد نفس غیر به عطر سحرت
  • ۰۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یکجورهایی در نگاهم خاص هستی
    مغروری اما یک بغل احساس هستی

    زیباتر از اینی که من میبینم ای ناز !
    تندیسی از ابریشم و الماس هستی

    اینجا پرست از سنگهای مشت کرده
    میفهممت ، نازکدلی ، حساس هستی

    عطرِ تنت پیچیده در آغوش کوچه !
    انگار در پیراهنی از یاس هستی

    شیرین شهرآشوب من ، ممنونم از تو
    شوریده ی این شاعرِ عکاس هستی


    تلفیقی از روحِ زلیخایی و مریم ...
    هم با خدایی هم خدانشناس هستی
  • ۰۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هوای عاشقی ، یارا هوای دیگری دارد
    سکوت چشمهای تو، صدای دیگری دارد

    چرا یک شب،فقط یک شب نمی آیی به خواب من؟
    خیالت شاید این شبها ، سرای دیگری دارد

    دل من زیر پای تو ، به جرم عاشقی له شد
    ولی جرم من ای ظالم ، سزای دیگری دارد

    تو گفتی دوستت دارم ، ببین از من مشو دلگیر
    دروغ از تو شنیدن هم ، صفای دیگری دارد

    خدایا گرچه کفر است این ولی،باور کن این شبها
    دلم کافر شده ، زیرا خدای دیگری دارد
  • leftPublish
  • ۰۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بعضی آدمها ،
    انگار چوب اند…
    تا عصبانی می شوند، آتش میگیرند،
    و همه جا را دودآلود میکنند،
    همه جا را تیره و تار میکنند،
    اشک آدم را جاری می کنند.

    ولی بعضیها این طور نیستند؛
    مثل عودند.
    وقتی یک حرف میزنی که ناراحت میشوند، و آتش میگیرند،
    بوی جوانمردی و انصاف میدهند ،
    و هرگز نامردی نمیکنند.

    این است که «هر کس را میخواهی بشناسی، در وقت عصبانیت، در وقت خشم بشناس.»
  • ۰۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو را لاي کدامين دفتر عمرم بخشکانم؟
    تو را کنج کدامين پاره قلبم... نمي دانم

    من عادت کرده ام هر شب،غبار اشک هايم را
    به روي هرچه باقي مانده است از تو ببارانم

    عروس هرزه ي صهيون! عصا از گردنم بردار
    که من موسي ترين پيغمبر سردرگريبانم

    کجا قرآن نوشته يوسف از آن زن بدش آمد؟
    که من عمريست از سرپيچي چشمم پشيمانم


    خداي چکمه پوش خيره بر اعصار يخبندان!
    نترس از من،که من خود زاده داغ زمستانم

    تنم يخ بسته از سرماي آدم هاي ديواري
    و ديوار است ديوار است ديوار است - تاوانم -

    شنيدم دست باران قصد موهاي تو را کرده
    برايت چتر آوردم که باران را بسوزانم

    دلم افسردگي مزمن يک کوه را دارد
    غزل پيچم نکن بانو، که من يا تو...چه مي دانم؟
  • ۰۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بگذشت شب ز نیمه و من با خیال دوست
    میناصفت بگوشه ی میخانه ام هنوز

    از شعله ی نگاه تو پروا نمیکنم
    ای شمع من! بسوز که پروانه ام هنوز
  • ۰۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺧـــــــــﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﺳﻤـــــــــــــــﺎﻥ !!
    "ﺑﻐﻀﺖ " ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ...
    ﺍﯾﻨﺠﺎ! ﺑﻌﻀـــــــــــﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣـــــــــــﺎ !
    ﻣﻮﻗﻌــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ،
    ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﻋﺠﯿﺐ
    ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ :
    ﭼﺘــــــــــــــــــــــﻪ ﺑﺎﺯ؟؟
  • ۰۲:۲۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شب، ندارد سرِخواب...
    شاخِ مایوسِ یکی پیچکِ خُشک
    پنجه بر شیشه ی در می ساید

    من ندارم سرِ یأس،
    زیر بی حوصلگی های شب،
    از دورادور
    ضربِ آهسته ی پاهای کسی می آید...

    شاملو
  • ۰۲:۲۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    انصاف نیست
    دنیا آنقدر کوچک باشد
    که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی
    و آنقدر بزرگ باشد
    که نتوانی آن کس را که دلت می خواهد
    حتی یک بار ببینی!
  • ۰۲:۲۵   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی میکند

    در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکند

    شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من

    زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند

    عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم

    لحظه لحظه از برایش نوحه خوانی میکند

    هی بسازد نقشی ازروی نگاری هر دمی

    درخیالش زیر گوشش پرده خوانی میکند

    عقل بیچاره به گِل مانده ولیکن دست خود

    داده بر دست ِ دل و ،با او تبانی میکند

    گیج و منگم کرده این دل، آنچنانی کاین زبان

    همچو او رفته ز دست و ، لنَتَرانی میکند

    گفتمش رسوا مکن ما را بدین شهرو دیار

    دیدمش رسوا مرا ، سطحِ جهانی میکند

    بلبلی را دیده دل اندر شبی نیلوفری

    دست وپایش کرده گم، شیرین زبانی میکن
  • ۰۲:۲۶   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشقم ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یار باش
    مثل من هرگز نکن با او کمی دلدار باش

    کم گذاشتی نازنین یک عمر برایم عشق خود
    لااقل یکدم بساز با عشق او بسیار باش

    از حریم عشق من پاپس کشیدی ناگهان
    گرد تا گرد حریم عشق او دیوار باش

    تاسحر یک عمر بودم ، درکنارت نازنین
    یک شبی تو امتحان کن مثل من بیدار باش

    ساکتی ای نازنین از عشق نو حرفی بزن
    بی دروغ و بی کلک یک لحظه را اینبار باش

    دلهره جانم گرفت ازبس بفکرت بوده ام
    حال او خوشحال کن چون لحظه دیدار باش

    من که رفتم بعد ازین حالم به تو مربوط نیست
    خنده کن یا گریه یا ازعشق او بیمار باش
  • ۰۲:۲۶   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهد
    مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد

    گاه با یاد تو زانو به بغل می گیرد
    خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد

    می نشیند سر راه تو ، که بر می گردی
    عمری اینجور غریبانه تو را می خواهد

    پای پیمان تو از جان و دلش می گذرد
    عشق می ورزد و مردانه تو را می خواهد

    یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست
    یعنی عاشق شده رندانه ، تو را می خواهد

    روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد
    غرض این است که مستانه تو را می خواهد

    چشم بر پنجره ی نازک دل می دوزد
    تا بیایی ، دل ویرانه تو را می خواهد
  • ۰۲:۲۶   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    طبيب "درد بي درمان" کدامست ؟
    رفيق راه بي پايان کدامست ؟

    اگر عقلست، پس ديوانگي چيست ؟!
    و گر جانست، پس جانان کدامست ؟

    پُر از دُر است بحرِ لايزالي
    درونش گوهرِ انسان کدامست ؟

    يکي جزوِ جهان، خود بي مرض نيست !
    طبيبِ "عشق" را دکان کدامست ؟

    خِرَد عاجز شد اندر فکر عاجز !
    که سرکش کيست؟ سرگردان کدامست ؟!

    "حضرت مولانا"
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان