خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۰۰:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدی
    من گیسوی بی شانه شدم.... هیچ ندیدی

    آهوی تو با ناز خرامید به صحرا
    دنبال تو بی خانه شدم..... هیچ ندیدی

    تا زلف گشودی دل ما رفت به تاراج
    گیسوی تو را شانه شدم.... هیچ ندیدی

    هر بار که جوشید دلم در تب عشقت
    چون باده ی میخانه شدم..... هیچ ندیدی

    آغوش غزالت به غزل باز شد اما
    تا سوی غزلخانه شدم..... هیچ ندیدی

    من غرق دو چشمت شده بودم که ببینی
    با موج تو دیوانه شدم..... هیچ ندیدی
  • ۰۰:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    فراموش مکن که:
    انسان مانند رودخانه است؛
    هر چه عمیق تر باشد آرامتر است.
    انسان بزرگ بر خود سخت می گیرد
    و انسان کوچک بر دیگران.
    انسان قوی از خودش محافظت میکند
    و انسان قویتر از دیگران.
    وقطعاً این قدرت را فقط میتوان در پناه پروردگار داشت.
    هرکس که به او نزدیک تر است، قدرتمندتر است،
    آرامتر و متواضع تر است.
    و تابش نور او را میتوان در تمامی جوانب زندگی اش دید.
  • ۰۰:۴۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خنديدن يک نيايش است...!!!

    اگر بتواني بخندی و بخندانی ،
    آموخته اي که چگونه نيايش کني ...
    هنگامي که هر سلول بدن تو بخندد ،
    هر بافت وجودت از شادي بلرزد ،
    به آرامشي عظيم دست مي يابی .
    کسي ميتواند بخندد ،
    که طنز آميزي و بازيهای روزگار را میشناسد .
    کوتاه ترين راه
    برای گفتن دوستت دارم ، لبخند است!!
    يادتون باشه آدمهاي خندان و شاد به خدا شبيه ترند
  • ۰۰:۴۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    قبل از تو جنون کار دلم بود که رسوا شده بودم
    هر چند که با بودن تو عاشق لیلا شده بودم

    آنقدر به اوج شرفم برده دو چشم عسلینت
    از شوق نگاه تو چنین تارک دنیا شده بودم

    با اینکه به دور از نظر خلق به چاه غم اسیرم
    با یاد تو من عازم زندان زلیخا شده بودم

    در خیل اسیران سر زلف تو گم گشتم اگر من
    با طلعت مهپاره ی رخسار تو پیدا شده بودم

    آن لحظه نهادی چو قدم بر دل پر خون شده ی من
    در زیر قدم های پر از مهر تو زیبا شده بودم

    در مهر و وفا صادقی از عشق تو آموخته ام من
    از روی صداقت که چنین عاشق و شیدا شده بودم


    کمال حسینیان _ حزین
  • ۰۰:۴۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دستت را به من بده

    دست های تو با من آشناست
    ای دير يافته! با تو سخن می گويم

    بسان ابر که با توفان
    بسان علف که با صحرا

    بسان باران که با دريا
    بسان پرنده که با بهار

    بسان درخت که با جنگل سخن می گويد
  • leftPublish
  • ۰۰:۴۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نرو! درمان این دلشوره ها رفتن نخواهد بود
    برایت هیچکس در هیچ جایی من نخواهد بود

    شب است و ماه روشن می کند راه عبورت را
    ولی چشمم به راهِ رفتنت روشن نخواهد بود

    عزیزم! ضربه هایت بر دلم آسیب خواهد زد
    عزیزم! جنس دل از مفرغ و آهن نخواهد بود

    به سختی بسته ام دل را، جنونش پیشکش اما
    سزای تیشه ی فرهاد، دل کندن نخواهد بود

    اگر سر روی دامانت گذارم شک نخواهم کرد
    کسی دنبال چین دامنت قطعاً نخواهد بود

    تو میدانی که من دنبال شرّم با رقیبانم
    نباشی هیچ کس با هیچ کس دشمن نخواهد بود
  • ۰۰:۴۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اي يار من اي يار من اي يار بي زنهار من
    اي دلبر و دلدار من اي محرم و غمخوار من

    اي در زمين ما را قمر اي نيم شب ما را سحر
    اي در خطر ما را سپر اي ابر شکربار من

    خوش مي روي در جان من خوش مي کني درمان من
    اي دين و اي ايمان من اي بحر گوهردار من

    اي شب روان را مشعله اي بي دلان را سلسله
    اي قبله هر قافله اي قافله سالار من

    هم رهزني هم ره بري هم ماهي و هم مشتري
    هم اين سري هم آن سري هم گنج و استظهار من

    چون يوسف پيغامبري آيي که خواهم مشتري
    تا آتشي اندرزني در مصر و در بازار من

    هم موسيي بر طور من عيسي هر رنجور من
    هم نور نور نور من هم احمد مختار من

    هم مونس زندان من هم دولت خندان من
    والله که صد چندان من بگذشته از بسيار من

    گويي مرا برجه بگو گويم چه گويم پيش تو
    گويي بيا حجت مجو اي بنده طرار من

    گويم که گنجي شايگان گويد بلي ني رايگان
    جان خواهم وانگه چه جان گويم سبک کن بار من

    گر گنج خواهي سر بنه ور عشق خواهي جان بده
    در صف درآ واپس مجه اي حيدر کرار من


    مولانا
  • ۰۰:۴۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    امشب غزل ساده ی من ناب ترین شد
    مهتاب در آغوش تو مهتاب ترین شد

    مهتاب همان شب که تو خواندی غزلم را
    شرمنده شد از نور رخت آب ترین شد

    جنگی شده برپا به میان غزل وعقل
    بردی غزلم! جنگ تو احزاب ترین شد

    آداب غزل چیست ندانستم از اول
    حالا چه غزل ها که پرآداب ترین شد

    مجنون که بُوَد! کیست زلیخا! نشناسند
    دیگر مثل و قصه ی ما باب ترین شد

    مردابم و نیلوفر من زینت من باش
    نیلوفر من عشق تو مرداب ترین شد

    گفتی که شنیدم غزلت را،خوشم آمد
    ای وای دلم وای که بی تاب ترین شد

    ای کاش نمیرم! نکند خواب وخیالی
    افسوس که رویای تو نایاب ترین شد 
  • ۰۰:۴۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در فراخوان نگاهت،زود شرکت میکنم
    با خیالت یک دو ساعت،خوب خلوت میکنم

    چشم های تو مجازی نیست اما،تاسحر
    با نگاه بی نظیرت،بی صدا چت میکنم

    چشم هایت موج دریا و،خیالت آسمان
    تا نگاهت میکنم،احساس لذت می کنم

    یک زمان میرنجی و یکبار میخندی برام
    دل فدای خنده های بیصدایت میکنم

    زل زدن درچشمهایت،اتفاقی ساده نیست
    از نگاه مهربانت کسب رخصت میکنم

    با خیالم همنشینی،از همه عالم جدا
    از تمام مردم دنیا،سوایت میکنم...

    کاش میشد میپریدم بی هوا در خلوتت
    از نگاهت شرم دارم من،رعایت میکنم
  • ۰۰:۴۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
    درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی

    عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
    ببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیدایی

    بده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرا
    بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی

    مرو مرو چه سبب زود زود می‌بروی
    بگو بگو که چرا دیر دیر می‌آیی

    نفس نفس زده‌ام ناله‌ها ز فرقت تو
    زمان زمان شده‌ام بی‌رخ تو سودایی

    مجو مجو پس از این زینهار راه جفا
    مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی

    برو برو که چه کژ می‌روی به شیوه گری
    بیا بیا که چه خوش می‌خمی به رعنایی

    #مولانا
  • leftPublish
  • ۰۰:۴۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نمی دانم چرا وقتی،
    دلم درگیر یاد توست،
    هوا دلگیر و بارانیست...
    صدای رعد هم جاریست...
    نه رویایی ، نه کابوسی ،
    هر آنچه هست بیداریست...
    نمکدان می شود ابر و...
    نمکها روی زخم دل ...
    و این آغاز یک موضوع تکراریست...!
    هنرها دارد این باران،
    از آن لحظه که می بارد،
    تبم در گریه می سوزد...
    تحمل کینه می توزد...
    و تن هم طبق معمول همیشه
    پیله ی افسوس می دوزد...
  • ۰۰:۵۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من پر از دردم بیا، یک ذره دلدارے بده
    فصلِ پایانے بہ این دورےِ اجبارے بده

    لحظہ هاےِ من اسیرِ غم شده یڪ دم بیا
    رنگ و بویے تازه بہ ساعاتِ تڪرارے بده

    بیت بیتِ شعرهایم را نگاهت آفرید
    با نگاهے شاعرم ڪن باز هم یارے بده

    بےتو هردم اشڪ بر چشمانِ من مهمان شود
    باز آ، من را نجات از این همہ زارے بده

    خستہ ام از فاصلہ، دیگر زپا افتاده ام
    ناتوانم ڪرده اے، قولِ پرستارے بده

    باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر مےڪنم
    بارالها فرصتے در وقتِ بیدارے بده
  • ۰۰:۵۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آن که برگشت
    و
    جفا کرد
    و
    به هیچم
    بفروخت ...

    به همه عالمش از من
    نتوانند خرید! ...



    #سعدی
  • ۰۰:۵۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مولانا

    گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما
    گفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا

    گفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهم
    گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم

    گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
    گفتم مرامستی دهی،با باده ای هستی دهی

    گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
    گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ

    گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
    گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این

    گفتی تویی دُردانه ام. تنها میان خانه ام
    مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام

    گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
    گفتی ببین.گفتم چه را؟گفتی خـدا را در خود آ
  • ۰۹:۳۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سلامم داغ ِ داغست ،طعمِ چایی می دهد گاهی
    زمستان است می چسبد دو فنجان ِ سحرگاهی

    بیا ای دوست مهمان ِدل ِ من باش تاهر صبح
    بریزم چای از سرویس ِ زیبای ِ قجرشاهی
  • ۰۹:۳۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ..خودت را،
    آن‌چنان بساز،
    تا بتوانی،
    بازیگرِ خوب و لایقِ
    این نمایشی باشی،
    که قلمِ تقدیر،
    در صحنه‌ی این زمین،
    برای فرزند آدمی،
    نوشته است..."
    دکتر شریعتی
  • ۰۹:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گه مرا پس مى زنى
    گه باز پيشم مى كشى

    آنچه دستت داده ام نامش دل است
    افسار نیست
  • ۰۹:۴۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سخني به ياد ماندني از امير
    كبير:

    اگر نیت یک ساله دارید، گندم بکارید
    اگر نیت ده ساله دارید، درخت بکارید
    و... اگر نیت صد ساله دارید، انسان تربیت کنید
  • ۰۹:۴۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حیفم آمد که چنین صبحی را،
    با نفس خوب خدا"ها" نکنم
    بیت بی معنی من بودن را
    با غزل های صدا ما نکنم

    حیفم آمد که در این روز دل انگیز خدا...
    گره کوچکی از قلبی را،
    به سر انگشت دعا وا نکنم.

    حیفم آمد که در این روزگه زود گذار
    این همه مهر که به من بخشیدند،
    عاقبت در نگه منتظری جا نکنم.
  • ۰۹:۴۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﻣﻦ ﺗﻮﺍَﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ، ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ
    ﺍﯾﻦﭼﻨﯿﻦ ﮔﻢ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎ



    ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻣﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﻟﯽ
    ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺍﺯ ﮔﺮﮒ ﻭ ﻣﯿﺶﺍﺵ ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﻫﺎ
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان