خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۰:۴۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
    مرا مسافرِ شب های انتظار کشید

    تو را شکفته و مغرور و سنگدل، اما
    مرا شکسته و بی تاب و بی قرار کشید

    تو را کنارِ سحرگاهِ شاد پبروزی
    مرا حوالیِ اندوهِ بی شمار کشید

    میان خنده و غم جنگ شد، دریغا غم
    به خنده چیره شد و دورِ من حصار کشید

    غمی که بر سرم آمد از آشنایان است
    همان غمی ست که هر لحظه شهریار کشید

    « کجا رواست که از دستِ دوست هم بکشد
    کسی که این همه از دستِ روزگار کشید »


    جویا_معروفی
  • ۲۰:۴۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    افسوس که اشعار مرا هیچ‌ نخوانی
    شاعر نشدی حیف که با من تو بمانی

    دستت قلمی نیست که با آن بنویسی
    با خون دلش بر دل من خون بچکانی

    صد حیف که در سینه ی سنگت خللی نیست
    صد وای که از عاطفه ات نیست نشانی

    حسی به منت نیست پذیرفته ام از جبر
    ای جان‌به فدایت که مرا هیچ ندانی

    در حسرت دیدار تو آواره ترینم
    کی میشود از عشق به ما هم بچشانی

    چون‌ ماه که پیدا شود و باز کشد روی
    یک روز گریزانی و یک روز عیانی

    زان عشق که پنهان شده در قلب من زار
    آگاه تو هستی که در این قلب ، روانی

    آنقدر گرفتار تو هستم که در این عشق!
    کافی است بدانم که برایم نگرانی

    ای آنکه مرا دیدی و انگار ندیدی !
    « با ما به از آن باش که با خلق جهانی »
  • ۲۰:۴۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باید مرد باشی تا بفهمی

    احساس یک زن،

    فروشی نیست،

    هدیه ست ...



    #احمد_شاملو
  • ۲۰:۴۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیگر گذشته نوبتِ آن سررسیدها
    حالا رسیده وقت به ما ناامید ها

    ما مردمانِ خسته دلِ ناتوان شده
    ما سروهای دست به دامانِ بیدها

    ما عاشقانِ مخلصِ ابن السلام ها
    ما عارفانِ بی خبر از بایزید ها

    بر بختِ بی گشایشِ ما قفلِ محکمی است
    آن گونه ای که هیچ نچرخد کلیدها

    گفتی که « شاد باش که شادی سزای توست »
    سر می زند به جای سیاهی سپیدها

    در گوشه گوشه ی دلِ ما غصه ریخته
    دیگر به گوشِ ما نرود آن نویدها

    تنها زمانه بر سرِ این شعر با من است
    بد فرصتی است فرصتِ ما نا امیدها


    جویا_معروفی
  • ۲۰:۵۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اعتـــــــراف می کنـــــم ...!

    محتـــــاج حس"نفس"هاي توام ....

    ممنوعه ترينم باش اما ...!

    بــاور کــن کـــه ....

    دلتنگیِ تــــو ...!

    بـــرای مـــن ....

    مـــرگ تــدریجی اســـت ......
  • leftPublish
  • ۲۰:۵۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سخت است

    که محدوده ی ممنوع

    خیالم ...

    جولان گه افکار

    تو باشد .

    تو نباشی!!
  • ۲۰:۵۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    درد دهی به فصلی، درمان کنی به وصلی

    مانم که بر چه اصلی، درد و دوایم از توست!؟

    حسین_منزوی
  • ۲۰:۵۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست

    بر خاکی نشسته ام که ازآنِ من نیست

    با نامی زیسته ام که ازآنِ من نیست

    از دردی گریسته ام که ازآنِ من نیست

    از لذّتی جان گرفته ام که ازآنِ من نیست

    به مرگی جان می سپارم که ازآنِ من نیست.

    #احمدشاملو
  • ۲۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    پادشاهی مےکنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو

    درچنین جولانگهےفرمانده اےنام آورم

    داده ام موسےکه باترفندبسپاردبه نیل

    تانگردد عاشق چشمان مستت لشکرم
  • ۲۰:۵۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    همیشه عاشق آدمای مغرور بودم...👉
    چون گفتن "دوست دارم" خیلی واسشون سخته
    ولی وقتی میگن عجیب به دلت میشینه...
    میدونی چرا...؟!!
    چون مطمئنی از سر عادت نگفته...
    چون مطمئنی تیکه کلامش نیس...
    چون مطمئنی واسه گفتنش پا رو همه ی غرورش گذاشته
    چون...
    چون مطمئنی "دوست دارم" یعنی واقعا "دوست داره"
  • leftPublish
  • ۲۰:۵۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟
    مثل باران،تند میبارم نمی آیی چرا؟


    خسته ام از درد،از آهنگ های بیکلام
    خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا


    غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست
    من چرا تا صبح بیدارم؟ نمی آیی چرا ؟


    رفته ای!با خاطراتت اشک میریزم هنوز
    باز غم در سینه میکارم نمی آیی چرا؟


    ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی
    بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا


    نسخه ای پیچیده دکتر بوسه بر لبهای عشق
    آه،محتاج پرستارم نمی آیی چرا


    هیچ کس من راپرستاری به جز روی تونیست
    از تب این عشق،بیمارم نمی آیی چرا؟؟
  • ۲۰:۵۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در توبه مرا گفت كه برگير شرابی
    ساقی تو كه خود بيشتر از خلق خرابی !

    اين ماهی دلمرده در اين بركه ی دلگير
    جز دوری آن ماه نديده ست عذابی

    من عارف دلتنگم ، يا زاهد دلسنگ؟
    هر روز نقابی زده ام روی نقابی …

    يک عمر ملائک همه گشتند و نديدند
    در نامه ی اعمال منِ مست صوابی

    ساقی! همه بخشوده ی یک گوشه چشميم
    آنجا كه تو باشی چه حسابی؟ چه كتابی؟
  • ۲۰:۵۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حافظه ام درد می کند
    از سنگینی خاطرات درشت
    از اتفاق های نیفتاده

    آرامشم تیر می کشد
    بغض هایم لبه ی پرتگاه مانده اند
    و چشمهایم
    خیره به چراغهای جایی نامعلوم

    جلوتر نیا
    سرزمین سکوت من
    میدان مین است...
  • ۲۱:۰۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چه خوش است راز گفتن،
    به حریف نکته سنجی

    که سخن نگفته باشی،
    به سخن رسیده باشد

    #بیدل_دهلوی
  • ۲۱:۰۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سخت است بت پرست به تهدیدی
    دست از بتی که ساخته بردارد
    از دوزخی ندیده نمی ترسد
    شمعی که شوق شعله به سر دارد

    من شاعری شکسته و آن بانو
    با چشم خویش کرده مرا جادو
    من با سی و دو حرف الفبا او
    جز شاعری هزار هنر دارد

    این نابرابرآنه ترین جنگ است
    ماه من است و آه... که از سنگ است
    یک شب که با من است دلش تنگ است
    می گوید انتظار سحر دارد

    گرچه هنوز بر سر پیمان است
    در فکر ترک خلوت این خانه است
    این مثل پر کشیدن پروانه است
    در نظم کائنات اثر دارد

    تغییر داده است پسندش را
    کوتاه کرده موی بلندش را
    کفشش به پا،گره زده بندش را
    با خنده گفته قصد سفر دارد

    تا لب به اعتراض گشودم،دست
    بر شانه ام نهاد و لبم را بست
    با بوسه ای و گفت که عشقی هست
    حتی اگر هزار اگر دارد

    عبدالمهدی_نوری
  • ۲۱:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
    آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

    آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم
    تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

    آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
    تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

    تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
    «عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

    آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است
    شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

    مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
    کاشا که عشق مختصری نیشتر شود
  • ۲۱:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خانه ی قلبم خراب از یکه تازی های توست


    عشق بازی کن که وقت عشقبازی های توست



    تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است


    دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

    فاضل_نظري
  • ۲۱:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را

    تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

    شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود

    کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

    وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

    تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

    گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

    جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

    کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست

    بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

    عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند

    این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را

    عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست

    کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را

    دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم

    ریسمان در پای حاجت نیست دست آموز را

    سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

    در میان این و آن فرصت شمار امروز را


    سعدی
  • ۲۱:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ما را نتوان پخت که ما سوخته ايم
    آتش نتوان زد که برافروخته ايم

    ما را نتوان شکست آسان اى دوست
    هرجا که دلى شکست، ما دوخته ايم

    ما خسرو و شيرين نشناسيم به عشق
    از عشق نکات ديگر آموخته ايم

    از عشق همين نکته کفايت ما را
    وجدان و شرف به عهد نفروخته ایم

    #بیدل_دهلوی
  • ۲۱:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نه سوهان روح و روان تو میشم
    نه سکوی پرتاب بسوی زندگی

    فقط قلب من سرزمینی میشود
    که حالت خوب باشد
    شبیه پناهندگی


    سعید چگینی.
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان