خانه
2.99M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۰۰:۲۲   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اعتصاب عشق مي داني که چيست؟

    ديگر از من شعر، کم خواهي شنيد


    شعرهای شاد را مي بوسم و ...

    از لبم هر بار...غم خواهي شنيد
  • ۰۰:۲۲   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ساز خوشـ ـحالی من را...



    احدی کـ ـوک نکرد !



    از غم ساده ی گیـ ـتار



    دلم میـ ـگیرد !!!
  • ۰۰:۲۲   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شعرم
    یک تپش
    یک نفس
    یک رویا کم دارد
    اینبار که قدم به شعرم گذاری
    تمام پنجره ها را
    میبندم
    شک نکن فردایش
    همه در جستجوی
    نام تو هستند!
  • ۰۰:۲۴   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود
    تن به هر یک نفسش مست از آن بوی تو بود

    زائر این دل عاشق به ره عشق تو رفت
    هر کجا رفت نشان از گذر کوی تو بود

    مست کردی تو مرا با نفس تازه خویش
    حبس، انگشت دلم در گره موی تو بود

    قبله ای کو که دلم سجده کند تا دم صبح
    قبله جستیم بسی ،آخر سر روی تو بود

    سخت اندیشه تو گرد سرم میچرخد
    وین پریشانی اندیشه چو گیسوی تو بود

    عشق در سینه فراوان ،چو تو معشوق مراست
    از نخستین سخنت دیده ی دل سوی تو بود
  • ۰۰:۲۴   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حالی که خوش است
    بی قرارش نکنید

    عشق است ولی باز
    قمارش نکنید

    حرفی نشده
    باز زمین گیر شدی

    حرف از دل ما بود
    شعارش نکنید

    #حسین_فائزی
  • leftPublish
  • ۰۰:۲۵   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
    فرمان بَرَمَت جانا! بنشینم و برخیزم

    گر بی تو بُوَد جنّت، بر کنگره ننشینم
    ور با تو بُوَد دوزخ، در سلسله آویزم

    با یادِ تو گر سعدی در شعر نمی‌گنجد
    چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم

    #سعدی
  • ۰۰:۲۵   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد
    "هستی"م ، بی تو همه هستی من می میرد

    با دلم قهر نکن هرچه که خواهی آن کن
    تو بزن بشکن و این سینه ،تو بی سامان کن

    با دلم قهر نکن قهر تو عالم سوز است
    بی تو حال دل من تلخ تر از دیروز است

    با دلم قهر نکن من به تو عادت دارم
    به خدا من به تو از پیش ارادت دارم

    با دلم قهر نکن هستی من باش که هست
    به خدا بی تو همه هستی من کوچک و پست..
  • ۰۰:۲۶   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیشب غم دل به دل بگفتم،بنهفت
    چون صبح بشد دیگری آنرا گفت
    من بودم و دل،راز مرا فاش که کرد؟
    دیگر غم دل بدل نمی باید گفت
  • ۰۰:۲۶   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نی بزن خواهش ولی امشب کمی غمگین نواز
    خوش نباشد حال من امشب کمی با من بساز

    نی بزن شاید کمی از درد من را کم کنی
    آسمان دل گرفته است غرق بارانم کنی

    میکشد شعله زبانه از درونم بی صدا ست
    سوختم خاکسترم خاکستر من پر بلاست

    هیچ همراهی به جز یادت نباشد هم سفر
    لطف کن امشب بیا این خاطراتت را ببر

    میدهد آهنگ غم آزار این گوش مرا
    رفتنت گشته سوالی و چرا پشت چرا

    گاه آواره شویم ، نه راه پس نه راه پیش
    ما جفا خود میکنیم ای نازنین در حق خویش

    نیستم اهل گله سنگ صبور غصه ام
    مانده ام از بهر تو دیگر چرا دلداده ام
  • ۰۰:۲۶   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حوّا هم کــه باشی
    مــن
    آدم نمی شوم

    پــس بی خودی
    جــای #بوسه
    سیب تعارفَـم نکــن !

    #رضا_کاظمی
  • leftPublish
  • ۰۰:۲۷   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتمش بي تو دلم مي گيرد !!!!!!
    گفت با خاطره ها خلوت كن.......

    گفتمش خنده به لب مي ميرد !!!!!
    گفت با خون جگر عادت كن.........

    گفتمش با كه دلم خوش گردد ؟؟؟؟
    گفت غم را به دلت دعوت كن.......

    گفتمش راز دلم را چه كنم ؟؟؟
    گفت با سنگ دلم صحبت كن ....
  • ۰۰:۲۷   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دل که تنگ است کجا باید رفت ؟
    به در و دشت و دمن ؟
    یا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟
    یا به یک خلوت و تنهایی امن؟
    دل که تنگ است کجا باید رفت ؟
  • ۰۰:۲۸   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شاید که ندانی غم ویران شدنم را
    در برزخ این فاجعه مهمان شدنم را

    جنگیدن بی وقفه ی من هر شب و هر روز
    آنسوی اگرهای تو پنهان شدنم را

    هرگز تو نفهمیدی و رفتی که نبینی
    پیوند من و بهمن و گریان شدنم را

    بعد ازتو به آغوش خودم بوسه زدم تا
    کمتر بکشم درد زمستان شدنم را

    تقصیر نگاه من و اصرار خودت بود
    با ثانیه ها وارد بحران شدنم را

    بازنده ی این قصه ی پر درد منم من
    بیچاره نفهمید پشیمان شدنم را

    شاعر شده ام تا همه ی شهر بدانند
    دلدادگی و بی سر و سامان شدنم را
  • ۱۰:۰۱   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    برد آرام دلم ، یار دلارام کجاست؟

    آن دلارام که برد از دلم آرام کجاست؟



    داده پیغام که یک بوسه تو را بخشم لیک

    آن که قانع شود از بوسه به پیغام کجاست؟



    بی غم عشق ، به گلزار جهان تنگدلیم

    در چمن رنگ محبت نبود دام کجاست؟



    گر من از گردش ایام ملولم؟ نه عجب

    آن که خوشدل بود از گردش ایام کجاست؟



    جرعه نوشان رضا ، نام تمنا نبرند

    دل ناکام رهی را ، هوس کام کجاست؟ *
  • ۱۰:۰۱   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چون شفق گر چه مرا باده ز خون جگر است

    دل آزاده ام از صبح ، طربناک تر است



    عاشقی مایه ی شادی بود و گنج مراد

    دل خالی ز محبت ، صدف بی گهر است



    جلوه ی برق شتابنده بود جلوه ی عمر

    مگذر از باده ی مستانه ، که شب در گذر است



    لب فرو بسته ام از ناله و فریاد ، ولی

    دل ماتمزده ، در سینه ی من نوحه گر است



    گریه و خنده ی آهسته و پیوسته ی من

    همچو شمع سحر ، آمیخته با یکدگر است



    داغ جانسوز من ، از خنده ی خونین پیداست

    ای بسا خنده ، که از گریه جگرسوز تر است



    خاک شیراز که سر منزل عشق است و امید

    قبله ی مردم صاحبدل و صاحب نظر است



    سر خوش از ناله ی مستانه ی سعدی است رهی

    « همه گویند ولی گفته ی سعدی دگر است » *

    * رهی معیری
  • ۱۰:۰۱   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
    چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
    من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
    تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
    خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
    تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
    ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
    من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
    در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
    در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
    من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
    من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
    از آتش سودایت دارم من و دارد دل
    داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
    دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
    کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
    ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت؟
    روی از من سر گردان شاید که نگردانی *

    * رهی معیری

  • ۱۰:۰۳   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی

    نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی

    نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی

    نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی

    نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی

    ندارم خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی

    بدیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی

    به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی

    کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان

    نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی

    گهی افتان و حیران چون نگاهی بر نظر گاهی

    رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها

    باقبال شرر تازم که دارد عمر کوتاهی

    * رهی معیری
  • ۱۰:۰۴   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    همچو نی می نالم از سودای دل
    آتشی در سینه دارم جای دل

    من که با هر داغ پیدا ساختم
    سوختم از داغ نا پیدای دل

    همچو موجم یک نفس آرام نیست
    بس که طوفان زا بود دریای دل

    دل اگر از من گریزد وای من
    غم اگر از دل گریزد وای دل

    ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
    نامور شد هر که شد رسوای دل

    خانه مور است و منزلگاه بوم
    آسمان با همت والای دل

    گنج منعم خرمن سیم و زر است
    گنج عاشق گوهر یکتای دل

    در میان اشک نومیدی رهی
    خندم از امیدواریهای دل *

    * رهی معیری
  • ۱۰:۲۰   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ است
    هر که از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است

    چرخ غارت پیشه را با بینوایان کار نیست
    غنچه پژمرده از تاراج گلچین فارغ است

    شور عشق تازه ای دارد مگر دل؟ کاین چنین
    خاطرم امروز از غمهای دیرین فارغ است

    خسروان حسن را پاس فقیران نیست نیست
    گر به تلخی جان دهد فرهاد شیرین فارغ است

    هر نفس در باغ طبعم لاله ای روید رهی
    نغمه سنجان را دل از گلهای رنگین فارغ است *

    * رهی معیری
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان