۱۳:۳۸ ۱۳۹۴/۹/۱۴
تیشه ی عشق تو از ریشه و بنیان زده است
ریشه ی قلب مرا او به هر عنوان زده است
عشق وحشی تو حتی به دلم رحم نکرد
مثل گرگی که به یک گله ی چوپان زده است
سال هشتاد و بگو چند ... دلم دید تو را ؟؟
از همان سال دلم سر به بیابان زده است
از همان وقت که او عاشق و دیوانه ی توست
سالیانست به چشمم نم باران زده است
کاش آن سال کذایی دل من زنده نبود
چونکه امروز دلم قایق طوفان زده است
قایقی کوچک و چوبی و ضعیفست که آن...
دل به امواج خطرناک فراوان زده است
دل سپردست به امواج که شیطان صفت اند
مثل ابلیس که صد زخم به انسان زده است
عاقبت عشق مرا چشم تو نادیده گرفت
خنجری بود که او بر دل بی جان زده است
رضا ایزدی